+ نوشته شده توسط سروه در يکشنبه بيست و يکم آبان 1385 و ساعت 13:47 | 2 نظر
+ نوشته شده توسط سروه در يکشنبه بيست و يکم آبان 1385 و ساعت 13:44 | یک نظر
شعر
+ نوشته شده توسط سروه در پنجشنبه چهارم آبان 1385 و ساعت 17:11 | 3 نظر
شادمهر
+ نوشته شده توسط سروه در پنجشنبه چهارم آبان 1385 و ساعت 17:5 | 2 نظر
+ نوشته شده توسط سروه در پنجشنبه چهارم آبان 1385 و ساعت 16:59 | یک نظر
داریوش
+ نوشته شده توسط سروه در پنجشنبه چهارم آبان 1385 و ساعت 16:57 | یک نظر
داریوش
+ نوشته شده توسط سروه در پنجشنبه چهارم آبان 1385 و ساعت 16:56 | نظر بدهید
سلام سروه عزسزم من دلم برای تو خیلی تنگ سده است و دوست دارم روبه رو با تو حرف بزنم و به تو بگم که دوست دارم عزیزم به امید ان روزی که من به تو بگم دوست دارم عزیزم...
+ نوشته شده توسط سروه در شنبه هشتم مهر 1385 و ساعت 17:54 | نظر بدهید
+ نوشته شده توسط سروه در جمعه هفتم مهر 1385 و ساعت 16:19 | نظر بدهید
+ نوشته شده توسط سروه در جمعه هفتم مهر 1385 و ساعت 16:15 | یک نظر
+ نوشته شده توسط سروه در پنجشنبه نهم شهريور 1385 و ساعت 19:44 | یک نظر
+ نوشته شده توسط سروه در چهارشنبه يکم شهريور 1385 و ساعت 19:20 | نظر بدهید
+ نوشته شده توسط سروه در چهارشنبه يکم شهريور 1385 و ساعت 19:16 | نظر بدهید
+ نوشته شده توسط سروه در جمعه بيست و هفتم مرداد 1385 و ساعت 11:23 | 3 نظر
+ نوشته شده توسط سروه در جمعه بيست و هفتم مرداد 1385 و ساعت 11:18 | نظر بدهید
+ نوشته شده توسط سروه در سه شنبه بيست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 11:32 | نظر بدهید
+ نوشته شده توسط سروه در سه شنبه بيست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 11:25 | نظر بدهید
در این دنیا تک و تنها گیا هی در دل صحرا چون مجنونی که از فرداش گریزد
+ نوشته شده توسط سروه در سه شنبه بيست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 11:21 | نظر بدهید
وقتی تو را کردم فراموش  شمع دلم شد خاموش
+ نوشته شده توسط سروه در سه شنبه بيست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 11:13 | یک نظر
+ نوشته شده توسط سروه در سه شنبه بيست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 11:11 | نظر بدهید
+ نوشته شده توسط سروه در سه شنبه بيست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 11:9 | نظر بدهید
شعر
+ نوشته شده توسط سروه در سه شنبه بيست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 11:8 | نظر بدهید
گل
+ نوشته شده توسط سروه در سه شنبه بيست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 11:6 | نظر بدهید
عشق
+ نوشته شده توسط سروه در سه شنبه بيست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 11:5 | 2 نظر
یه پنچره با یه قفس  یه حنجره بی هم نفس
+ نوشته شده توسط سروه در يکشنبه بيست و دوم مرداد 1385 و ساعت 11:58 | یک نظر
بی تو مهتاب شبی از آن کوچه گذشتم   همه تن و چشم خیره به دنبال تو گشتم   شوق دیدار تو لبریز از جام وجودم  شدم ان عاشق دیوانه که بودم
+ نوشته شده توسط سروه در يکشنبه بيست و دوم مرداد 1385 و ساعت 11:54 | نظر بدهید
ای بهتر از من با من در دست های تو ایا رمز کدا مین بشارت نهفته بود که از من دریغ کردی اغاز مهربانی تو با من مثل شکوفخ های سبز ایثار سایه گر کیست؟ ایا چه کسی تو را از مهربان شدن با من مایوس میکند؟
+ نوشته شده توسط سروه در يکشنبه بيست و دوم مرداد 1385 و ساعت 11:51 | نظر بدهید
حسرت پرواز

+ نوشته شده توسط سروه در جمعه بيستم مرداد 1385 و ساعت 12:30 | نظر بدهید
نم یه عکس باحال:

+ نوشته شده توسط سروه در جمعه بيستم مرداد 1385 و ساعت 12:29 | نظر بدهید
عشق نامه مانيفست
September 19, 2005

آوازخوان سر از پا نمی شناسد چرا که می داند دوباره می تواند بخواند. صحنه او رو صدا می کند. صحنه او را می طلبد! سکوت از صدا شکست می خورد. فرياد پيروز می شود بر خاموشی. در نبردٍ حافظه با خاموشی٬ برنده خاطره است.
آوازخوان با يک دهان٬ سرخ از ترانه و خاطره بر می گردد. هيچکسان که صحنه را خاموش می خواهند٬ بر آشفته می شوند. اما کوچکتر از صحنه اند. کم تر از خط و نشان کشيدن اند٬ ناتوان تر از تو قصه اند .
آواز خوان لبخند زنان می گويد :
- ديديد گفتم که ما دوباره در يک شب آفتابی٬ همترانه خواهيم شد.
همترانه! بی بهانه!
می گويد و پر از عطر گلاب می شود!

شادا که صدا٬ خاموشی و فراموشی را شکست می دهد٬ و ما ميلاد عشقنامه يی به نام « مانيفست » را جشن می گيريم. خانه مان را آينه بندان می کنيم٬ چرا که در اين زمهرير سکوت؛ و در اين يلدای بی آواز٬ Manifest دهانه ی آتشفشان است .
نمايش نمايش عشق است٬ يک اتفاق خوشايند است.
+ نوشته شده توسط سروه در جمعه بيستم مرداد 1385 و ساعت 12:23 | 2 نظر