فرسايش بادي و وزش گرد و غبار مرسوم ، بر زمين هايي كه مورد خاكورزي گندم زمستانه- آيش تابستانه ، در واشنگتن شرقي ايالات متحده آمريكا قرار دارند، باروري خاك را كاهش مي دهند و مي توانند با كيفيت نامطلوب هوا همكاري كنند.خاكورزي حفاظتي در طول آيش، براي كاهش دادن فرسايش و گرد و غبار شناخته شده است ،اما خاكورزي سنتي(CT) هنوز بر بيش از 80 درصد زمين هاي اين منطقه به كار برده مي شود. اين مقاله نتايج اقتصادي يك دوره 5 ساله (سال هاي زراعي 1995 تا 1999 ) سيستم خاكورزي را كه در منطقه ليند واشنگتن پژوهش شده است، در سايت كشاورز جوان گزارش مي دهد. ميانگين بارش سالانه پايگاه 224 و خاك لومي سيلتي شانو ( سيلتي زبر، مخلوط شده، فوق العاده فعال، مرطوب Xeric Hapolcambids ) است. سيستم هاي خاكورزي هستند: 1- خاكورزي سنتي(CT )-2-حداقل خاكورزي: (MTكشت و علف كش ها)،3- حداقل خاكورزي تاخيري:(DMTعلف كش ها وكشت تاخيري).

محصول دانه اي گندم در ميان اين سال ها بين 79/1 تا 20/5 در هكتار برآورد شده است. اما بين محصول دانه اي سيستم هاي خاكورزي در هر سال يا هنگام تحليل ميان سال ها اختلافي وجود ندارد. سيستم خاكورزي ، به طور اقتصادي ، بر اساس برگشتي بازار نسبت به هزينه هاي كل توليد مشابه بودند، اما DMA از CT براساس برگشتي بازار نسبت به هزينه هاي متغير ، سود آوري كمتري داشت (البته اين سودآوري كمتر، چندان محسوس نبود).تحليل گران اقتصادي نشان مي دهند كه هيچ كمك مالي مورد نياز نمي باشد تا توليدكنندگان را براي تغيير از شيوه سنتي به شيوه آيش با شخم كمتر ترغيب كند، زيرا اين سيستم ها در مجموع سود آور هستند. چون هيچ طعمه و دليل اقتصادي بلند مدت و كوتاه مدتي براي تبديل كردن CT به MT ( كه خاك را حفظ مي كند) وجود ندارد، اين يك راه حل پيروزمندانه و موفقيت آميز براي كشاورزان و محيط زيست مي باشد.

هنگامي كه مساحت زمين تحت آيش تابستانه(بهاره) در آمريكا در طول سه دهه  گذشته كاهش پيدا كرد، تناوب گندم-آيش زمستانه(پاييزه)، سيستم مسلط و عمده كاشت در مناطقي كه بارندگي سالانه يك متر از 350 ميليمتر دارند، باقي ماند. در ايالت واشنگتن شرقي و مناطق شمال مركزي ، آيش بهاره- گندم پاييزه ، سيستم مسلط و عمده كاشت بر تقريبا 2 ميليون هكتار مي باشد. كشاورزان در گريت پلين شمالي به طور مشخص فرسايش بادي را در زمين هاي آيش شده كاهش دادند با پذيرفتن سيستم خاكورزي كمينه (MT) و تمرين سيستم هاي بدون خاكورزي و شواهد تازه اي كاهش مشابه را در فرسايش بادي و تحمل در برابر گرد و غبار باد در پاسيفيك نوثوست نشان مي دهد. مركز اطلاعات خاكورزي حفاظتي(CTIC) گزارش داد كه كشاورزان در ايالات هاي گريت پلين غربي و پاسيفيك روش هاي MT و بدون خاكورزي را بر 34 درصد زمين هاي زراعي به كار بردند. اگرچه در ايالت واشنگتن فقط 26 درصد زمين هاي زراعي در روش MT و بدون خاكورزي بودند.

در واشنگتن شرقي- مركزي كه بارش سالانه معمولا بين 150 تا 300 ميلي متر است، حتي آيش MT كمياب است. براي مثال ، در حومه آدامز قلب منطقه گندم- آيش واشنگتن ، خاكورزي سنتي هنوز بر 88 درصد زمين هاي زراعي به كار برده مي شود. بيشترين مطالعات اخير اقتصادي روش هاي بدون خاكورزي و MT در سيستم گندم- آيش به منطقه گريت پلين آمريكا و پريريس كانادا مربوط مي شود. بازنگري اين كار نشان داده است كه سودبخشي مرتبط به اين سيستم هاي خاكورزي در مناطق نسبتا كم آب، با تغيير موقعيت تغيير كرده است، اگرچه كاهش خاكورزي عمدتا برگشتي خالص را افزايش مي دهد وقتي شدت كشت زراعتي هم افزايش يابد. وقتي پيشنهاد اين سيستم ها براي خاك و هوا مفيد تشخيص داده شدند، برخي پژوهشگران گزارش دادند كه براي روش بدون خاكورزي هزينه توليد بالاتر است. اسميت و همكارانش گزارش دادند كه حضور غير قابل كنترل علف هاي هرز در روش بدون خاكورزي در مناطق نسبتاكم آب مي تواند به طور عمده هزينه علف كشي و توليد كل را با ببرد.

اگرچه پژوهش هاي اخير كشاورزاني كه روش بدون خاكورزي را در يك منطقه نسبتا كم آب واشنگتن شرقي آزمايش كرده اند، آشكار مي كند كه هزينه ي توليد آنها براي كشت هايي كه بذرپاشي آنها در بهار انجام مي شود كمتر از روش CT بوده است. خاكورزي سنتي كه در طول آيش به كار برده مي شود شديد است و اغلب خاك را نسبت به فرسايش آسيب پذير مي كند.كمبود پس مانده هاي گياهي،كلوخه و زبر خاك بر سطح خاك مي تواند يك تهديد فرسايش بادي خطرناك را به وجود آورد و مطرح سازد. سيستم خاكورزي حفاظتي در پاسيفيك نوثوست عموما ابزار بدون برگردان را به كار گرفت مانند تيغه پهن V شكل براي خاكورزي مقدماتي بهاره ، به همراه استفاده از علف كش ها به جاي يك يا دو عمليات خاكورزي. اين كار مقادير بيشتري پس مانده هاي سطحي و زبري خاك را در طول آيش در مقايسه با روش CT حفظ مي كند. لي خبر داد كه ذرات گرد وغبار معلق كه 10 ميكرو متر (PM-10 و كوچك تر بودند در اسپوكان ايالت WA به 31 تا 54 درصد كاهش خواهند يافت، اگر خاكورزي حفاظتي يا روش بدون خاكورزي جايگزين آيش بهاره سنتي شود.

هر دو منطقه اسپوكان و تري سيتيز اوربان در مواجهه با استانداردهاي دولتي كيفيت هوا براي PM-10 در چندين مورد رد شدند. يكي از اين موارد، در طول يك توفان غبار (شن) بزرگ در 25 سپتامبر 1999 بود، وقتي كه PM-10 به 405 ميكرو گرم رسيد كه تقريبا سه برابر استاندار مجاز ملي 150 مي باشد. در آن روز، در تصادف چند اتومبيل در نزديك پندلتون هفت سرنشين كشته و22 نفر مجروح شدند. بله ، تخلف از فرمان استاندارد هاي دولتي كيفيت هوا، كه نمايندگان كيفيت هوا طرح ها را گسترش مي دهند تا اين مشكل را حل كنند.

چرا بيشتر كشاورزان گندم- آيش در پاسيفيك نوثوست درون مرزي خاكورزي حفاظتي را كار نمي برند؟ برخي كشاورزان ميزان دانه آب ناكافي براي استقرار موقعيت گندم پاييزه ، مشكلات در كنترل دم روباهي كلاهي (bromus tecnicum ) و ديگر علف هاي هرز ، به علاوه شياربازكن دانه به علت پس مانده بيش از حد را دليل اين موضوع مي آورند. همچنين مواردي درباره خطر سرمايه گذاري در ابزارهاي خاكورزي حفاظتي نمايان و آشكار مي شود تا براي برخي كشاورزان واشنگتن شرقي زمينه بي ميلي شود و آنها سيستم هاي آيش خاكورزي حفاظتي را قبول نكنند اين مقاله عملكرد محصول دانه اي و سودبخشي روش خاكورزي كميته (حداقل خاكورزي:MT ) و روش خاكورزي كمينه تاخيري (حداقل خاكورزي تاخيري :DMT) را در مقايسه با خاكورزي سنتي (CT) گزارش مي دهد ( براي كشت گندم آيش در واشنگتن شرقي نسبتا كم آب).

• وسايل و روش هاي آزمايش

آزمايش سيستم خاكورزي تناوب گندم- آيش از آگوست 1993 تا جولاي 1999 در ايستگاه پژوهشي آيشي دانشگاه ايالت واشنگتن در ليند واشنگتن انجام شد. اگرچه اولين عمليات آيش در سال 1993 رخ داد، اما پژوهش به مانند يك تحقيق 5 ساله توليد گندم انجام شد كه از 1995 تا 1999 طول كشيد، خاك لومي سيلتي شانو بيشتر از 2 متر عمق با شيب كمتر از 2 درصد داشت. اين طرح آزمايشي يك بلوك كامل تصادفي از سه سيستم خاكورزي بود كه چهار دفعه تكرار شد. قطعات مستقل 46ط 18 متر بودند ، كه اجازه مي داد تا تجهيزات كشاورزي در حد و اندازه صنعتي و تجاري استفاده شود . بخش هاي نزديك به هم وهم جوار زمين استفاده شدند براي اينكه بتوانيم داده ها را از هر دو بخش محصول و آيش پژوهش در هر سال جمع آوري كنيم .سه سيستم مديريتي خاكورزي عبارت بودند از:

ا- خاكورزي سنتي (  :(CTتكرار و زمان بندي استاندارد عمليات خاكورزي و استفاده از ابزارهاي معمول مورد استفاده كشاورزان

2- خاكورزي حفاظتي:(MT) تكرار و زمان بندي استاندارد عمليات خاكورزي ، علف كش ها به جاي خاكورزي جايگزين شدند و يك خيش V شكل ، بدون آنكه خاك را برگرداند با چنگك غلتان همراهش براي خاكورزي مقدماتي بهاره استفاده شد.

3- خاكورزي حفاظتي تاخيري(DMT) : شبيه به روش MT ، به جز خاكورزي مقدماتي بهاره با خيش V شكل كه دستكم تا اواسط ماه مه به تاخير انداخته شد. سيستم DMT شامل تحقيق شده است تا تاثيرش بر نگهداري رطوبت خاك ، كنترل فرسايش بادي و به علاوه ، امكانپذير و عملي بودن اقتصادي آن ، آزمايش و بررسي شود. توصيف جزئي خاكورزي و ديگر عمليات كاشت براي همه سيستم هاي خاكورزي در شيلينگر(2001) گزارش شده اند.

• تحليل اقتصادي

روش هاي استاندارد بودجه بندي فعاليت ها (سرمايه گذاري ها) به كار گرفته شدند تا متوسط هزينه هاي ثابت و متغير توليدات را براي هر سيستم خاكورزي تخمين بزنند. هزينه هاي ثابت شامل استهلاك ، بهره، ماليات ها، مسكن(تهيه جا) و بيمه بر دستگاه ها و يك هزينه سرجمع كشت هستند. هزينه هاي زمين براساس قانون محلي دوسوم مستاجر و يك سوم موجر از محصول سهم مي برند مي باشد كه با بازده سالانه تغيير مي كند. هزينه هاي متغير شامل بذر، كود، علف كش، بيمه آتش سوزي و تگرگ، سوخت ، تعميرات و نيروي كار مي باشد. هزينه هاي توليد براي هر سيستم خاكورزي براساس ترتيب حقيقي عمليات كه در آزمايش انجام شده است مي باشد،اما دستگاه هاي مخصوص مقياس كشت در منطقه را مورد فرض قرار داديم. خيش V شكل تيغه پهن تنها ابزار اضافي اي بود كه براي تغيير از سيستم CT به MT يا DMT مورد نياز بود.

ميزان كود ، علف كش و بذر آن مقاديري هستند كه در آزمايش ليند استفاده شدند. ميزان محصولات دانه اي ، ميانگين سال هاي 1995 تا 1999 هستند كه از اين آزمايش بدست آمده اند . همه مقدارهاي هزينه و سود براي هر هكتار تناوبي جمع آوري شدند. براي مثال ، هزينه ها و سود هاي آيش گندم پاييزه- آيش بهاره براي نيم هكتار گندم پاييزه و نيم هكتار آيش محاسبه شدند. اين گونه محاسبه به درستي ميانگين بازده هر هكتار در هر سال را براي يك كشاورز كه نصف زمين را در آيش و نصف ديگر را در كشت گندم پاييزه قرار داده است، توصيف مي كند. براي تحليل گران اقتصادي ، فرض مي شود كشاورزان در اين منطقه از هزينه دوباره كاشت محصول گندم پاييزه شان براي گندم بهاره در يك سال از پنج سال كشت خسارت خواهند ديد كه اين به علت جوانه نزدن گندم پاييزه به اندازه كافي يا مرگ زمستانه مي باشد. اين مورد در آزمايش ليند براي همه سيستم هاي خاكورزي به علت آب ناكافي ناحيه كشت براي كشت گندم پاييزه در سپتامبر 1994 رخ داد.

قيمت گندمي كه استفاده شده ، تني 02/144 دلار براي گندم سفيد و نرم و تني 3/187 دلار براي گندم بهاره سخت و قرمز ، معيار منطقه اي است براي تعيين قيمت فروش و بازاريابي سالانه محصولات به دست آمده در منطقه پژوهش. يك تحليل حساسيت شامل نشان دادن تاثيرات محدوده مرزي توليدات و قيمت گندم مي شود ، در ضمن شامل مي شود قيمت هاي كمتر از تني 110 دلار كه در سال هاي 1998و 1999 ديده شده است. برگشتي خالص بازار نسبت به هزينه توليد تعريف مي شود.پرداخت هاي دولتي مربوط به كسري در آمد (پرداخت هاي متحول كننده ، كامل كننده و قرضي) كه در سال 1998 مهم و قابل توجه بودند در نظر گرفته نشدند.افزودن پرداختهاي دولتي به تحقيق بر رتبه بندي سيستم هاي خاكورزي تاثيري نخواهد داشت چنانچه پرداخت هاي متحول كننده وكامل كننده ي تفكيك شده در سيستم هاي خاكورزي تغيير نكند( يعني بايد پرداخت ها براي همه خاكورزي ها مساوي باشد). هرچند صرف نظر از انتخاب خاكورزي، اين پرداخت ها بر راي درباره پويايي اقتصادي تاثير خواهند گذاشت.

• محصولات ، پس مانده و ذخيره آب

محصول دانه اي گندم پاييزه از سال 1995 تا 1999 محدود بين 79/1 تا 20/5 تن در هكتار بود. اختلاف آماري قابل توجهي در محصول دانه اي ميان سيستم هاي خاكورزي در هر سال يا در ميانگين 5 سال وجود ندارد . در صورتي كه آمار قابل توجهي نيست اما در هر سال محصول MT متجاوز يا مساوي محصول CT است. پس مانده هاي به جا مانده بر سطح خاك در پايان دوره آيش mo-13 به طور ميانگين برابر 770 ، 1390 و 1440 كيلو گرم بر هكتار براي CT ، MT و DMT مي باشد. براساس برنامه كشاورزي دولتي در مورد حداقل مقدار پس مانده سطحي مورد نياز براي خاك هايي با فرسايش زياد (390 كيلو گرم بر هكتار)، استفاده از روش CT در يك سال اين قانون را نقض كرد و مقدار پس مانده كمتر از 390 كيلو گرم بر هكتار شد. در ديگر سال ها هم اين موضوع فقط به صورت حدي رعايت شد. با در نظر گرفتن اينكه در همه سال ها در سيستم هاي MT و DMT مقدار پس مانده بيش از اندازه وجود داشت. در مجموع ، هر دو پارامتر حجم كلوخ و سطح ناهموار با مقايسهMT & DMT با CTبررسي شد. به طور ميانگين در همه چرخه هاي آيش ، حجم آب خاك در عمق صفر تا 15 سانتي (منطقه حضور بذر) همچنين در تمام برش عمودي 180 سانتي خاك به وسيله سيستم هاي خاكورزي تحت تاثير قرار نگرفت. بنابراين CT سود زراعي بيشتري از MT ، DMT در اين آزمايش نداشت ، اما روش CT زيان هاي كاملا مشخصي براي محيط دارد.

• سود بخشي و تحليل حساسيت

متغير بودن برگشتي خالص بازار ، هزينه محصولات مختلف و هزينه توليد را در طول آزمايش 5 ساله بازتاب مي كند. همچنان كه در بالا گفته شد ، در طول زمان و در ميان سيستم هاي خاكورزي بهاي گندم براي آزمايش 5 ساله ثابت نگه داشته شد و برگشتي خالص بازار نسبت به هزينه هاي كل براي سه سيستم خاكورزي به طور آماري به ميزان قابل توجهي (5 درصد) متفاوت نبود(جدول 3). با اندازه گيري برگشتي خالص نسبت به هزينه هاي متغير ، DMA از ديگر سيستم هاي خاكورزي در مقدار قابل توجه 05/0 سود آوري كمتري داشت. براساس ميانگين قيمت ها و محصولات ، برگشتي بازار هر سه سيستم خاكورزي كمتر از آن است كه هزينه هاي كل را پوشش دهد و مقدار 27 تا 40 دلار را نمي تواند پاسخگو باشد. هزينه هاي كل شامل :

1- دستمزد براي كارگر
2- هزينه زمين
3- استهلاك دستگاه ها
4- هزينه بهره

 5- هزينه متغير هاي از دست رفته مي شوند.

منفي بودن برگشتي خالص بازار نسبت به هزينه هاي كل به طور روشن و واضح در توليد دانه اي عادي هستند، وقتي پرداخت هاي دولتي شامل كار نشده باشد( پرداخت هاي دولتي شامل پژوهش نشده اما هزينه زمين به صورتي است كه انگار پرداخت ها حساب شده است). اين دليل اهميت پرداخت هاي دولتي است كه تبديل به سرمايه شده و ارزش زمين را بالا مي برد ، متناسبا هزينه ها هم افزايش مي يابد. در نبود پرداخت هاي دولتي ، هزينه هاي زمين براي مالك كاهش خواهش يافت و برگشتي بازار شايد با دقت بيشتري هزينه ها را پوشش دهد.

 قيمت هاي بازار و ميزان محصولات كشاورزي به طور گسترده نسبت به زمان متغيرند. براي مثال ، ميانگين قيمت 5 ساله در اين تحليل 02/144 دلار به ازاي هر تن گندم سفيد نرم ، استفاده شد. اما قيمت گندم در منطقه تا تني 18/88 و 22/110 در سال هاي 1998 و 1999 به شدت سقوط كرد. به طور مشابه محصول گندم ديم در اين منطقه اساسا از سالي به سال ديگر متغير است. نتايج ميزان حساسيت براي MT رقابتي سيستم خاكورزي ، براي توضيح دادن تاثيرات تغيير پذيري قيمت و محصول اينجا مطرح مي شود. اگر ميانگين گندم MT ، 03/4 تن در هكتار باشد و قيمت 96/146 دلار براي هر تن دريافت مي شود ، برگشتي بازار نسبت به هزينه هاي كل مساوي 83/9 دلار مي شود. قيمت هاي 59/128 دلار پايين تر به ازاي هر تن ، براي همه محصولات 37/4 تن بر هكتار و كمتر. وجود ضرر و زيان را قبل از پرداخت دولتي نشان مي دهد.مقدار ميانگين محصولات دانه اي سال هاي 1996 تا 1999 آزمايش ، براي سيستم MT كه 89/3 تن بر هكتار است ، به گونه اي مي توان محاسبه كرد كه يك قيمت 19/147 دلار براي هر تن داشته باشيم تا هزينه كل 29/286 دلاري در هر هكتار تناوبي را پوشش دهد. اگر محصول دانه اي براي MT تا زير 03/3 تن در هكتار سقوط كند ، چنانچه در سال 1999 رخ داده كشاورز براي پرداخت هزينه هاي كل از محل فروش بازار درمانده خواهد شد ، حتي اگر قيمت گندم در بالاترين ميزان خود يعني 70/183 دلار براي هر تن باشد.

• نتيجه گيري

نتيجه گيري از اين پژوهش 5 ساله اختلاف آماري در مقدار محصول سيستم هاي آيش CT ، MT و DMT را نشان نمي دهد.سه سيستم خاكورزي از نظر اقتصادي معادل هستند كه براساس برگشتي بازار نسبت به هزينه توليد مي باشد. سيستم كاهش خاكورزي به وسيله كنترل فرسايش باد، توليدات بيشتر در آينده را وعده مي دهد. از اين گذشته سيستم هاي كاهش خاكورزي خطر تكذيب پرداختهاي دولتي را كاهش مي دهد ، به خاطر اينكه حتي بيشتر از آنچه دولت خواسته پس مانده سطحي باقي مي گذارد. تحليلگران اقتصادي نشان مي دهند كه هيچ كمك مالي يا حتي كمترين كمك مالي مورد نياز نمي باشد تا توليد كننده ها را براي تغيير از شيوه سنتي به شيوه آيش با شخم كمتر ترغيب بكند، چرا كه اين سيستم ها در مجموع سود آور هستند. اين موضوع به ويژه براي سيستم MT صادق است كه سودبخشي آن به طور آماري براي هر دو برگشتي بازار نسبت به هزينه هاي متغير و كل با CT برابر است. چون يك طعمه و دليل «اقتصادي» كوتاه مدت يا بلند مدت قابل توجه براي تبديل به سيستم آيشMT كه محافظ خاك است ، وجود ندارد ، اين نشان مي دهد بهترين تمرين مديريت كشاورزي را براي كشاورزان و هم ساكنان شهري كه در مسير وزش باد قرار گرفته اند. برنامه هاي آموزشي توسعه بايد سود اقتصادي و حفاظتي روش MT را كاملا مشخص كنند.
 












 

هوا لازمه حيات است و نياز به آن بيش از آب و غذاست، در اهميت هوا همين بس كه آدمي مي تواند بدون غذا چند روز يا چند هفته زندگي كند ولي بدون هوا چند دقيقه بيشتر نمي تواند زنده بماند. هواي اطراف زمين علاوه بر اينكه به منزله پوششي است كه از سرد و گرم شدن بيش از اندازه و سريع زمين جلوگيري مي كند، موجودات زنده زمين را از اشعه مستقيم سوزان خورشيد، اشعه كشنده فرابنفش، اشعه ايكس و اشعه كيهاني محافظت مي كند.تركيبات اصلي هوا شامل گاز هاي ازت، اكسيژن، آرگون، آنيدريك كربنيك (دي اكسيد كربن) مي باشد كه مجمو عا 99/99 درصد هوا را تشكيل مي دهند.طبيعت همه چيز خود را با نظم خاصي به وجود آورده است و بدون دخالت انسان اين نظم و ثبات پايدار خواهد ماند، اما انسان با دخالت خود اين ثبات و خود تنظيمي را به هم مي زند. طبيعت خود به خود تا حدي مي تواند آلودگي هوا را تصفيه كند، ولي اگر آلودگي به حدي رسيد كه قادر به هضم و يا بازيابي آن نشد آلودگي پيش خواهد آمد.

• تعريف آلودگي هوا

آلودگي هوا به اين صورت تعريف شده است كه هر جسم خارجي كه وارد هوا شود و هر عاملي كه نسبت معمولي مواد تشكيل دهنده هوا را تغيير دهد به طوري كه مقدار آنها در طي زمان باعث خسارت به حيات انسان، حيوان و گياه گردد. مواد آلوده كننده هوا نيز عبارتند از هر نوع ماده گازي، مايع، جامد و يا آميخته اي از آنها كه در هواي آزاد پخش مي گردد و باعث آلودگي هوا مي گردد، مانند دود، دوده، ذرات معلق، ذرات رسوب كننده، اكسيد هاي گوگرد، اكسيد هاي نيتروژن، اكسيدهاي كربن، اكسيدكننده ها، اسيدها، اوزون، مواد راديو اكتيو، آمونياك و باران هاي اسيدي.

• نحوه تاثير آلوده كننده هاي هوا بر گياهان

الف) اثر مستقيم:آلودگي هوا روي گياهان ممكن است شديد، مزمن و يا نامرئي باشد. اگر تراكم مواد آلوده كننده زيادتر از قدرت تحمل گياه باشد، با توجه به سن و وضعيت گياه و ساير عوامل اكولوژيكي محيط زيست و مدت زمان تماس، اثرات مختلفي بر جاي مي گذارد. در صورتي كه تراكم مواد آلوده كننده كم و زمان طولاني باشد اثر قوي ولي مزمن است و در نتيجه آن اندام گياه كوچك مي ماند، قدرت نشو و نماي گياهان چند ساله كم مي شود، تعادل جامعه گياهي به هم مي خورد و تركيب فلور و توزيع گونه ها دگرگون مي شود. در سطح سلولي نيز آثاري ظاهر مي شود كه شامل تغيير آنابوليسم و كاتابوليسم و كند شدن اعمال آنزيمي و تغيير رنگدانه ها مي باشد.

ب) اثر غير مستقيم:مهم ترين اثر غير مستقيم آلودگي هوا روي گياهان از بين رفتن حشرات گرده افشان و در نتيجه كم شدن گرده افشاني گياه مي باشد كه مستقيما عملكرد را كاهش مي دهد. بسياري گياهان مثل يونجه و انجير براي گرده افشاني به حشرات وابسته هستند، تعدادي نيز گرده افشاني آنها توسط پرندگان انجام مي شود مثل وانيل.

• ميزان حساسيت گونه هاي مختلف گياهي نسبت به آلودگي

بسته به غلظت مواد آلوده كننده، مدت زمان در معرض بودن گياه و سن گياه مقدار حساسيت و خسارت وارده بر گياه متفاوت خواهد بود. در بين گونه هاي گياهي تفاوت هاي عمده اي از لحاظ حد تحمل به انواع مود شيميايي آلوده كننده ديده مي شود. حتي در بين يك گونه نيز حساسيت تمام بوته ها يكسان نيست، با توجه به اين تفاوت ها يك متخصص اصلاح نباتات مي تواند ارقام مقاوم را انتخاب و اصلاح نمايد.بسته به شرايط اقليمي نيز ممكن است تفاوت هايي وجود داشته باشد. رطوبت زياد خاك، رطوبت نسبي بالا در هوا و شدت نور زياد خسارت آلودگي را بيشتر مي كند. گونه هاي گياهي نسبت به مواد مختلف آلوده كننده نيز تفاوت هائي نشان مي دهند مثلا يونجه، سويا و گوجه فرنگي به دي اكسيد گوگرد حساس هستند در صورتي كه كرفس، ذرت و پياز كاملا مقاوم هستند.

• تركيبات آلوده كننده هوا كه روي گياهان اثر منفي دارند

1ـ تر كيبات گوگردي( اكسيد هاي گوگرد، سولفيد هيدروژن و مركاپتان ها)،2- تر كيبات نيتروژن دار(اكسيد هاي نيتروژن)،3- تر كيبات آلي (هيدرو كربورها)،4- اكسيد كننده ها(اوزون)،5-اكسيد هاي كربن دار(منو اكسيد كربن و دي اكسيد كربن)،6- گازهاي ديگر مثل فلورايد هيدروژن و كلريد هيدروژن

• نحوه خسارت اوزون به گياهان

علايم خسارت اين گاز در سطح بالايي برگ ها به صورت لكه هاي ريز سياه و روشن و يا بصورت برنزه شده ديده مي شود. اكثر محصولات زراعي، درختان ميوه و گياهان علفي به اين گاز حساس هستند. كاهش عملكرد با ظهور علايم ظاهري حتمي است، اما كاهش عملكرد قبل از ظهور علايم قابل روئيت نيز اتفاق مي افتد.حسايت به گاز اوزون به عوامل محيطي و سن گياه بستگي دارد. افزايش رطوبت نسبي، زيادي ازت و افزايش آب قابل دسترس گياه حساسيت را بيشتر مي كند. برگ هاي جوان مقاوم هستند اما با توسعه سطح برگ حساسيت بيشتر مي شود ولي برگ هاي پير مجددا مقاوم مي شوند. اوزون به پارانشيم نرده باني گياه آسيب مي رساند و كلروپلاست را تخريب مي كند و آثار آن بصورت رنگهاي سفيد و قهوه اي و قرمز ظا هر مي شود. گاز اوزون از طريق روزنه ها وارد برگ مي شود و چون اكسيد كننده اي قوي است در اعمال حياتي گياه نظير تنفس ، فتو سنتز و سوخت و ساز سلول ها دخالت مي كند.در طي 25 سال گذشته تحقيقاتي در مورد خسارت اوزون روي محصولات كشاورزي خصوصا سه محصول زراعي ذرت، سويا و پنبه در آمريكا انجام شده است. در اين تحقيقات با نصب اتاقك هايي در سطح مزارع و كنترل مقدار اوزون ميزان خسارت اين گاز را بر روي محصولات كشاورزي برآورد كرده اند. نتايج نشان داده است كه ساليانه گاز اوزون مبلغ 6/1 ميليارد دلار خسارت بر محصولات كشاورزي وارد مي كند.
 


تمامي حقوق اين سايت به پايگاه اينترنتي حيات نو اقتصادي تعلق دارد
www.hayetono.org