ساقه خوار اروپايي ذرت داراي پنج سن لاروي مي باشد که پس از رشد کامل سن پنج به شفيره تبديل مي شود. دوره رشدي آفت از مرحله تخم تا شفيره بسته به درجه حرارت 29 تا 33 روز طول مي کشد.
اثر توام درجه حرارت بالا، رطوبت پايين و باد شديد باعث تلفات سنگين دستجات تخم و لاروهاي جوان مي شود.
تعداد نسل هاي آفت در سال بسته به منطقه و شرايط اقليمي متغير است. در ايالت هاي شمالي آمريکا و ايالت هاي جنوبي کانادا اين آفت داراي يک نسل در سال بوده در حالي که در ايالت هاي جنوبي آمريکا تا چهار نسل در سال براي آن گزارش شده است.
در سال جاري در منطقه مغان تاکنون سه اوج پرواز پروانه که نشان دهنده سه نسل براي آفت است، ثبت گرديده است:
اولين اوج پرواز 82/2/29
دومين اوج پرواز82/4/11
سومين اوج پرواز82/5/19
نحوه خسارت
در فارس اولين نسل آفت روي گندم ايجاد آلودگي مي کند. علائم آلودگي در مزارع گندم به صورت خوشه هاي سفيد ديده مي شود. پس از برداشت گندم آفت به ذرت هاي بهاره منتقل مي گردد، لذا نسل دوم آفت روي ذرت بهاره تشکيل مي شود. پروانه هاي آفت، دستجات تخم را معمولا در دو سوم ابتداي برگ و روي سطح زيرين آن نزديک به رگبرگ اصلي (midrib) قرار مي دهند . لاروها پس از خروج از تخم ابتدا از مزوفيل برگ تغذيه کرده و باعث ايجاد لکه هاي شفاف (transparent) روي برگ مي شوند. تغذيه لاروهاي سنين يک و دو ناحيه whorl ( که در آن برگها به دور ساقه پيچيده اند) باعث ايجاد سوراخ هاي ريز در برگ ها مي شود. به تدريج با رشد برگ اين سوراخ ها در يک رديف روي آن ديده مي شوند. لاروهاي آفت از اين سن به بعد وارد ساقه شده و در آن حفره ها و کانال هايي ايجاد مي کنند. لاروهاي سنين سه به بعد علاوه بر ايجاد حفره و کانال در ساقه به ساير قسمت هاي بوته نيز حمله مي کنند و خسارات زير را سبب مي شوند:
-1 تغذيه لاروها از محور گل آذين نر يا tassel بعث شکستگي آن مي شود . شکستگي تاسل ها به خصوص اگر قبل از گسترده شدن آن ها و انجام گرده افشاني باشد باعث ايجاد اختلال در امر تلقيح مي گردد.
-2 لاروها به بلال هاي تشکيل شده نيز حمله کرده و در آن ها کانال ايجادنموده و از دانه هاي بلال و همچنين کاکل بلال تغذيه مي کنند.
-3 تغذيه لاروها از ناحيه اي که بلال به ساقه ذرت متصل مي شود (Shank) اغلب باعث جدا شدن بلال از بوته و افتادن آن مي شود.
-4 تغذيه لاروها از داخل ساقه هاي ذرت، انتقال آب و مواد غذايي را از ريشه به قسمت هاي هوايي مختل مي نمايد.
-5 کانال ها و حفره هاي ايجاد شده در ساقه ها به دليل تغذيه لاروها، باعث مي شود که استحکام ساقه کم شده و لذا به دليل وزن بوته و يا در اثر وزش باد، بوته ذرت از محل يکي از بندها مي شکند.
به طور کلي ميزان خسارت وارده توسط ساقه خوار اروپايي ذرت بستگي مستقيم به سه عامل زير دارد:
-1 مرحله رويشي گياه:
مرحله رويشي گياه در زمان حمله ساقه خوار در ميزان کاهش محصول مهم است که جزئيات آن در جدول ذيل آمده است:
|
ميزان کاهش محصول به ازاي يک لارو در بوته |
مرحله رويشي ذرت |
|
5/5% |
ابتداي مرحله whorl |
|
4/4% |
اواخر مرحله whorl |
|
6/6% |
قبل از شکفتن گل آذين نر |
|
4/4% |
مرحله ريزش گرده |
|
3% |
مرحله تشکيل دانه هاي ريز روي بلال |
|
2% |
مرحله خميري دانه |
-2 تنش رطوبتي:
ميزان خسارت به ازاء هر لارو معمولا با کاهش رطوبت خاک افزايش مي يابد. رطوبت کافي خاک و آبياري منظم مزرعه ، خسارت را کاهش مي دهد.
-3 هيبريد:
هيبريدهاي مختلف واکنش هاي مختلف نسبت به تغذيه لاروهاي ساقه خوار از خود نشان مي دهند. استحکام نسبي ساقه و دم بلال در هيبريدهاي مختلف روي استقرار آفت و ايجاد خسارت توسط آن موثر است. بعضي از کمپاني هاي توليد بذر هيبريد ذرت در جهان مبادرت به تهيه بذرهاي تراريخته حاوي Bacillus thuringiensis يا به عبارتي BT-Corn نموده اند که از خسارت آفت جلوگيري مي کند.
کنترل ساقه خوار اروپايي ذرت
الف- کنترل زراعي
شامل اقدامات زير است:
-1 خرد کردن ساقه ها با ساقه خردکن پس از برداشت ذرت
-2 شخم زدن مزرعه پس از برداشت
-3 چراندن کاه و کلش
-4 سوزاندن ساقه ها و بقاياي مزرعه
-5 انتخاب رقم
-6 تنظيم تاريخ کاشت
ب- کنترل بيولوژيک
استفاده از زنبورهاي پارازيتوئيد Bracon hebetor, Trichogramma spp. امکان توليد انبوه اين زنبورها در حال حاضر در کشور وجود داشته که مي تواند در قالب يک برنامه مديريت تلفيقي مبارزه با ساقه خوار اروپايي ذرت به طرز مطلوبي مورد استفاده قرار گيرد.
ج- کنترل شيميايي
در حالات طغياني آفت مخصوصا در مزارع لاين و يا هيبريد به منظور کاهش سريع جمعيت ها مي توان از بعضي سموم شيميايي توصيه شده استفاده نمود.
بررسي بيواکولوژيک و تعيين دامنه ميزباني برگخوار ذرت
Mythimna loreyi Dup. (Lep.Noctuidae)
در فارس
برگخوار ذرت (M.loreyi) در مناطق گرمسير استان فارس چهار نسل ، در مناطق معتدل سه نسل، و در مناطق سردسير استان داراي دو نسل در سال مي باشد.
مطالعه بيولوژي و رفتار حشره نشان داد که لاروهاي سنين اول آفت هنگام حرکت حالت Looper داشته و فقط از پارانشيم برگ تغذيه کرده و لکه هاي کشيده و شفاف (Window) روي برگ ايجاد مي نمايند. لاروهاي سنين بالاتر از بافت برگ تغذيه نموده و فقط رگبرگها را باقي مي گذارند. لاروهاي اين آفت از برگهاي گندم و جو، ذرت و علفهاي هرز گرامينه مانند سوروف (Setaria viridis,Setaria verticillata, Echinochloa crus-galli ) تغذيه مي کند.
طول بدن شب پره هاي نر و ماده به ترتيب 15 تا 17 و 15 تا 16 ميليمتر و عرض بدن در شب پره هاي ماده بطور متوسط 37 ميليمتر و در شب پره هاي نر به طور متوسط 35 ميليمتر مي باشد.
هر حشره ماده در شرايط آزمايشگاه ( و رطوبت نسبي 35-45 درصد) جمعا 290-380 عدد تخم بصورت دسته هاي متراکم ميگذارد که حدود 95 درصد تخمها تفريخ شده ولارو از آن خارج مي شود. تخمها بدون هيچگونه پوششي بوده و به رنگ زرد متمايل به سبز کمرنگ و به قطر 0/6 تا 0/7 ميليمتر مي باشند. دوره رشد جنيني (Incubation period) در شرائط آزمايشگاه 5 تا 6 روز طول مي کشد. اين آفت داراي شش سن لاروي بوده و لاروها پس از رشد کامل به طول 34 تا 36 ميليمتر مي رسند. شفيره آفت به رنگ قهوه اي تيره بطول 16 تا 18 ميليمتر است که در انتهاي آن شش خار ديده مي شود . طول دوره لاروي و شفيرگي در شرائط آزمايشگاه به ترتيب 34 تا 36 روز و 13 تا 14 روز مي باشد.
از عوامل طبيعي زنده (Biolic factors) دو گونه پارازيتوئيد بنامهاي Linnaemyia vulpine Fall , Apanteles sp لاروهاي برگخوار ذرت را پارازيته مي کنند.
تشريح Bursa copulatrix پروانه هاي ماده نشان داد که اين حشره حداقل يک تا سه نوبت جفت گيري مي کند.
مقدمه:
برگخوار ذرت (M.loreyi) از توان خسارت زائي بالائي برخوردار است. فعاليت اين آفت مخصوصا در نواحي گرمسيري با توجه به تعداد نسلي که مي تواند در اين مناطق ايجاد نمايد، بسيار چشمگير است.
مطالعات و تحقيقات گوناگوني در مورد بيولوژي و رفتار گونه هاي مختلف اين حشره در جهان صورت گرفته است. Laub , luna(1991) در مورد بيولوژي رفتار لاروهاي آفت و نوسانات جمعيت لارو در شب و روز مطالعه کرده و نشان داده اند که تراکم لاروها روي برگها و شدت تغذيه در شب به مراتب بيشتر از روز مي باشد.
Deol,singh(1988) تعداد نسل گونه Mythimna separate را در هند و چهار نسل ذکر کرده و طول دوره هاي انکو باسيون تخم ، لاروي و شفيرگي را مشخص نموده اند. بررسي هاي Zhao (1988) در چين نشان داده که M.loreyi سه نسل داشته و زمستانگذراني در مرحله لاروي نسل چهارم صورت ميگيرد. اين مطالعات بيانگر حمله لاروهاي اين آفت به گندم پائيزه، ذرت و برنج مي باشد. مطالعات Gomez (1989) نشان داده لاروهاي گونه M.unipuncta روي نيشکر 7-9 بار جلداندازي مي کنند. بر اساس همين مطالعات يک رابطه منفي بين طول مدت زندگي و درجه حرارت بدست آمده است.Singh (1988) اثر درجه حرارت و رطوبت را روي تخميزي و بارآوري تخمهاي آفت بررسي نموده است. طبق مشاهدات وي درجه حرارتهاي پائين و درجه حرارتهاي بالا ( ) باعث کاهش بارآوري و تفريخ تخمها مي شود Smith (1986) باروري و بارآوري اپتيمم را در عنوان کرده و معتقد است پتانسيل بارآوري با تغذيه لاروها و وزن شفيره ها رابطه مستقيم دارد.
Hirai(1990) روابط بين وضعيت جوي و فاکتورهاي هواشناسي و بقاي لاروهاي زمستانگذران Mythimna separate را مطالعه کرده و نشان داده است که ظغيان آفت در سالهاي گرم و کم باران صورت گرفته است Kanda (1988) پراکندگي لاروهاي آفت را روي گراسها مطالعه نموده است و نشان داده بيشتر لاروهاي سن اول و گاهي سن دوم در داخل پيچيدگي برگهاي نيمه گسترده و زيرغلاف برگهاي علف باغي (Dactylis glomerata) و گونه اي چچم (lolium multiflorum) ميگذرانند.
Hill , Allain(1986) انبوهي جمعيت آفت را در مزارع آلوده به علفهاي هرز و عاري از علف و همچنين خسارت برگي نيز در مزارع آلوده به علف هرز بيشتر بوده است.
در ايران اين آفت براي اولين بار توسط فرحبخش (1340) با نام مترادف Leucania loreyi روي ذرت خوشه اي از خوزستان گزارش شده است. برومند (1342) گونه Mythimna unipuncta را با نام مترادف Cirphis unipuncta از شاليزارهاي گيلان گزارش نموده است. جنس Mythimna با نامهاي مترادف Ps udaletia , Sidertis در منابع ذکر گرديده است (بهداد ، 1361).
بيولوژي Mythimna loreyi توسط سياهپوش و اسنعيلي(1373) در مزارع ذرت خوزستن مطالعه شده است . سياهپوش و همکاران (1373) سه گونه از جنس Mythimna را بنامهاي M.loreyi، M.zeae , M.unipuncta را از مزارع ذرت استان خوزستان گزارش نموده اند.
-1 بررسيهاي مزرعه اي:
-1-1 ظهور آفت در طبيعت:
بمنظور تعيين زمان ظهور آفت در طبيعت ، تله نوري معمولي (Black light) بکار گرفته مي شود. در اين روش با استفاده از يکدستگاه موتور برق کوچک سيار، لامپ 250 وات و پرده سفيد ، شب پره هاي برگخوار ذرت شکار مي شود و Biofix آنها در طبيعت مشخص مي گردد.
-1-2 تعيين نسل آفت:
تعيين تعداد نسل آفت با استفاده از تله نوري معمولي و تعيين اوجهاي پرواز (flight peaks) صورت مي گيرد. با توجه به چند نسلي بودن آفت و امکان تداخل نسلها به منظور يافتن اوجهاي واقعي هر نسل، فواصل زماني اين اوجها (Peaks) با يافته هاي آزمايشگاهي در مورد طول دوره هاي مختلف زيستي آفت (دوره هاي جنيني، لاروي، پيش شفيرگي) و همچنين وضعيت مراحل مختلف بيولوژي حشره در مزرعه مطابقت داده مي شود و اوجهاي واقعي هر نسل مشخص مي شود.
-1-3 تعيين ميزبانهاي هرز و زراعي:
گرامينه هاي هرز و زراعي ميزبان برگخوار ذرت در طبيعت از طريق مشاهده تغذيه لاروها روي بوته ذرت در مزرعه صورت مي گيرد.
-1-4 تعيين ميزبانهاي هرز و زراعي:
گرامينه هاي هرز و زراعي ميزبان برگخوار ذرت در طبيعت از طريق مشاهده تغذيه مستقيم و همچنين از طريق مشاهده علائم تغذيه و خسارت توام با فضولات لارو تعيين مي شود.
-1-5 جمع آوري و شناسايي عوامل مفيد کنترل طبيعي:
بدين منظور مراحل مختلف زيستي آفت شامل لارو و شفيره از مزارع ذرت جمع آوري و بمنظور استحصال هر گونه پارازيتوئيد در آزمايشگاه درون جعبه هاي پرورش روي برگهاي تازه ذرت (جهت تغذيه لاروها) رها مي شوند. پارازيتوئيدهاي بدست آمده جهت شناسائي و تعيين نام علمي به بخش طبقه بندي موسسه تحقيقات آفات و بيماريهاي گياهي ارسال مي شوند.
-2 بررسيهاي آزمايشگاهي:
-2-1 اندازه گيري مورفومتريک:
اندازه گيريهاي مورفومتريک مراحل مختلف زيستي برگخوار ذرت شامل تخم ، سنين مختلف لاروي، پيش شفيره،شفيره و حشرات کامل با استفاده از خط کش معمولي و eye-piece بيناکولر صورت مي گيرد.
-2-2 بررسي نحوه جفت گيري و تخمريزي:
بدين منظور بوته هاي ذرت در گلدانهاي سفالي به قطر بيست سانتيمتر و در زير بانکيه پرورش داده مي شود. شفيره هاي نر و ماده آفت به تعداد يک عدد از هر کدام زير بانکيه قرار داده مي شود. نر و مادگي شفيره ها بر اساس محل قرار گرفتن سوراخ تناسلي روي حلقه هاي انتهائي شکم مشخص مي گردد. حشرات کامل پس از خروج از شفيره توسط محلول شکرده درصد (10 گرم شکر در 100 cc آب مقطر) تا پايان تخمريزي تغذيه مي شوند.
-2-3 تعيين بارآوري و باروري:
بارآوري و باروري شب پره هاي ماده برگخوار ذرت از طريق شمارش تعداد کل تخمهاي گذاشته شده توسط يک ماده و تعيين درصد لاروهاي خارج شده صورت مي گيرد. دستجات تخم گذاشته شده توسط حشرات ماده همراه با قطعه اي از برگ که روي آن تخمريزي شده است، بطور مجزا در لوله هاي آزمايش به قطر 15 ميلي متر قرار داده مي شود و دهانه لوله ها توسط مقدار کمي پنبه مسدود مي شود. لوله ها در ديسکاتوري که رطوبت داخل آن بين 65-70 درصد از طريق افزودن 37/5 گرم گرانول KOH به 100cc آب تامين شده است (Peterson 1953) قرار داده مي شوند. دستجات تخم تا زمان تفريخ و خروج لاروها در ديسکاتور نگهداري مي شوند.
-2-4 طول دوره رشد جنيني:
طول اين دوره از زمان تخمگذاري (Oviposition) تا اولين تفريخ اندازه گيري مي شود.
-2-5 طول دوره لاروي:
طول دوره لاروي از طريق ثبت تاريخ تفريخ تخم تا شروع مرحله پيش شفيرگي اندازه گيري مي شود. بدين منظور لاروها پس از خروج از تخم به کمک قلم موي ظريف دورن ظرفهاي کوچک پرورش از جنس Plexi glass روي برگهاي تازه ذرت رها مي شوند. برگهاي درون جعبه ها هر يک روز در ميان با برگهاي تازه تعويض مي شوند که همزمان لاروها از نظر پوست اندازي بررسي مي شوند. لاروهاي درون جعبه ها بلافاصله پس از هر پوست اندازي به کمک پنس نرم به جعبه هاي جديد منتقل مي شوند. اين عمل تا شروع مرحله پيش شفيرگي ادامه مي يابد.
-2-6 تعيين سنين مختلف لاروي:
تعيين سنين مختلف لاروي از طريق اندازه گيري عرض کپسول سر بر اساس قانون دايرز (Dyar’s law) انجام مي شود. در اين روش عرض کپسول شر در محل بين پايه شاخکهاي لارو اندازه گيري مي شود.
-2-7 طول دوران پيش شفيرگي و شفيرگي:
تعيين طول اين دوران از شروع تا پايان هر مرحله صورت مي گيرد. تفکيک مراحل پيش شفيرگي از شفيرگي بر اساس رنگ و همچنين ميزان تحرک هر مرحله صورت مي گيرد.
-2-8 تعيين تعداد دفعات جفت گيري:
به منظور تعيين تعداد دفعات جفت گيري ابتدا شکم (abdomen) شب پره هاي ماده از بقيه بدن جدا و به مدت 24 ساعت در محلول پتاس ده درصد قرار داده مي شود. پس از شستشو با آب مقطر در پتري کوچک و داخل الکل 75 درصد با کمک پنس و قيچي ظريف، شکم از قسمت پهلو شکافته شده و قسمت ژينتاليا همراه با Bursa copulatrix با دقت خارج مي گردد و تعداد اسپرماتوفورهاي درون کيسه Bursa شمرده مي شود.
-2-9 تعيين نسبت جنسي:
جهت تعيين نسبت جنسي، شفيره هاي آفت از سطح مزارع آلوده جمع آوري شده و در آزمايشگاه درون ظرفهاي Plexi glass کوچک قرار داده مي شود . ظرفهاي محتوي شفيره هاي آفت در ديسکاتورهائي که رطوبت نسبي دورن آنها بين 60 تا 70 درصد تامين شده است تا زمان ظهور شب پره ها نگهداري مي شوند. پس از خروج شب پره ها از شفيره، تعداد نرها و ماده ها به تفکيک شمارش مي شود.
نتيجه:
ظهور آفت در طبيعت (Biofix):
بر اساس شکارتله هاي نوري معمولي (Black light) ، شب پره هاي آفت در مناطق گرمسير استان از اواسط فروردين، در مناطق معتدل از نيمه ارديبهشت و در مناطق سردسير از اواسط خرداد در طبيعت ظاهر مي شود.
تعداد نسل (Number of generations) :
مطالعه مراحل مختلف زيستي آفت در آزمايشگاه و مزرعه و همچنين تعيين اوجهاي واقعي پرواز (Flight peaks) نشان مي دهد که برگخوار ذرت در مناطق گرمسير چهار نسل دارد. نسل اول از دهه ي سوم فروردين شروع شده تا اواخر خرداد ادامه مي يابد. لاروهاي اين نسل از برگهاب گندم و جو و علفهاي هرز گرامينه تغذيه مي نمايند . نسل دوم از اوائل تير ماه تا دهه سوم مرداد ادامه يافته و لاروهاي اين نسل از برگ ذرتهاي بهاره (ذرت هائي که بصورت کشت اول و در زمين هائيکه آيش گذاشته شده ، کشت ميشوند) و گرامينه هاي هرز تغذيه مي کنند. نسل سوم از اواخر مرداد شروع و تا دهه اول مهر ادامه مي يابد. لاروهاي اين نسل از برگهاي ذرت مخصوصا ذرتهاي کشت دوم يا تابستانه که بعد از برداشت گندم و جو کشت مي شوند و همچنين از برگ گرامينه هاي وحشي تغذيه مي نمايند. نسل چهارم از اواسط مهر شروع شده و لاروهاي اين نسل روي پاجوشهاي بوته هاي ذرت و بوته هاي ذرت کشت دوم که ديرتر سبز شده و داراي برگهاي تازه و شاداب هستند و همچنين روي علفهاي هرز گرامينه داخل مزرعه تغذيه مي نمايند. لاروهاي نسل چهارم پس از کامل شدن در خاک تبديل به شفيره شده و تا بهار سال بعد بهمان صورت باقي مي مانند. شفيره هاي زمستانگذران زير خاک تشکيل مي شوند. اما در طول فصل شفيره ها علاوه بر زير خاک، روي خاک، زير کاه و کلش درون مزرعه و حتي داخل غلاف برگ بوته هاي ذرت نيز تشکيل مي شوند.
در مناطق معتدل استان، برگخوار ذرت سه نسل در سال دارد. نسل اول از نيمه ارديبهشت شروع شده و تا نيمه تير ادامه مي يابد. لاروهاي اين نسل از برگهاي گندم و جو، ذرت هائي که بصورت بهاره کشت شده اندوگرامينه هاي هرز تغذيه مي نمايند. نسل دوم آفت از اواخر تير آغاز شده و تا نيمه شهريور ادامه مي يابد. لاروهاي اين نسل روي ذرت مخصوصا ذرتهاي کشت دوم و علفهاي هرز گرامينه داخل مزرعه کامل مي شوند. نسل سوم آفت در مناطق معتدل از اواخر شهريور در مزارع ذرت ظاهر شده و لاروهاي اين نسل پس از رشد کامل در خاک تبديل به شفيره شده و تمام پائيز و زمستان را به همان حالت مي گذراند.
در مناطق سردسير جمعيت برگخوار ذرت بطور کلي از ترکم پائيني برخوردار است. اين آفت در مناطق سردسير فقط يک نسل را روي ذرت مي گذارند، بطوريکه نسل اول در اين مناطق از اواخر خرداد ظاهر شده و تا اواخر مردادماه طول مي کشد. نسل دوم از اوائل شهريور شروع شده و لاروهائي از اين نسل که کامل مي شوند، تبديل به شفيره شده و پائيز و زمستان و قسمت اعظم بهار سال آينده را به صورت شفيره مي گذراند. شکلهاي 3,2,1 منحني هاي نوسانات جمعيت و اوجهاي پرواز نسلها را در مناطق مختلف نشان مي دهد.
رفتار تغذيه اي برگخوار ذرت (Feeding behaviour) :
لاروهاي برگخوار ذرت مخصوصا لاروهاي سنين آخر به شدت از برگهاي ميزبان تغذيه مي کنند. بطوريکه در تارکمهاي بالا تمام پهنک برگ خورده شده و فقط رگبرگ اصلي باقي مي ماند. شدت تغذيه در حالات طغياني به حدي است که به مزرعه منظره اي شبيه به ني زار ميدهد ( در سال 1373 يک مزرعه ذرت در فراشبند فيروزآباد عينا چنين حالتي را داشت).
لاروهاي اين آفت شب فعال (Nocturnal) بوده و بيشترين تغذيه را در هنگام شب انجام ميدهند و در طول روز درون غلاف برگهاي ذرت و گاهي در شکافهاي زمين خود را پنهان کرده و در هنگام روز بندرت در حال تغذيه مشاهده مي شوند.
ميزبانهاي هرز و زراعي برگخوار ذرت (Host Range) :
لاروهاي برگخوار ذرت از برگ گندم و جو و ذرت بخوبي تغذيه مي نمايند. گرامينه هاي .حشي که بعنوان ميزبانهاي آفت شناسائي شدند عبارت بودند از Echinochloa crus-galli و دو گونه چسبک بنامهاي Setaria viridis , Setaria verticillata در مزارع ذرت که آلوده به علفهاي هرز مخصوصا گرامينه هاي وحشي بودند هم تراکم آفت و هم ميزان خوردگي برگها بيشتر از مزارعي بود که عاري از علفهاي هرز بودند . تغذيه لاروهاي آفت از برگهاي برنج در مناطق مورد بررسي مشاهده نشد.
شکل 1- منحني نوسانات جمعيت برگخوار ذرت در منطقه گرمسيري استان فارس (فراشبند)
شکل 2- منحني نوسانات جمعيت برگخوار ذرت در منطقه گرمسيري استان فارس (آباده طشک)
شکل 3- منحني نوسانات جمعيت برگخوار ذرت در منطقه گرمسيري استان فارس (قادرآباد)
عوامل مفيد کنترل طبيعي (Natural enemies) : Beneficials
لاروهاي برگخوار ذرت در طبيعت توسط يک گونه مگس و يک گونه زنبور پارازيته مي شوند. پارازيتوئيدهاي بدست آمده جهت شناسائي و تعيين نام علمي به بخش طبقه بندي موسسه تحقيقات آفت و بيماريهاي گياهي ارسال شدند که تحت نامهاي Linnaemyia vulpine Fall از خانواده Tachinidae و Apanteles از خانواده Braconidae شناسائي گرديدند. گونه vulpine L. مخصوصا در مناطق گرمسيري استان از راندمان پارازيتيسمي بالائي برخوردار بوده و نسبت به Apantelea sp حالت کاملا غالب دارد. فعاليت vulpine L. مخصوصا در ماههاي مرداد ، شهريور و مهر عامل بسيار مهمي در کاهش جمعيت انتقالي برگخوار ذرت از سالي به سال ديگر مي باشد. از شفيره هاي جمع آوري شده آفت از مزارع ذرت هيچگونه پارازيتوئيدي جدا نشد. عکسهاي شماره 1 و 2 پارازيتوئيدهاي لارو برگخوار ذرت را نشان مي دهند.
عکس شماره 1: Linnaemyia vulpine fall پارازيتوئيد لارو برگخوار ذرت (Original)
عکس شماره 2: Apanteles sp پارازيتوئيد لارو برگخوار ذرت (Original)
اندازه گيريهاي مورفومتريک (Morphometric measurementa)
تخم (Egg) : تخم هاي برگخوار ذرت کروي به رنگ زرد متمايل به سبز کمرنگ و به قطر 0/6 تا 0/7 ميليمتر مي باشند.
سنين لاروي (Larval instars) :
طول بدن و همچنين عرض کپسول سر در لاروهاي سنين مختلف در جدول شماره 1 ارائه شده است. عکس شماره 3 سنين لاروي برگخوار ذرت را نشان مي دهد.
|
سنين لاروي
Larval instars |
طول بدن (mm)
Body length(mm) |
عرض کپسول سربين پايه شاخکها (mm)
Width of head Capsule
Between antennal bases (mm) |
|
1 |
2-3.5 |
0.22-0.25 |
|
2 |
4.5-7 |
0.47-0.62 |
|
3 |
11-15.1 |
0.82-0.97 |
|
4 |
19-24 |
1.12-1.32 |
|
5 |
26-31 |
1.5-1.67 |
|
6 |
33-36.5 |
1.87-2. 07 |
جدول شماره 1: طول بدن و عرض گپسول سر در سنين مختلف لاروي M.loreyi
عکس شماره 3 : سنين مختلف لاروي M.loreyi (original)
پيش شفيره (Pre-pupa):
پيش شفيره به رنگ زرد بوده که در قسمت پشت به رنگ قهوه اي کمرنگ ديده مي شود . طول پيش شفيره 13-15 ميلي متر است.
شفيره (Pupa):
شفيزه به رنگ قهوه اي تيره و بطول 16 تا 18 ميليمتر بوده که در انتهاي شکم آن شش خارديده مي شود که دو خار بلند، درشت با نوک راست بوده و چهار خار ديگر کوچک ، ظريف و با نوک خميده و عصائي شکل ديده مي شوند. عکس شماره 4 پيش شفيره و شفيره را نشان مي دهد.
عکس شماره 4: پيش شفيره و شفيره a.M.loreyi پيش شفيره. –b شفيره (original)
حشرا ت کامل (Adults):
طول بدن شب پره هاي نر و ماده به ترتيب 15 تا 17 و 15 تا 16 ميلي متر بدست آمد.
عرض بدن با بالهاي باز در شب پره هاي ماده بطور متوسط 37 ميليمتر و در شب پره هاي نر بطور متوسط 35 ميلي متر اندازه گيري شد. عکس شماره 5 شب پره هاي نر و ماده برگخوار ذرت را نشان مي دهد.
عکس شماره 5: شب پره هاي نر و ماده برگخوار ذرت a- نر . –b ماده (original)
جفت گيري و تخمريزي (Copulation & Oviposition):
شب پره هاي ماده برگخوار ذرت پس از جفت گيري تخمحاي خود را بصورت دستجات متراکم روي قسمتهاي مختلف برگ ذرت از جمله نوک برگ، وسط برگ و نزديک غلاف برگ مي گذارند. تعداد تخمهاي درون هر دسته (Cluster) متغير بوده و از 76 عدد تا 265 عدد شمارش شده است.
گاهي تخمگذاري بصورت دو يا سه لايه متراکم رويهم صورت مي گيرد. تخمهاي برگخوار ذرت به رنگ زرد متمايل به سبز کمرنگ، کروي با سطح صاف و بدون هيچگونه پوششي روي برگ گذاشته مي شود. تخمها توسط ماده چسبناکي به يکديگر و همچنين به سطح برگ گياه ميزبان چسبانده مي شود. عکس شماره 6 تخمهاي برگخوار را نشان مي دهد.
عکس شماره 6: تخمهاي M.loreyi روي برگ ذرت (original)
بارآوري و باروري (Fecundity & fertility):
شب پره هاي ماده برگخوار ذرت در شرائط آزمايشگاهي( و 35 تا 45 درصد رطوبت نسبي) 290-380 عدد تخم مي گذارند که نزديک به %95 آنها تفريخ شده و لارو از آنها خارج مي شود. جدول شماره 2 بارآوري و باروري را در اين آفت نشان مي دهد.
جدول شماره 2 بارآوري و باروري در برگخوار ذرت
دوره ي رشد جنيني (Incubation period):
دوره رشد جنيني در آزمايشگاه پنج تا شش روز طول مي کشد.
دوره رشد لاروي (Larvel period) :
طول دوران رشد لاروي از زمان تفيرخ از تخم تا شروع پيش شفيرگي 34 تا 36 روز طول مي کشد. فاصله بين دو پوست اندازي پنج تا شش روز بدست آمد.
سنين مختلف لاروي (Larvel instars):
برگخوار ذرت داراي شش سن لاروي مي باشد. تعيين سنين لاروي بر اساس پوست اندازي لاروها و همچنين بر اساس اندازه گيري عرض کپسول سر طبق دايزر (Dyar’s law) صورت گرفت.
لاروها در زمان خروج از تخم اغلب پوسته تخم را از قسمت پهلو بطور منظم جويده و از تخم خارج مي شوند. لاروهاي سنين يک و دو غالبا بطور دسته جمعي از پارانشيم برگ تغذيه کرده و توسط تنيدن تار و آويزان شدن به آن از برگي به برگ ديگر منتقل مي شوند و هنگام حرکت روي برگ قسمت وسط بدن را خم کرده و حالت Looper دارند. لاروهاي سنين بالاتر اين رفتار را نداشته و از بافت برگ تغذيه مي کنند.
دوران رشد پيش شفيرگي و شفيرگي (Pre-pupal & pupal development) :
دوره پيش شفيرگي حدود 24 ساعت طول مي کشد. لارو قبل از ورود به مرحله پيش شفيرگي ابتدا بي حرکت شده ، طول آن 20 تا 25 ميليمتر کاهش يافته و به رنگ زرد کاملا تيره در آمده و سپس تبديل به پيش شفيره مي شود. در اين مرحله تحرک بيشتر از مرحله شفيرگي بوده و چنانچه موجود لمس شود، به سرعت واکنش نشان مي دهد. پيش شفيره پس از 24 ساعت تبديل به شفيره شده که در اين حالت رنگ آن قهوه اي تيره شده و داراي تحرک کمتري است. دوره شفيرگي در شرايط آزمايشگاه 13 تا 14 روز طول مي کشد.
تعداد دفعات جفت گيري (Copulation freguency) :
تشريح Bursa copulatrix شب پره هاي ماده برگخوار ذرت و شمارش اسپرماتوفرهاي (Spermatophores) درون آن نشان داد که حشرات ماده اين آفت در طول زندگي خود حداقل يک تا سه نوبت جفت گيري مي کنند.
نسبت جنسي (Sex ratio) :
نسبت جنسي شب پره هاي ماده به نر در طبيعت 2:1 بدست آمد.
بحث:
تعداد نسل آفت در مناطق مختلف استان که داراي شرائط جوي متفاوتي هستند بر اساس تعيين اوجهاي واقعي پرواز و همچنين با توجه به طول دوره زندگي (Life span) آفت تعيين گرديد.
در آفات چند نسلي (Mulivoltine) معمولا بعد از نسل اول تداخل نسلها صورت گرفته بطوريکه در مزرعه مراحل مختلف زندگي آفت بطور همزمان و توام مشاهده شده و خروج و ادامه نسل ها هميشه از يک روند مشخص و ثابت پيروي نکرده و بهمين دليل در منحني هاي نوسانات جمعيت (Population fluctuation) گاهي اوجهائي (Peaks) مشاهده مي شوند که بعضا از نظر جمعيت بسيار نزديک به اوجهاي واقعي خروج نسل مي باشند. اما اين اوجهاي نابهنگام در واقع بدليل خروج نسل نبوده بلکه مربوط به قسمتي از جمعيت همان نسل يا نسل قبل بوده که بدلائلي از جمله دياپوز و يا خروج از آخرين شفيره هائي که ديرتر از بقيه تشکيل شده اند، پس از مدتي بطور ناگهاني جمعيتي از شب پره ها خارج شده که در نتيجه ايجاد يک اوج يا Peak نابهنگام در منحني نوساناتجمعيت مي کند که بدليل آنکه از نظر فاصله زماني تناسبي با اوج واقعي قبلي که مربوط به خروج نسل است ندارد، نمي توان آن را اوج پرواز (Flight peak) نسل محسوب نمود.
بطور مثال در منحني نوسانات جمعيت برگخوار ذرت در منطقه فراشبند پس از اوج پرواز نسل اول در نيمه ارديبهشت، اوج ديگري در هفته اول خرداد تشکيل شده که در واقع مربوط به خروج نسل جديد نبوده بلکه متعلق به بخشي از جمعيت نسل اول است که بدلائلي که قبلا ذکر شد با مدتي تاخير خارج شده و اوجي را در منحني ايجاد کرده است. در همين منحني پس از اوج پرواز نسل سوم در هفته اول شهريور (سال 1374) اوج كوچك ديگري دراوائل هفته سوم همين ماه مشاهده مي شود كه اين را نيز نمي توان چه از نظر جمعيت وچه از نظر فاصله زماني اوج مربوط به خروج نسل دانست.
در منحني نوسانات جمعيت د رمنطقه آباده طشت نيز يك چنين حالتي پس از اوج پرواز نسل دوم مشاهده مي شود كه اوج كوچك حدود سه هفته پس از آن تشكيل شده است كه اين نيز طبق آنچه كه قبلا بحث شد، نمي تواند اوج خروج يا پرواز نسل باشد.
در منحني نوسانات جمعيت برگخوار ذرت درد منطقه سردسيري قادر آباد، در اردبيهشت ماه يك نوسان يا اوج كوچك ديده مي شود كه بيانگر شكار يك شب پره مي باشد ولي پس از آن شاخه نزولي منحني به صفر مي رسد. اينگونه نوسوانات را نمي توان ظهور حشره در طبيعت (Biofix) ويا خروج نسل دانست.چون كه بنابه تعريف ،Biofix ، پس از اولين شكار توسط تله(اعم از نوري يا فرموني) جلب شدن حشره بطرف تله وشكار شدن بايستي قطع نشده واز نظر زماني دچار وقفه نشود. بنابراين دراين منطقه شروع خروج نسل در واقع از اواخر خردادماه صورت مي گيرد.
لاروهاي برگخوار ذرت شب فعال بوده (Nocturnal) وقسمت اعظم تغذيه خود را شب انجام مي دهند و روزها خود را در لابلاي غلاف برگهاي ذرت ويا در شكاف زمين مخفي مي نمايند. اين رفتار با آنچه كه laub , Luna (1991) د رمورد رفتار اين آفت ذكر كرده اند، كاملا مشابهت دارد.
تغذيه لاروهاي M.loreyi از برگهاي برنج در مناطق مورد مطالعه ديده نشد. اين شايد بدليل همزماني وجود ذرت وبرنج درمنطقه بوده واز طرفي احتمال دارد كه اين آفت ذرت را نسبت به برنج ترجيح دهد (Host preference)
گرامينه هاي وحشي مانند سوروف Setria viridis , Setaria verticillata , Echinochloa crus-galli كه در مزراع ذرت به وفور يافت مي شود. علاوه بر اينكه بعنوان منابع غذائي براي لاروهاي آفت عمل مي كنند، مي توانند بعنوان محلي براي تخمريزي حشرات ماده برگخوار ذرت محسوب شوند. طي بررسيهاي انجام شده مشخص شد درمزارعي كه در آنها علفهاي هرز مخصوصا گرامينه هاي وحشي وجود دارد، تراكم آفت وميزان خوردگي برگها بيشتر از مزراعي است كه عاري از علفهاي هرز مي باشد. لذا چنين بنظر مي رسد كه گرامينه هاي هرز داخل مزراع ذرت بطور كلي پناهگاه ومحل مناسبي براي سنين مختلف لاروهاي برگخوار ذرت مي باشند. برررسيهاي انجام شده توسط Hill, Allain(1986) كه اثر علفهاي هرز را روي برگخوار ذرت وطالعه كرده اند، مويد اين نظر مي باشد.
از دو گونه پارازيتوئيد جدا شده از لارو برگخوار ذرت، Linnaemyia vulpine fall از كارائي بسيار بالايي برخوردار است. اگر چه در سال1373 در بازديدها وشماهدات مقدماتي از مزارع ذرت آلوده به M.loreyi زنبور Apanteles بيشترين جمعيت را در سطح مزراع نشان مي داد. اما در سالهاي 1374و1375 هيچگونه اثر چشمگيري از فعاليت اين زنبور مشاهده نشد ولي در عوض L.vulpina با فعاليت بسيار خوبي در سطح مزراع آلوده به آفت حضور داشت. فعاليت شديد اين مگس تاكنيد بنظر مي رسد كه در طي چند سال ميدان عمل را از Apanteles sp گرفته باشد.
اگر چه بنظر نمي رسد كه اين دو گونه پارازيتوئيد دقيقا درايا يك نيچ اكولوژيكي (Eco logical nich) واحدي باشند، محدود شدن بيش از حد فعاليت زنبور Apanteles sp. بدليل حضور L.vulpinaروي لاروهاي برگخوار ذرت مخصوصا در ماههاي مرداد، شهريور ومهر مهمترين عامل زنده طبيعي (Natural biotic factor) در كاهش جمعيت انتقالي آفت از سالي ديگر است .فعاليت و پرواز حشرات كامل اين پارازيتوئيد حتي تا اواخر آبان د رمزراع ذرت مناطق گرمسير كه هنوز برداشت نشده اند .ديده مي شود كه مي توانند آخرين لاروهاي برگخوار ذرت را نيز پارازيته نمايند.
تعداد اسپرماتوفورهاي شمارش شده در Bursa copulatrix شب پره هاي ماده برگخوار ذرت از يك تا سه عدد متغير بود.با توجه به اينكه احتمال جذب تعدادي از اسپر ماتورفورها در بدن ماده وجود دارد(Borror & Delong , 1964) ، مي توان گفت كه حشرات ماده اين آفت قادرند حداقل از يك تا سه نوبت جفت گيري كنند .با توجه به نسبت جنسي (Sex ratio) وهمچنين قدرت بارآوري وباروري (Fecundity & Fertility) ، برگخوار ذرت قادر است در سالهاي طغياني خسارت جبران ناپذير به محصول ذرت وارد آورد.در سال 1373 مزرعه اي در منطقه فراشبند فيروز آباد مشاهده شد كه بدليل تغذيه شديد لاروهاي آفت تمام پهنك برگها خورده شده وفقط رگبرگ اصلي باقي مانده، بطوريكه مزرعه حالت نيزار پيدا كرده است.
طي بررسيهاي انجام شده مشخص شد كه برگخوار ذرت بيشترين خسارت را روي ذرتهاي كشت دوم يعني ذرتهاي كه پس از برداشت محصول گندم وجود همان زمين كشت مي شود وارد مي آورد ومعمولا ذرتهاي كشت اول كه درزمينهاي آيش گذاشته شده كشت مي شود تا حد زيادي ازخسارت آفت مصون مي ماند .آلودگي د رحاشيه مزراع ديده مي شود. اما چنانچه جمعيت طغياني باشد، كل مزرعه آلوده شده واز برگهاي ذرت چيزي بجز رگبرگ اصلي باقي نمي ماند.
شرايط جوي بعنوان مهمترين عامل طبيعي غير زنده (Natural abiotic factor) نقش بسيار مهمي در بيولوژي وبطور كلي وضعيت آفت(Pest status) ايفا مي كند. بقاء آفت وانتقال آن ازسالي به سال ديرگ رابطه مستقيم با شرايط جوي داشته ، بطوريكه شرايط نامناسب باعث مرگ ومير د رجمعيت آفت شده وبالعكس .در جه حرارت محيط مخصوصا در فصل زمستان و وضعيت بارندگي در زمستان وبهار سال بعد بسيار مهم است. يك مثال عيني موضوع را كاملا روشن مي سازد .در سال 1375 بدليل زمستان ملايم وعدم بارندگي مخصوصا درنواحي گرمسيري شرايط مساعد براي آفت بخوبي مهيا بود. بطوريكه كه در تاريخ75/10/9 هنگام بازديد از وضعيت زمستانگذراني آفت در خاك مزرعه كه قبلا درآن ذرت كشت شده بود شفيره اي يافتيم كه در شرف باز شدن بود(پوسته شفيرگي شكاف برداشته وقسمتي ا زبدن حشره نمايان بود) حدود بيست دقيقه بعد شفيره كاملا باز وشب پره برگخوار ذرت از آن خارج شد كه پس از چند دقيقه كه بالها در مقابل آفتاب خشك وگسترده شد، قدرت پرواز يافت .در همين زمان از مزارع غالت پائيزه (گندم وجو) بازديد بعمل آمد وآثار وعالئم فعاليت لاروهيا سن يك ودوكه از پارانشيم برگ تغذيه كرده وايجاد لكه هاي شفاف (window) روي برگ مي كنند ديده شد. اين مشاهدات نشان داد كه چنانچه درزمستان شرايط مساعد باشد(مخصوصا در نواحي گرمسير) آفت مي تواند فعال شده ونسلي را شروع كند.
درچنين وضعيتي در حالت ممكن است اتفاق بيافتد:
-1 چنانچه شرايط مساعد ادامه داشته وفعاليت حشره نيز بر اين اساس ادامه يابد، مي توان پيش بيني نمود كه در سال آينده بدليل بالا رفتن جمعيت آفت ، حالت طغياني را روي ذرت خواهيم داشت.
-2 چنانچه اين شرايط مساعد ادامه نيابد، جمعيتي از آفت كه در شرايط مناسب اوليه فعال شده بدليل نامساعد شدن اوضاع جوي مثلا بارندگيهاي سنگين ويا كاهش ناگهاني درجه حرارت دچار مرگ ومير (Mortality) شده ولذا بدليل كاهش جمعيت زمستانگذران كه مي توانست ذخيره اي براي سال بعد باشد، مي توان پيش بيني نمود كه در بهار سال بعد با تراكم كمتري در سطح مزراع ظاهر شود. بارندگيهاي سنگين در زمستان ويا بهار سال بعد نيز مي تواند تلفات زيادي مخصوا روي لاروهاي سنين يك ودو ايجاد كند .در منطقه فراشبند در زمستان 1375 بدليل ملايم بودن شرايط آب وهوايي وعدم بارندگي در اوائل ديماه برگخوار ذرت فعال شد و تغذيه لاروهاي سنين پايين از برگهاي غلات پائيز مشاهده گرديد .لذا گمان مي رفت كه درسال آينده آفت وضعيتي طغياني داشته باشد. اما در اواخر زمستان واوائل بهار بعدبدليل بارندگي و همنچنين كاهش دما تلفات زيادي به لاروها وارد شد. بطوريكه در تابستان 1376 بطور كلي جمعيت آفت نسبت به سالهاي 74,75 از تراكم كمتري برخوردار بود. بررسيهاي Hirai(1990) كه ارتباط شرايط آب وهوايي باطغيان آفت را مشخص نموده است مويد مشاهدات فوق مي باشد.
زنجره هاي ذرت can heafhoppers
برابر منابع موجود تا کنون 4 گونه زنجره از خانوده Delphacidae از جنس هاي Laobelpha striatellus fallen, Toya propinqua fieber , Sogatell suezenisis matsumura , Unkanodes latespinosa dlab
مزراع ذرت ، برنج غلات دراستان فارس وجمع آوري وشناسايي شده اند.
مشخصات:
اين زنجره حشرات کوچکي به طول حدودا 3 ميلي متر ند که در ابتدا سفيد وبارشد حشره به رنگ در خاکستري قهوه اي در مي آيند. بال ها بجز در قسمت نوک داريا نقطه هاي قهواي رنگ وسياه بوده وبقيه شفاف هستند. زنجره هاي بالغ دراين خانواده داراي يک خار مشخص بزرگ روي ساق ÷اي عقب مي باشند. حشرات بالغ وپوره ها از قسمت پايه وبرگ وساقه تغذيه مي کنند.
تخم :
تخم ها استوانه اي شکل وبه طول /8 ميلي متر ند که در زير اپيدرم برگ ودر قسمت بين رگبرگ ها گذاشته مي شوند.
پوره:
پوره ها بدون بال وداراي پاهاي عقبي وقوي هستند به طوري که حشره قادر به جهيدن مي باشد پوره پس از 5 سن پورگي به حشره بالغ تبديل مي گردد.
نحوه خسارت:
زنجره ها با فرو کردن خرطوم ومکيدن شيره برگ هاي ذرت سبب ايجاد خسارت مستقيم وبا انتقال بيماريهاي ويروسي باعث خسارت غير مستقيم مي گردند. بيشترين خسارت در مراحل اوليه رشد بوته ذرت بوده که به توقف رشد آن منجر مي گردد.ميزان حساسيت ارقام ذرت به اين زنجره ها متفاوت است که در ارقام حساس، در ابتدا موجب ظهور لکه هاي زرد کوچک در پايه برگها مي گردد وسپس حين ذرت به رنگ زرد شبيه کمبود مواد ريز مغذي در يم آيد .در مراحل رشدي بالاتر برگهاي اوليه ومسن به رنگ قرمز ارغواني درآمده واز ادامه رشد باز مي مانند در صورت تشکيل گل هاي نر اندازه گل ها کوچک مي شود وگل هاي ماده محدود بلال با دانه هاي کم تشکيل مي گردد.در صورتي که آلودگي در مراحل پيشرفته ذرت باشد به جز تغيير رنگ در برگهاي بالايي به صورت قرمز ارغواني وتا حدزي توقف رشد، عالمت ديگري ظاهر نمي گردد.زنجره هاي ذرت ناقل بيماريها ويرسي کوتوگلي زبر ذرت و ويروس ونواري برگ مي باشند.
مديريت تلفيقي آفت:
الف- روش هاي زراعي:
-1 شخم پس ا زبرداشت ذرت براي انتقال بقاياي به عمق خاک در تقليل جمعيت اين زنجره ها موثر است.
-2 تناوب وحذف علفهاي هرز که پناهگاه هاي زمستانه آنها هستند در تقليل جمعيت زنجره ها موثر ند.
-3 انجام کشت به موقع قبل از وفور زنجره ها وجلوگيري از مصادف شدن مراحل اوليه رشد ذرت با زمان وفور زنجره ها.
-4 استفاده از ارقام متحمل ، بعضي از ارقام ذرت به زنجره ها محتمل هستند استفاده از آن ها يکي از راههکارها در مديريت تلفيقي است.
ب- روش شيميايي:
زير نظر قرار گرفتن مزرعه دو ماه اول رشد در مناطقي که زنجره وبيماري کوتولگي زبر ذرت ساقه دارد ودر صورت بالا رفتن تراکم انجام مبارزه شيميايي با يک سم فسفره به گونه اي که سم داخل قيف ذرت و پايه برگها را آغشته نمايد.