|+| نوشته شده توسط حسن در چهارشنبه دوم اسفند 1385  |
 بررسی روند کشت نیشکر در خوزستان
  معرفی و کاربرد گاوآهن پاراپلو و کج ساق
 

عدم برگردان نمودن خاك را در حفظ ثبات ساختمان خاك عامل مهم و مثبت مي باشد كه اين عمل باعث جلوگيري از فرسايش خاك و تثبيت مواد الي ان شده و ثبات بيشتر ساختمان خاك را بدنبال دارد. همچنين نقش اين وسيله جهت ايجاد سطحي مناسب پس از عمل خاكورزي براي تهيه بستر بذر و عدم نياز به خاكورزي ثانويه و در مواردي احتياج مختصر به عمليات خاكورزي ثانويه و همچنين نقش موثر ان در كنترل علفهاي هرز به سويله قطع ريشه انها مي باشد. و راندمان انرژي اين وسيله به علت تحت كشش قرار دادن خاك را به عنوان مزيتي قابل توجه مورد تاكيد قرار مي دهد.

گاواهن پاراپلو اولين بار بر اساس طرح تحقيقاتي بنام A.N.Σde عضو انجمن مديريت اب و خاك انگلستان و جهت عمليات زير شكني و زهكشي ساخته شده است. اولين بار در سال 1977 كمپاني Howard  Rotovator Company اقدام به توليد و ساخت تجارتي اين وسيله نمود.

طراحي اين وسيله زيرشكني بر اساس ضرورتهاي زير انجام گرديده است.

1- اين وسيله بايد خاك را مطابق الگوهاي طبيعي بشكند نه ان كه كاملا بگسلوونه كاملا برگرداند در اين صورت اين نوع گاواهن از نظر مصرف انرژي با صرفه تر بوده و راندمان بالايي خواهد داشت.

2- اين سويله بايد خاك را به اندازه لزوم نرم كند.

3- سطح بجا مانده از وسيله مورد نظر بايد نيازمند حداقل عمليات ثانويه و تسطيح باشد. تا ضرورتا در اثر رفت و امد و ترافيك مجددا متراكم نگردد.

4- ميزان نرم شدن خاك توسط اين وسيله بايد متناسب با نوع خاك و شرايط رطوبتي قابل تنظيم باشد.

5- وسيله از نظر قيمت - كارايي - قابليت اطمينان - توان مورد نياز و ساير جنبه هاي فني و اقتصادي مناسب باشد.

6- وسيله قادر به خاكورزي در زمينهاي با پوشش گياهي متراكم باشد.

ساختمان گاواهن پاراپلو

ساختمان پاراپلو شامل ساقه و يك تيغه مورب مي باشد. اين وسيله به هنگام حركت در خاك خاك قسمت بالاي تيغه را جابجا كرده و با تحت كشش قرار دادن شكسته و نرم مي كند. در اين جريان خاك به سمت بالا حركت نموده و متورم گرديده اما بگردانده نمي شود و شكسته شدن طبيعي خاك را بدنبال دارد.

هر تيغه خميده شامل متعلقاتي از قبيل نوك گوه اي شكل و كفشك مي باشد كه به انتهاي ان نصب مي شوند. اين متعلقات سايش وسيله خاكورزي را با حداقل مي رساند. همچنين نوك قلمي يك تيغه ابديده باريك است كه به نفوذ تيغه دستگاه به داخل خاك كمك مي كند. سطح اريب لبه برش تيغه عكس العمل جانبي توليد مي كند كه باعث عدم تعادل جانبي دستگاه مي گردد. كه با قرار دادن كفشك در انتهاي ساقه اين مشكل مرتفع خواهد شد. در قسمت انتهايي هر عامل خاكورز نيز مي توان با نصب صفحه زبانه اي شكل ميزان نرم شدن خاك را تنظيم نمود. با تغيير موقعيت اين صفحه و قرار گيري بيشتر ان در امتداد عمود بر مسير پيشروي مي توان تماس خاك را با ان و همچنين حركت عمودي خاك را افزايش داد و نهايتا ميزان نرم شدن را افزايش مي دهد. در اين نوع گاو اهن تمركز تنش جهت انجام عمل برش در خاك توسط نوك گوه اي شكل صورت ميگيرد و نفوذ ان در خاك توسط شيب طولي پيش بيني شده در همين عضو امكان پذير است.

لازم به ذكر است كه وجود قطعات قابل توجهي نظير صفحه زبانه اي  نوك گوه اي شكل و كفشك هميشه ضرورت نداشته و بسته به نياز مي توان از هر كدان يا همه انها استفاده نمود.

معايب و تفاوت ان با كج ساق

معايب اين دستگاه را عدم تعادل جانبي ان به لحاظ خصوصيات و شكل ساختمان ان و همچنين هزينه بالاي توليد ان بيان نموده است.

بر اساس تحقيقات Marrision گاو اهن كج ساق از نظر ساختمان اصلي و نحوه كار مشابه پاراپلو بود و طرح جديد ان به شمار مي ايد. عدم وجود نوك گوه اي شكل و كفشك متمايز كننده اين نوع گاو اهن از نظر گاواهن پاراپلو مي باشد. دو قسمت مذكور به جهت ايجاد مقاومت به هنگام حركت از ساختمان گاواهن كج ساق حذف شده اند كه البته مدلهاي تجارتي دستگاههاي ساخته شده اين قطعات را بهمراه دارد ولي مي توان انها را از دستگاه جدا كرد و يا بسته به نياز از انها استفاده نمود.

طبق تحقيات انجام شده عمده ترين تفاوت بين دو گاواهن پاراپلو و كج ساق در عدم وجود اعضايي از قبيل نوك گوه اي شكل كفشك و صفحه نرم كننده در گاو اهن كج ساق مي باشد كه به علت افزايش زيادي كه اين متعلقات در مقاومت كششي ايجاد ي كنند در گاو اهن كج ساق حذف شده اند. در طرح اين گاواهن تمركز تنش توسط گوه اي شكل و تعادل جانبي بوسيله استفاده از تعداد مساوي تيغه هاي چپ گردان و راست گردان كه به صورت متقابل بر روي شاسي دستگاه نصب مي گردند تامين مي شود. ضمنا صفحه نرم كننده خاك نيز به علت عدم ضرورت در ازمايشات و عمليات خاكورزي متداول حذف گرديد و يا بسته به نياز مي توان مورد استفاده قرار گيرد.

دستگاه پاراپلو مي تواند تراكم خاك را رفع كرده و ميزان نفوذ اب در خاك را به ميزان زيادي افزايش داده در حاليكه بقاياي سطحي را به صورت تقريبا دست نخورده بر روي سطح خاك رها كرده و يك سيستم شخم حفاظت شده را به وجود مي اورد.

گاواهن پاراپلو از يك ساق كج تشكيل شده كه زاويه خم ساقه ) زاويه بين رويي ساقه و سطح افق در راستاي عمود به جهت پيشروي ( 45 درجه است. اين دستگاه بدون صرف نيروي زياد خاك را بلند كرده و موجب شكستن و خرد شدن خاك در طول صفحات شكست مي گردد.

افزايش 12 درصد محصول جوي بهاره را در اثر خاكورزي با پاراپلو در مقايسه با گاواهن برگردان دار گزارش شده و خاكهاي زيرشكن شده توسط پاراپلو كمترسين دانشه حجمي و بيشترين ميزان نفوذ اب در خاك در مقايسه با خاكورزي توسط چيزل گاواهن برگردان دار و روش بي خاكورزي جهت توليد ذرت داشته است و اين دستگاه در خاك سيلت لومي مقاومت بي نفوذ را مخصوصا در محدود 24/0 تا 36/0 متر كاهش مي دهد.

ارزيابي تاثير پاراپلو بر خواص فيزيكي خاك

طي ارزيابي تاثير پاراپلو و سه روش ديگر بي خاكورزي استفاده از گاواهن برگردان دار و چيزل بر خواص فيزيكي خاك از جمله نفوذ پذيري جرم مخصوص ظاهري خاك و تاثير بر ميزان بقاياي سطحي گياهان به انجام رسيده است كه در طي اين نتيجه پاراپلو به عنوان ايجاد كننده بيشترين نفوذ تجمعي اب در مدت 1 ساعت و 30 دقيقه تعيين گرديده است.

در ارزيابي گاو اهن برگردان دار و چيزل با ايجاد شرايط مشابه يكديگر در مرتبه دوم و روش بي خاكورزي به عنوان ضعيف ترين عاامل موثر بر نفوذ پذيري خاك شناخته شده است. محققين در ارزيابي تاثير ادوات فوق بر جرم مخصوص ظاهري استفاده از سه وسيله پاراپلو چيزل و گاواهن برگردان دار را متفاوت ارزيابي نموده و روش بي خاكورزي را به علت تاثير بسيار ناچيزي كه بر جرم مخصوص ظاهري خاك دارد روش مفيدي ارزيابي نمي كنند و در مجموعه استفاده از گاواهن پاراپلو را به جهت دارا بودن تاثيرات مفيدتر بر پارامترهاي مورد ازمايش نسبت به ديگر ادوات را توصيه مي نمايد.

اين وسيله مناسب بخصوص در زمين هاي كه براي كم خاكورزي مناسب نيستند معرفي مي كنند و همچنين كاهش تغييرات سطح خاك و حفظ پوشش گياهي را يكي از اهداف مديريت واحدهاي كشاورزي مي باشد. كه اين وسيله با توجه به محدوديت هاي خاك بواسطه وجود خطي فرسايش مي تواند نقش عمده اي در جهت كنترل علفهاي هرز ايفا كند.

با توجه به افزايش همزمان نفوذپذيري با حفظ بقاياي گياهي و نرم شدن خاك و تطبيق مناسب شرايط با اهداف مديريت استفاده از پاراپلو را به عنوان مناسبتر روش خاكورزي پيشنهاد شده.

مقايسه و ارزيابي پاراپلو روي انواع خاك

-  با بكارگيري چهار سيستم بي خاكورزي گاواهن پاراپلو گاواهن چيزل و گاواهن برگردان دار بر روي نوع خاك فاقد زهكشي خاك با بافت متوسط و خاك با بافت ريز به اين نتيجه رسيدند كه تمام ابزار خاكورزي دانسته خاك و مقاومت به نفوذ را كاهش مي دهند ولي بعد از كاهش گياه تنها خاك شخم زده شده توسط پاراپلو دانسته پايين دارد. خاك سست شده توسط پاراپلو بواسطه عمليات تهيه بستر و كاشت بذر بزودي فشرده نمي گردد و بنابراين در مدت فصل رشد خاك تا اندازه اي سست باقي مي ماند گاو اهن برگردان دار با وجودي كه دانسته خاك را نسبت به پاراپلو بيشتر كاهش مي دهد. ولي به هر حال عمليات تهيه بستر و كاهش بذر سبب مي شوند كه خاك بعد از كاشت گياه دوباره فشرده شده و دانسته ان به دانسته قبل از عمليات شخم نزديك شود ) خاك فشرده گردد ( مقاومت به نفوذ خاك شخم زده شده توسط پاراپلو كمتر از مقاومت به نفوذ خاك شخم شده توسط چيزل بوده و چيزل در مقايسه با روش بي خاكورزي مقاومت به نفوذ خاك را كمي بيشتر كاهش مي دهد. بعد از عمليات شخم توسط پاراپلو بقاياي گياهي به صورت دست نخورده بر روي سطح زمين باقي مي مانند كه اين پديده بر روي ميزان سست بودن خاك تا دو سال بعد نيز اثر مي گذارد.

چنين پديده اي با توجه به پايين بودن وزن مخصوص ظاهري ) دانسته ( خام و نيز پايين بودن مقاومت به نفوذ اب در خاك در عمق كاري 1/0 تا 25/0 متر ملاحظه گرديد. بر اساس ازمايشات انجام شده متوسط موادي گياهي باقي مانده بر روي زمين بعد از عمليات خاكورزي توسط پاراپلو 67 درصد و توسط چيزل 36 درصد كل پوشش گياهي مي باشد.

توان مورد نياز جهت كشش پاراپول در عمق 35 سانتيمتري خاك و فاصله 50 سانتيمتري بين تيغه ها را 20 كيلووات به ازا هر ساق وي ا 39 وات به ازا هز ميليمتر عرض برش گزارش نموده است.

توان كشش معرفي را 20 تا 26 كيلووات به ازا هر ساق مي باشد و توان كمتر مورد نياز اين وسيله جهت كشش در مقايسه با تيغه هاي پهن نظير گاواهن برگردان دار كه با عمق يكسان كار مي كنند را كمتر بودن حجم نسبي خاك جابجا شده توسط اين ادوات با هنگام خاكورزي مي باشد.

يكي از محققين با نام pidyeon در بيان نحوه گسيختگي خاك توسط گاواهن پاراپلو ادعا مي كند اين گاواهن راندمان انرژي بالايي دارد. وي مقاومت كشش كم اين گاواهن عميق و مشاهده رگه هاي عمودي در پروفيل خاك شخم خورده توسط انرا دليل بر عدم پيروي از معيار گسيختگي موهر - كلمب خاك مي داند. بر اين اساس وي ادعا مي كند كه شكست خاك با اين گاواهن نتيجه كشش خاك مي باشد. از انجائيكه مقاومت كششي خاك نسبت به مقاومت فشاري ان كمتر است لذا مقاومت كششي كم پاراپلو قابل توجه است در حاليكه ادوات معمول خاكورزي به خاك فشار اورده و در نهايت بر مقاومت برش خاك غلبه كرده و باعث گسيختگي خاك مي گردد. وي در ادامه بيان مي كند كه يان موضوع به روش مشخص نيست وليكن انچه مسلم است پاراپلو خاك را بگونه اي متفاوت از ادوات مرسوم ديگر مورد حمله قرار مي دهد. در صورتيكه جهت شخم يكنواختي مد نظر نباشد پاراپلو نسبت به تيغه هاي پهن از نظر انرژي مصرفي مقرون به صرفه تر عمي مي كند زيرا خاك را در عمق يكسان كمتر بهم مي زند.

براساس تحقيقات انجام شده دستگاه پاراپلو عمليات خاكورزي را با ايجاد حفره اي V شكل به انجام مي رساند. از اين رو انرژي لازم جهت گسيختن خاك كمتر از وسيله خاكورزي است كه سطح مقطع را به طور كامل جابجا مي كند.

بر اساس تحقيقات انجام شده با حركت ابزار خاكورز در خاك تغييرات تنش بين ماكزيمم تنشان هم جهت گسيختن خاك و مينيمم تنش جهت ريشه كن كردن بقاياي سطحي بوجود مي ايد. از تغييرات تنش در خاك انرژي لازم جهت عمليات خاكورزي بدست مي ايد. با صرفنظر از ماكزيمم تنش مقداري از اين انرژي به علت اصطكاك توليد رد خاك توسط ابزار خاكورز به صورت گرما تلف مي شود. در واقع ماكزيمم تنش بر اساس معيار گسيختگي موهر - لكمب سودمند مي باشد. ابزار معمول خاكورزي از اين معيار گسيختگي پيروي مي كنند. يعني يك تنش فشاري به خاك وارد مي كنند كه باعث شكست و گسيختگي خاك مي گردد.

و خاكهايي كه داراي اصطكاك داخلي بوده و مكانيزم تنش لازم جهت گسيختن خاك با افزايش عمق افزايش مي يابد.

ازمايش ديگري به منظور بررسي عملكرد محصول مقاومت كشش و انرژي مصرفي سه عامل خاكورز شامل زير شكن پاراپلو و مروسم و گاواهن چيزل به همراه يك كاشت بدون خاك ورزي اجرا نمودند و به اين نتيجه رسيدند كه اختلاف معني داري بين مقاومت كشش به ازا هر واحد خيش پاراپلو و زير شكن مرسوم سرعت يكسان وجود ندارد و ديگر نتيجه حاصله حاكي از كاهش تراكم خاك در زير عمق 35 سانتيمتر توسط زير شكن مرسوم و پاراپلو بود.

به استفاده از گاواهن هاي برگردان دار در مناطق پرباران باعث زير و رو شدن زياد خاك و فرسايش ان مي شود كه با توجه به ويژگيهاي پاراپلو ان را به عنوان جايگزين مناسب در نظر گرفته شده و در رابطه با نحوه تاثير اين وسيله بر خاك و مزاياي ان اضافي مي كند كه شكستن خاك ني برگردان نمودن و گسيختن كامل ان نوعي نرم كردن خاك بدون خراب كردن ساختمان  ان است كه باز كششي خاك و رشد ريشه تناسب دارد. شكست خاك مطابق الگوهاي طبيعي و در نقاطي كه ضعيف تر هستند انرژي كمتري صرف مي كند و شكست هاي بادوام و پايدار بيشتري در خاك ايجاد مي كند كه باعث مي شود خاك ديرتر به حالت اوليه برگردد.

با توجه به تحقيقات انجام شده عدم برگردان نمودن خاك را در حفظ ثبات ساختمان خاك عامل مهم و مثبت ذكر شده كار اين عمل باعث جلوگيري از فرسايش خاك و تثبيت مواد الي ان شده و ثبات بيشتر ساختمان خاك را بدنبال دارد. همچنين نقش اين وسيله جهت ايجاد سطحي مناسب پس از عمل خاكورزي براي تهيه بستر بذر و عدم نياز با خاكورزي ثانويه و در مواردي احتياج مختصر به عمليات خاكورزي ثانويه و همچنين نقش موثر ان در كنترل علفهاي هرز بواسطه قطع ريشه انها مي باشد و راندمان انرژي اين وسيله به علت تحت كشش قرار دادن خاك را به عنوان مزيتي قابل توجه مورد تاييد قرار مي دهد. محققين كمترين مقاومت كششي خاك در مقايسه با مقاومت فشاري خاك را دليلي بر افزايش راندمان انرژي اين وسيله مي دانند.


معرفي گاواهن كج ساق

ضمن اينكه پاراپلو پديده جديد تجارتي در شخم عميق و نرم سازي خاك در انگلستان بشمار مي رود گاواهن جديدي بنام گاواهن كج ساق را به عنوان اختراعي نوين در شخم عميق معرفي مي كند كه يكي از امتيازات اين وسيله راندمان بالاي ان است. عدم وجود نوك گوه اي و كفشك وجه تمايز اين وسيله از گاواهن پاراپلو مي باشد. نوك گوه اي و كفشك هنگام حركت در خام ايجاد مقاومت مي نمايد. با حذف اين دو عضو از ساختمان گاواهن كج ساق كاهش مقاومت كشش حاصل مي گردد.

البته لازم به تذكر است كه اغلب فمرهاي تجارتي اين دستگاه داراي اين ضمائم مي باشد كه مي توان انها را از دستگاه جدا نموده يا دز موقع نياز استفاده نمود. زاويه نفوذ در گاواهن كج ساق تجاري صفر است. به مظنور رفع اين مشكل از نوك گوه اي به عرض 62 ميليمتر و طول 235 ميليمتر و با زوايه نفوذ 17 درجه در انتهاي ان استفاده شده است. ضمنا براي برقراري تعادل جانبي دشتگاه از يك كفشك به عرض 62 ميليمتر و طول 270 ميليمتر استفاده گرديده است. با افزايش عمق و عرض كار نيروهاي عكس العمل جانبي افزايش مي يابد كه اين باعث عدم تعادل جانبي دستگاه يم رگدد. اضافه نمدن كفشك به انتهاي تيغه دستگاه تا حد زيادي اين مشكل را مرتفع مي نمايد.


ساختمان گاواهن كج ساق

ساختمان اين گاواهن كج ساق شامل ساقه و يك تيغه مورب گوه اي شكل مي باشد كه تيغه در دو نوع با زاويه تيغه 30 و 45 درجه نسبت به محورافقي در جهت عمود بر پيشروي به ساقه متصل مي گردد. در اين گاواهن جهت تمركز تنش از فرم گوه اي شكل تيغه استفاده گرديده و با پيش بيني شيب جانبي در اين عضو نوك گوه اي شكل كه عامل ايجاد مقاومت در خاك محسوب مي شود حذف گرديده است . در اين نوع گاواهن جهت پيش بيني نفوذ مناسب در خاك در محل اتصال تيغه به ساقه يك شيب جانبي تحت عنوان زاويه نفوذ منظور گرديده است كه اين امر موجب تمايل دستگاه به سمت خاك در هنگام خاكورزي مي گردد. زاويه نفوذ بين فصل مشترك ساقه و تيغه و سطح افق در جهت پيشروي مي باشد. زاويه نفوذ را مي توان به مقدرا دلخواه تنظيم نمود كه اين امر از طريق چرخش تيغه دستگاه حول محور افقي عمود بر جهت پيشروي تامين مي گردد. چنانچه زاويه نفوذ صفر درجه مورد ازمايش قرار گيرد استفاده زا نوك گوه اي شكل جهت نفوذ دستگاه در خاك لازم است. جهت كاهش مقاومت وسيله در خاك لبه برش تيغه تحت زاويه 30 درجه تيز شده است.

طي ازمايشاتي كه به بررسي نيروهاي عكس العمل خاك بر روي يك گاواهن كج ساق تجارتي پرداخته شده است كه در ان از يك خيش مجازي در جلو و يك خيش اصلي در عقب و سمت چپ خيش مجازي استفاده شده بوطريكه دينا مومتر به خيش اصلي متصل بوده است. گاو اهن مورد استفاده داراي زاويه تمايل 45 درجه و زاويه حمله صفر درجه بود. توان مورد نياز براي كشيدن خيش اصلي در عمق 310 ميليمتري و سرعت 8 كيلومتر در ساعت 27 كيلو وات گزارش شد.

 

مقايسه مدل گاواهن كج ساق

دو مدل گاواهن كج ساق يكي با زاويه تمايل 30 درجه و ديگري با زاويه تمايل 45 درجه يك گاواهن كج ساق با زاويه تمايل 30 با دو زاويه حمله صفر و 15 درجه و گاواهن كج ساق با زوايه تمايل 45 درجه با زاويه نفوذ 15 درجه بكار برده شده بود. جهت مقايسه نيروي كششي مصرفي استفاده كردند نتايج حاكي از اين است كه نيروي كشش مصرفي گاواهن كج ساق با زوايه تمايل 30 درجه 22 درصد بيشتر از گاواهن با زوايه تمايل 45 درجه مي باشد.

ولي عرض كاري گاواهن كج ساق با زاويه 30 درجه و  37 درصد بيتشر از گاواهن كج ساق با زاويه تمايل 45 درجه است. ضمنا در زوايه حمله 15 درجه تنش نرمال همراه با اصطكاك لازم به خاك وارد مي شود كه باعث نفوذ خيش به داخل مي گردد. اين تنش نرمال در زاويه حمله 15 درجه بيشتر از زماني است كه زاويه حمله صفر درجه مي باشد.

درگاو اهن كج ساق محور خيش نسبت به راستاي حركت زاويه اي مي سازد كه به زوايه حمله مشهور بوده و اغلب 15 درجه است. ديگر زواياي حمله مورد نياز با چرخش فيش حول محور افقي عمود بر جهت حركت قابل دستيابي است.

علاوه بر اين تيغه هاي مورب تحت زاويه اي نسبت به ساق منحرف شده كه انواع 30 درجه و 45 درجه ان متداول است. زاويه حمله ياد شده در تيغه خاكورز در واقع جايگزين مناسبي براي نوك گوه اي در نفوذ به داخل محسوب مي شود. ضمن اينكه استفاده از خيشهاي راست گرد و چپ گرد نيز كار كفشك را در حفظ تعادل جانبي انجام مي دهند.

در تحقيقات ديگري دو مدل گاواهن كج ساق با سه زاويه حمله صفر 5/7 . 15 درجه در دو عمق 300 و 360 ميليمتري مورد ارزيابي قرار گرفت. در يكي از خيش هاي تيغه مورب 45 درجه نسبت به جانب متمايل شده بود در حاليكه خيش دوم 15 درجه بيشتر خم شده بود. بطوريكه صفحه خاكورز ان نسبت به افق زاويه اي برابر 30 درجه مي باشد. محور خيش براي هر دو خيش 15 درجه نسبت به افق و امتداد حركت زاويه داشت بطوريكه زاويه حمله 15 درجه در تيغه خاكورز ايجاد مي كرد. ديگر زاوياي حمله كه شامل صفر و 5/7 درجه بودند با دوران و چرخش خيش حول راستاي عمود بر امتداد حركت قابل دسترسي وبد و خيش هاي ازمايش ذكر شده بر عكش گاواهن هاي كج ساق تجارتي فاقد تيغه و كفشك بودند.

نتايج بدست امده عبارت بودند از

1- نيروهاي عكس العمل خاك اعم از مقاومت كشش نيروي جانبي و نيروي عمودي با كوچكترين تغيير در عمق خاكورزي افزايش مي يابد.

2- استفاده از خيش مجازي و پيشرو نيروهاي عكس العمل بخصوص نيروهاي جانبي و عمودي را كاهش مي دهد.

3- پيچش در ساق خيش داراي زاويه تمايل 30  درجه بمراتب بيشتر از 45 درجه است.

4- عكس العمل جانبي خاك استفاده از تعداد مساوي خيش هاي راست گرد و چپ گرد و يا نوع دو طرفه و يا هر تركيب مناسب ديگري از انواع خيش هاي مذكور را در كنار يكديگر ايجاب مي كند.

5- نفوذ در زاويه حمله 5/7 درجه بهترين وضعيت را داشته و كمترين نيروي كشش مصرفي را دارا بود.

بر اساس ازمايشات انجام شده گاواهن كج ساق در دو نوع منفرد و دو طرفه ساخته شده است. در گاواهن كج ساق دو طرفه هر ساقه دو تيغه به صورت متقارن متصل است كه بدليل تقارن نيروهاي عكس العمل خاك پيچش در ساق خيش محدود مي گردد نتايج حاصل از مقايسه توان مصرفي اين دو دستگاه حاكي از اين است كه گاواهن كج ساق منفرد داراي راندمان بيشتري نسبت به گاواهن كج ساق دوطرفه مي باشد و يان افزايش راندمان بسته به موقعيت خاك از 10 تا 20 درصد تغيير مي كند و راندمان انرژي گاواهن كج ساق تجارتي بيشتر از زيرشكن معمولي باله دار است زيرا گاواهن كج ساق در مقايسه باز يرشكن معمولي باله دار در عمق مشخص خاك را كمتر بهم مي زند. در صورت حذف كفشك و نوك گوه اي از گاواهن كج ساق تجارتي افزايش راندمان نسبت به زيرشكن معمولي بدون باله انتظار مي رود.

واضح ترين تفاوت بين گاواهن كج ساق منفرد و دو وسيله زيرشكن معمولي و پاراپلو در تفاوت به عدم وجود نوك گوه اي شكل بر روي گاواهن كج ساق مربوط مي شود. اين گاواهن بخصوص بجاي تيغه قلمي با تيغه گوه اي و مورب خود به خاك فشار مي اورد . امتيازي كه حذف نوك قلمي بدنبال دارد متمركز كردن تنشهاي خاك در يك طرف ديواره شيار ايجاد شده در خاك است.

اختلاف مهم ديگري كه بين انها وجود دارد به جهت تمايل لبه هادي ساقه در اين گاواهن مربوط مي شود. در گاوااهن كج ساق اين تمايل رو به عقب است. در حاليكه در گاواهن پاراپلو و زيرشكن معمولي لبه هادي ساق عمودي و يا رو به جلو قرار مي گيرد. اين وضعيت تيغه هاي قلمي را نسبت به ساق جلوتر قرار داده و بدين ترتيب شرايط براي گير كردن تيغه به سنگها و كلوخه هاي بزرگ و اوردن انها به سطح خاك فراهم مي شود. گاواهن كج ساق با داستن ساق رو به عقب و عدم وجود نوك قلمي ) گوه اي ( در ساختمان ان براحتي از روي براحتي از روي بسياري از موانع لغزيده عبور مي كند.

عكس العمل خاك براي مدل هاي گاواهن

در ازمايشات ديكري نيروهاي عكس العمل خاك را براي سه مدل گاواهن كج ساق با زاويه تمايل 30 درجه و زواياي حمله 20 - 25 و 30 درجه از دو نوع منفرد و نوع دوطرفه و يك دستگاه زيرشكن ريپر بررسي كردند.

در اين ازمايش نيز تاثير خيش مجازي يا پيشرو بر نيروهاي ياد شده مورد ارزيابي قرار گرفت. نتايج بدست امده به قرار زير مي باشد

1- گاواهن كج ساق از 5 تا 50 درصد نسبت به زيرشكن ريپو راندمان انرژي بالاتري دارد. اين امر مرهون تمركز تنشهاي ايجاد شده در يك طرف ديواره شيار شخم خورده توسط گاواهن كج ساق مي باشد.

2- استفاده از فيش پيشرو و يا مجازي مقاومت كششي مجموعه را كاهش مي دهد. بنابراين با ساخت گاواهن از نوع كج ساق كه هر دو خيش ان از نوع منفرد باشد نسبت به نوع دوطرفه ميتوان راندمان انرژي را افزايش داد.

3- فقدان مجال كافي در زير تيغه هاي گاو اهن كج ساق در زاويه حمله صفر درجه نيروي مقاومت كششي را افزايش داده و نفوذ در بعضي از انواع خاكها را مشكل مي كند.

4- پيچش در ساق خيشهاي گاواهم كج ساق نوع يكطرفه كه ناشي از نيروهاي جانبي است احتمالا وجود يك زاويه مناسب قرارگيري خيشها را نسبت به راستاي حركت ايجاب مي كند.

5- افزايش زاويه حمله افزايش نيروي كشش را در پي داشت كه دليل ان را افزايش اصطكاك ناشي از جابجايي بيشتر خاك دانسته اند.

ارزيابي و كاربرد گاواهن كج ساق منفرد با زوايه تمايل 30 درجه

در تحقيقاتي كه توسط Majidi and Raufat انجام شد. با استفاده از يك گاواهن كج ساق منفرد راست گرد و با زوايه تمايل 30 درجه به بررسي اثر عمق كار و تغييرات زاويه حمله بر روي مقاومت كششي و پارامترهاي فيزيكي همچون نفوذپذيري اب جرم مخصوص ظاهري خاك بقاياي گياهي و سطح بهم خورده خاك پرداخته اند و در ضمن پارامترهاي يادشده را با تيمار گاواهن برگردان دار كه به عنوان شاهد انتخاب شده بود مقايسه نمودند عمق هاي كاري گاواهن كج ساق 250 - 350  و 450 ميليمتر و زواياي حمله 5/7 - 15 و 5/22 درجه بودند. ضمنا عمق كاري گاواهن بر گردان دار 250 ميليمتر بود.

نتايج حاصل از ازمون نيروي كشش نشان مي دهد كه در عمق يكسان ) 250 ميليمتر ( مقاومت كشش گاواهن كج ساق نصف مقاومت كشش گاواهن برگردان دار است. از اينرو خاكورزي با گاواهن كج ساق را كاملا مقرون به صرفه معرفي مي كنند.

نتايج بدست امده حاكي از مصرف حداقل نيروي كشش در گاواهن كج ساق به هنگام كار با زاويه 5/7 درجه مي باشد. و همچنني اختلاف معني داري بين نيروهاي كشش بهنگام كار در زواياي حمله مختلف وجود داشت. عمق كار نيز بر روي مقاومت كشش اثر معني داري داشته و با افزايش عمق كار مقاومت كشش افزايش مي يابد. نتايج حاصله از ارزيابي جرم مخصوص ظاهري خاك پس از خاكورزي و نفوذ پذيري بيانگر اين موضوع بود كه تاثير گاواهن كج ساق بر جرم مخصوص ظاهري خاك و نفوذپذيري ان بيشتر از گاواهن برگردان دار است. بدين لحاظ تاثير گاواهن كج ساق را بر روي خاك تحت الارض مناسبتر و مطلوبتر از تاثير گاواهن برگردان دار مي دانند. در ادامه درصد بقاياي گياهي باقميانده در سطح شخم خورده توسط گاواهن كج ساق و برگردان دار به ترتيب 84 و 26 درصد گزارش كرده است. و از اين نظر گاواهن كج ساق را براي كنترل فرسايش خاك نسبت به گاواهن برگردان دار مناسب توصيف مي كند.

در خصوص مقاومت ويژه ادوات مورد ازمايش از ظريق مطالعه پروفيل عرض حاصل از تيمارها به اين نتيجه رسيدند كه عرض و سطح مقطع شيار حاصل از گاواهن كج ساق در مقايسه با گاواهن برگردان دار بيشتر بوده بنابراين مقاومت ويژه ان به طرز محسوسي كمتر است كه اين امر بالا بودن راندمان انرژي گاواهن كج ساق را تاييد مي كند.


ارزيابي گاو اهن كج ساق نوع دوطرفه با زوايه تمايل 30 درجه

در اين ازمايش اثرات عمق كاري و تغييرات زاويه حمله بر مقاومت كششي وسيله و پارامترهاي فيزيكي خاك مورد بررسي قرار گرفت كه نتايج حاصل از ازمون نيروي كششي نشان داد كه اولا دو فاكتور عمق و زاويه حمله بر يكديگر اثر مقابل داشته اند ثانيا بين سطوح مختلف هر يك از فاكتورهاي فوق اختلاف معني داري مشاهده مي شود. نيروي كشش واحد گاواهن كج ساق دو طرفه را 2/17 كيلونيوتن به ازا واحد عرض كار ) متر ( گزارش شده است كه مقدار كمتري را نسبت به ازمايش انجام شده با گاواهن كج ساق منفرد نشان مي دهد. همچنين بهترين زاويه حمله در اين نوع وسيله را 5/7 درجه مي باشد كه در ان كمترين ميزان نيروي كششي جهت حركت وسيله در خاك مي باشد.

خااكورزي با گاواهن مورد نظر در افزايش ميزان نفوذ پذيري و كاهش جرم مخصصو ظاهري نقش عمده داشته. همچنين در مورد چگونگي سطح مقطع خاك بهم خورده از عدم يكنواختي سطح مقطع خاكورزي شده توسط گاواهن مورد ازمايش نسبت به نوع منفرد متقابل و افزايش معني دار ميزان سطح بهم خورد. خاك در اثر افزايش عمق مي باشد و بيشترين مقدار اين پارامتر را در زاويه نفوذ 15 درجه مي دانند. در اين نوع گاواهن افزايش نيروي كشش ويژه بر اثر افزايش عمق مي باشد كه دليل ان افزايش نسبي ميزان نيروي كشش وسيله نسبت به افزايش سطح مقطع خاك بهم خورده در اثر افزايش عمقي مي باشد.

 

 

 

نتيجه گيري و اهداف

خاكورزي حفاظت شده توسط انواع مختلف زير شكن منجر به نفوذ پذيري بهتر و بيشتر اب در خاك مي گردد. باقي ماندن درصد زيادي از بقاياي گياهي بر روي سطح خاك به منظور كاهش خطر فرسايش خاك توسط ابروي سطحي از ديگر مزاياي كاربرد خاكورزي حفاظت شده است. طبق تحقيقات متعددي كه انجام گرديده لايه متراكم در زير اعماق خاكورزي شده توسط ادوات خاكورزي مرسوم در اثر تردد بي رويه ماشين الات در مراحل مختلف عمليات زراعي بوجود مي ايد. و لزوم استفاده از خاكورزي عيمق توسط ادوات زيرشكن محسوس مي گردد.

اين ادوات كلا توان بالايي را در طي عمل زيرشكن مصرف مي كنند. تاكنون تلاشهاي زيادي جهت ساختن ادواتي كه داراي راندمان انرژي بالا باشند انجام شده است. از جمله ادوات ساخته شده در اين راستا زيرشكن با ساق خميده مي باشد كه بر اساس تحقيقات انجام شده انرژي مصرفي ان نسبت به زير شكن معمولي تا حدودي كمتر است. زاويه اانحراف ساقه اين زير شكن نسبت به راستاي عمودي سبب كاهش توان مصرفي اين ادوات مي گردد و گاواهن كج ساق به علت اينكه فاقد متعلقاتي از قبيل نوك گوياي و صفحه نرم كننده هستند راندمان انرژي بالاتري را نسبت به گاواهن پاراپلو دارند.      

 

 

 

 

اهداف تحقيق

1- استفاده از زيرشكن كه ساق منفرد در حات متقابل به منظور خاكريزي در اعماق بيشتر.

2- بررسي و تعيين مقادير سطح خاكورزي شده در معيارهاي مختلف و محاسبه شاخص مربوطه.

3- بررسي تاثير رطوبت خاك . عمق خاكورزي و نوع دستگاه زيرشكن بر تغييرات شاخص مخروطي خاك. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

1- كپنر - ار.ا.1371. اصول ماشينهاي كشاورزي- ترجمه - سيد احمد شفيعي - چاپ اول - جلد اول - تنتشارات دانشگاه تهران

2- شفيعي- س- 1374- ماشين هاي كشاورزي- چاپ اول - انتشارات دانشگاه تهران

3-  منصوري راد - 1374- تراكتور و ماشين هاي كشاورزي- چاپ چهارم - جلد اول          

انتشارات دانشگاه ابوعلي سينا.

4- مجيد كاظمي- 4-1378 - جلسه بحث كارشناسي دانشكده كشاورزي دانشگاه شيراز- مجموعه چكيده مقالات ااولين كنگره علمي مهندسي ماشين هاي كشاورزي و مكانيزاسيون- كرج

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب

عنوان                                                صفحه

مقدمه                                           1  

ساختمان گاو اهن پاراپلو                             2  

معايب پاراپلو و تفاوت ان با كج ساق                       3

ارزيابي تاثير پاراپلو بر خواص فيزيكي خاك                  5

ارزيابي پاراپلو روي انواع خاك                            6  

معرفي كج ساق                                 10

ساختمان كج ساق                                  11

مقايسه مدل گاو اهن كج ساق                           12

عكس العمل خاك براي مدل هاي گاو اهن                       15

ارزيابي و كاربرد گاو اهن كج ساق منفرد با زاويه تمايل 30 درجه      16

ارزيابي گاو اهن كج ساق نوع دو طرفه با زاويه تمايل 30 درجه     18

نتيجه گيري و اهداف                               19

منابع                                           21

|+| نوشته شده توسط حسن در چهارشنبه دوم اسفند 1385  |
 مدیریت تلفیقی آفات برنج

 

برنج  حدود 5000 سال است که در چین و هندوستان  کشت می شود. این گیاه ازآسیای جنوب شرقی به چین وارد وبعد به آسیای صغی، قاره اروپا و آفریقا گسترش یافت.

این گیاه توسط اعراب به کشورهای مصر، مراکش، اسپانیا و غرب آفریقا نیز منتقل گردیده است.

برنج از قدیمی ترین گیاهانی است که در جهان کشت می شود  و دانه آن به مصرف غذای انسان می رسد، به طوری که هم اکنون غذای عمده بیش از نیمی از مردم مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری را تأمین می کند.                                                                                                                                                                                                                 

بدنبال کشف سموم آلی مصنوعی و کاربرد گسترده آنها علیه آفات بهداشتی و کشاورزی در طی چند دهه پس از جنگ جهانی دوم، بشر به این نتیجه رسید که آنچه در ابتدا به عنوان معجزه قرن بیستم شناخته شده بود اکنون به معظلی بزرگ تبدیل گردیده است. در سال 1980 در کل کشورهای جهان حدود 1400 نوع ماده شیمیایی آفت کش در ده ها هزار فرمولاسیون مختلف و به میزان تقریبی 2 میلیون تن ماده مؤثرمصرف می شده است. چنانچه این میزان را با سالهای قبل از آن مقایسه  کنیم  نشان می دهد که مصرف سالیانه آفت کش ها به نسبت 4/6 درصد رو به افزایش بوده است. علیرغم موفقیت های قابل توجهی که در ابتدا به وسیله سموم شیمیایی بدست آمده بود تأثیر این مواد روز به روز رو به کاهش نهاد. به عنوان مثال در آمریکا از سال 1940 تا 1975، با وجود 10 برابر شدن مصرف حشره کش ها میزان خسارت آفات حشره ای از 7 درصد به 13 درصد افزایش یافته است. علاوه بر افزایش خسارت آفات اثرات سوء زیست محیطی را نیز که ناشی از مصرف بی رویه سموم شیمیایی می باشد نباید از نظر دور داشت.

به طور کلی مراحلی را که منجر به پیدایش تفکر جدیدی به نام مبارزه تلفیقی با آفات                 

Integrated   Pest   Management              (   IPM)

گردیده است می توان به صورت زیر خلاصه نمود :

 

1-  مصرف مداوم سموم شیمیایی، به تدریج نژادهای مقاومی در بین جمعیت آفات بروز نموده که جای افراد از بین رفته را به خوبی پر می نمایند.

2-  با افزایش تدریجی مقاومت در بین آفات، مصرف سموم شیمیایی نیزگسترش یافته و زارعین با استفاده ازغلظت بالاتر و دفعات بیشتر سم پاشی سعی در رسیدن به حد کنترلی که قبلا" توسط آفت کش ها اعمال می شده است خواهند نمود.

3-  افزایش مصرف سموم شیمیایی، نژادهای مقاوم بیشتری را در آفات به ظهور می رساند اما در مقابل دشمنان طبیعی آفات که نسبت به این مواد حساسترند به ورطه ی نابودی کشیده می شوند.

4-  بعضی از آفت کش ها به صورت تجمعی درطبیعت باقی مانده و در زنجیره های غذایی مختلف وارد می گردند. تعدادی نیز بقایای نامطلوب خود را بر روی مواد غذایی مورد استفاده انسان ودام باقی می گذارند.

5-  بامشخص شدن خطرات جدی مبارزه تک بعدی با آفات که فقط مبتنی برمصرف سموم شیمیایی است، سایر روشهای مبارزه نیز مورد ارزیابی دقیق تر قرار گرفته و ترکیبی از بهترین روش ها که ضمن تأمین منافع اقتصادی انسان ضامن حفظ محیط زیست وی نیز باشد تحت عنوان مبارزه تلفیقی با آفات ارائه می گردد. 

 

 

 

 

 

 

 

 

     آفت :

     به طور کلی هر عاملی که در رقابت با منافع انسان قرار گیرد، اعم ازعوامل زنده یا غیر زنده را آفت گویند.       

 

 مدیریت تلفیقی آفات : Integrated   Pest   Management   

 

یک سیستم تصمیم گیری برای کنترل آفات است که با در نظر داشتن اصول اکولوژیکی، اصول اقتصادی و علایق تولید کنندگان، تلفیقی از روشهای مختلف کنترل ( بیولوژیکی، زراعی، مکانیکی، فیزیکی، رفتاری، شیمیایی و... ) را به گونه ای به کار می برد که سود دهی اقتصادی حداکثر و زیان وارده به محیط زیست به حداقل ممکن برسد.

برقراری شیوه IPM یک بخش مهم از برنامه های درازمدت جهانی کشاورزی پایداراست و این موضوع توسط کمیته جهانی غذا وابسته به FAO و کنفرانس زیست محیطی  ریو امضاء شده و مورد تأکید قرار گرفته است.

 

برنامه اجرایی مدیریت تلفیقی آفات دارای مراحل زیر است :

 

الف : بررسی های اکولوژیکی

شناسایی آفات و دشمنان طبیعی آنها، تعیین مناطق انتشار و تهیه بانک اطلاعاتی برای آنها.

 

ب : بررسی های اقتصادی

ارزیابی میزان خسارت آفات کلیدی و آفات درجه دوم.

 

ج : مدیریت تلفیقی ( تلفیق روشها )

تلفیق روشهای کنترل ( بیولوژیکی، زراعی، شیمیایی و ... ) برای کاهش جمعیت آفات کلیدی و آفات درجه دوم بر اساس زیست شناسی و مراحل حساس زندگی آنها.

 

 

د : اجرا، ارزیابی، ترویج و توسعه

آموزش و جلب مشارکت کشاورزان و اجرای برنامه مدیریت تلفیقی آفات به کمک آنان.

 

 

محصول برنج هر ساله، مورد حمله و هجوم آفات متعددی از جمله کرم ساقه خوار قرارمی گیرد. در نتیجه هر ساله کشاورزان وادار به مصرف هزینه های زیاد جهت کنترل آنها می شوند.

 

کرم ساقه خوار برنج :  Chilo  suppressalis  Walker                                   Syn : Chilo  simplex  Butler                                                          

                                                Lep . Pyralidae  )                                    )

 

مناطق انتشار :

 

حشره ای است که اولین بار در سال 1863 در دنیا شناخته شد.

برای اولین بار در سال 1906 از این حشره به عنوان یکی از خطرناکترین آفات برنج دردنیا نام برده شد و مدت های بسیا زیادی است که در حدود 35 کشور، کشاورزان در مزارع برنجکاری خود از خسارت این آفت زیان می بینند.

این آفت در کشورهایی از قبیل : ژاپن، تایوان، استرالیا، برمه، بنگلادش، چین، هند، ایتالیا، مالزی، تایلند، نپال، اسپانیا، مصر، سری لانکا، ویتنام، کامبوج، پرتقال و جزایر هاوائی شیوع  دارد. به طوری که شالیکاران بعضی ازکشورهای آسیایی نظیر ژاپن و تایوان، این حشره را در ردیف مهمترین آفات محصول برنج مناطق خود می دانند.

این پروانه در ایران نیز اولین بار در شهریور ماه سال 1351 در مزارع تنکابن ( شهسوار) و رامسر طغیان کرد و در مدت کوتاهی با افزایش جمعیت و طغیان خود و ایجاد خسارت اقتصادی شدید نظر همگان را جلب نمود. در مورد چگونگی ورود این آفت اطلاعات دقیقی دردست نیست ولی گفته می شود که توسط کاه و کلش های همراه مرکبات از پاکستان به ایران وارد شده است.

پس از ورود این آفت در شهریور 1351 کارشناسان کشاورزی کوشش های زیادی را جهت کنترل آن در تنکابن و رامسر انجام دادند، تا مانع اشاعه آن به مناطق دیگر گردد. اما متأ سفانه نتیجه مثبتی حاصل نشد ودرعرض چند سال تمامی شالیزارهای شمال به این آفت آلوده شد.

 این آفت در تمام مناطق برنجکاری استانهای گیلان و مازندران وجود دارد. خسارت کرم  ساقه خوار در ایران در سالهای اول طغیان آن به دلیل عدم آشنایی با زندگی آفت و عدم اجرای روش صحیح مبارزه، به قدری زیاد بود که در موارد زیادی کشاورزان از برداشت محصول خود صرفنظرنمودند.

 

مرفولوژی ( شکل شناسی ) :

 

 پروانه های ماده به رنگ زرد روشن و یا متمایل به قهوه ای و پروانه های نر تقریبا" خاکستری  هستند. در هر دو جنس رنگ بالهای عقبی سفید بوده و روی بالهای جلویی چند لکه نقره فام  وجود دارد. طول بدن از 10 تا 13 میلیمتر متغییر بوده و عرض پروانه های نر با بالهای باز 20 تا 23 میلیمتر و پروانه های ماده تا 30 میلیمتر می رسند.

تخم :

تخم های تازه گذارده شده سفید متمایل به زرد بوده که به مرور به خاکستری و سپس تغییر رنگ می دهند. تخم ها در امتداد رگبرگها گذارده می شوند.

لارو :

بدن لاروها به رنگ قهوه ای متمایل به خاکستری بوده و درلاروهای مسن کپسول سر دارای رنگ قهوه ای تیره می باشد و در سایر سنین زرد متمایل به قهوه ای است. در پشت لارو، پنج نوار طولی قهوه ای رنگ وجود دارد. عموما"  طول لاروهای کامل 26 میلیمتر و عرض آنها 7/2  میلیمتراست.

شفیره :

طول شفیره 12 تا 15 میلیمتر و قطر آن 5/2 تا 5/3  میلیمتر بوده و رنگ آن از قهوه ای روشن به قهوه ای تیره تبدیل می شود. یک سوم انتهای شفیره به طرف پشت خمیده است و دو زایده قلاب مانند نیز در انتهای بدن شفیره مشاهده می شود.

 

 

 

زیست شناسی و طرز خسارت :

 

کرم ساقه خوار که به ساقه برنج حمله می کند،  زمستان را به صورت لارو کامل در داخل ساقه های خشک برنج و یا علف های هرز اطراف مزارع به سر می برد. در اوایل اردیبهشت هنگامی که درجه حرارت حداقل 10 درجه سانتیگراد باشد شفیره ها در داخل ساقه های  باقی مانده برنج سال قبل و یا  علف های هرز مزرعه در داخل سوراخ های ایجاد شده توسط لارو ها تشکیل می گردد. مدت شفیرگی بسته به درجه حرارت محیط متفاوت بوده و بین 6 تا 12 روز متغییر است.

به طور متوسط حدود 10 روز به بعد، یعنی حدود 20 اردیبهشت ( گیلان ) اولین پروانه ها ظاهر می شوند و دراواسط خرداد به حد اکثر مقدار خود می رسند. این پروانه ها شب پرواز بوده و بیشترین میزان فعالیت آنها در ساعت 9 شب می باشد.

پروانه های نر و ماده 24 ساعت پس از خروج جفت گیری می نمایند و تخمهای خود را به صورت دسته های 3 تا 250 عددی روی ساقه یا قسمت رویی و یا زیرین برگهای فوقانی، برگهای پایینی و یا زمین های اصلی می گذارند.

عمر پروانه ها حداکثر یک هفته می باشد و در این مدت به طور متوسط 230 عدد تخم، توسط هر پروانه گذارده می شود. تفریخ تخم ها در درجه حرارت 10 تا 12 درجه سانتیگراد به مدت 5 تا 11 روز بسته به درجه حرارت محیط  انجام می گیرد.

لاروها پس از تفریخ، در ابتدا مختصری از پارانشیم برگ تغذیه نموده و سپس از محل غلاف با ایجاد سوراخ، وارد ساقه می شوند و با تغذیه از درون ساقه باعث خشکیدگی  جوانه های مرکزی برنج می گردند و به تدریج که لاروها رشد می نمایند، ساقه های اطراف را نیز آلوده می نمایند. لاروهای کامل قبل از تبدیل شدن به حالت شفیره برای خروج پروانه از ساقه سوراخ بزرگی در آن ایجاد می کنند. لاروها پس از 21 تا 37 روز تبدیل به شفیره شده و 7 روز بعد پروانه های نسل دوم از آن خارج می گردند که این موقع حدود اواسط تیرماه دراستان گیلان است.

کرم ساقه خواردرسال  2 تا 3 نسل دارد. موقع ظهوراین نسل در استان گیلان به شرح زیر می باشد :

نسل اول : از 20 اردیبهشت ماه تا اواخر خرداد ماه ظاهر می شود ( زمان نشاء کاری ).

نسل دوم : از اواسط تیر ماه شروع و در اواخر تیرتا اوایل مرداد ماه به حداکثرمی رسد ( زمان خوشه دهی ).

نسل سوم : این نسل اغلب در هنگام برداشت برنج ظهور می نماید.

نسل دوم و حتی نسل سوم درارقام دیر رس برنج  که همزمان با خوشه کردن و گل دادن برنج  است، پدید می آید که در این صورت باعث عدم تشکیل خوشه شده و درنتیجه خوشه ها ( پانیکول ها ) خشک می شوند. در این صورت پانیکول های برنج به رنگ سفید درمی آیند که این حالت را white  head  می گویند. اگر حمله آفت دیرتر اتفاق افتد یعنی در مرحله تشکیل دانه بوده و منجر به سفید شدن پانیکول ها نگردد، در این صورت باعث لاغری دانه ها گردیده و این نوع برنج ها درموقع برنج کوبی شکسته شده و ازکیفیت محصول بدست آمده کاسته می شود.

نسل های اول آفت نیز به نشاءهای برنج حمله نموده و باعث خشکیدگی برگهای میانی نشاءها در مراحل اولیه رشد برنج می گردند . گاهی اوقات نیز حمله آفت در پایان فصل رویشی اتفاق می افتد که در این صورت ساقه های آلوده در صورت وزیدن باد شکسته شده و نابود می شوند.

 

عوامل تغییر دهنده جمعیت آفت :

 

1-  دیر کشت کردن مزرعه : هوای سرد بهار که باعث دیر کشت نمودن مزرعه می شود یکی از عوامل بالا رفتن جمعیت آفت می باشد.

2-  بقایای محصول : بقایای گیاهی موجود در مزرعه سبب می شود شرایط برای پایداری آفت مهیا و اثر عوامل نامساعد روی آن کم شود.

3-  قطع بوته ها از بالاتر از 7 سانتیمتری : ( 60 درصد لارهای زمستان گذران آفت در این محدوده بسر می برند ) لذا هرگونه عملیاتی که منجر به قطع بقایای محصول از سطح زمین و پاکیزگی مزرعه شود، در نامساعد کردن شرایط  برای بقای زمستانه آفت مؤثر می باشد.

4-  ارقام با سیلیس پایین : ارقام با سیلیس کم در ساقه ها، باعث طغیان می شوند. بنابراین هرچه میزان سیلیس ساقه ها بالا باشد در نامناسب بودن محتویات گیاه برای تغذیه مفید و مؤثر است.

5-  برنج هایی که برگ و ساقه طویل دارند، به تغذیه و خسارت آفت حساستر می باشند. بنابراین وضعیت گیاه در تغذیه آفت بسیار تعیین کننده است.

6-  مصرف بیش از اندازه کودهای شیمیایی : مصرف کودهای ازته باعث تشدید خسارت این آفت می شود، پس مصرف کود باید متناسب با نیاز گیاه و وضعیت خاک مزرعه صورت گیرد.

 

 

روش های کنترل :

 

 کنترل زراعی :

 

1-  جمع آوری برگهای آلوده در هنگام نشاء : ممکن است کشاورزان به دلیل عدم آشنایی با این آفت نشاءهای آلوده را از خزانه به مزرعه اصلی منتقل نمایند. در صورت آلودگی برگها، جمع آوری برگهای آلوده به تخم، سوزاندن و له کردن آنها در کاهش جمعیت آفت بسیار مؤثر است.

2-  اجرای کشت گیاه دیگر بعد از برداشت برنج : مستوفی پور و حیدری (1367) با بررسی عملیات زراعی و کشت شبدر برسیم نتیجه گرفتند که آلودگی در زمینهای آیش نسبت به زمینهایی که به زیر کشت شبدر برسیم رفته، بیشتر است. اگرچه آنها مهمترین عامل انتقال آفت ازسال قبل به سال بعد را علفهای هرز میزبان حاشیه مزرعه که کانون و منبع ذخیره و نگهداری لاروهای زمستان گذران آفت می باشند دانستند. این لاروها در اوایل بهار به شفیره و سپس به حشرات کامل تبدیل می شوند و آلودگی و خسارت زراعت جدید برنج را باعث می شوند. لذا هرگونه عملیات زراعی که برای انهدام آنها از نیمه اول فروردین ماه و قبل ازتبدیل شدن لاروها به شفیره و پروانه انجام شود در تقلیل جمعیت ساقه خوار بسیار مؤثر است.

3-  کف بر کردن محصول : در موقع برداشت، محصول حتی المقدور بایستی کف برشود و یا به عبارت دیگراز پایین و نزدیک طوقه گیاه برداشت شود تا تعداد کمتری لارو زمستان گذران در مزرعه باقی بماند.

4-  جلوگیری از انتقال آفت به انبار : خوشه های بریده شده را به مدت چند روز روی زمین در همان مزرعه نگهداری می کنند تا خشک شوند و سپس با خرمنکوبهای معمولی خرد می نمایند تا بدینوسیله لاروها، له شده و از بین بروند و در صورت عدم دسترسی به خرمنکوب می توان با استفاده از فستوکسین آن را ضد عفونی نمود.

5-  آب تخت کردن مزرعه  بلافاصله  بعد از شخم : اجرای این روش در کاهش جمعیت لاروهای زمستان گذران بسیار مؤثر است.

6-  کندن و سوزاندن علف های هرز حاشیه مزارع : چون آنها عامل اصلی نگهدارنده لارو زمستان گذران و از مهمترین عوامل انتقال آفت از سالی به سال بعد می باشند، بنابراین، انهدام کامل آنها در سطح منطقه گام مهمی در به حداقل رساندن جمعیت آفت است.

7-    استفاده از ارقام زودرس یا تهیه خزانه زیر پلاستیک.

8-  استفاده از ارقام مقاوم : صائب و محمد صالحی (1377) در سال 1374 ، 78 رقم خارجی را مطالعه کردند که در بین ارقام مذکور رقم  بی نام  با 15 درصد سفید شدگی خوشه ( V.H) مقاومترین بوده ولی همه ارقام مورد مطالعه یک هفته مانده به برداشت محصول حساس بودند. آنها در مطالعه دیگری که در سال 1376 انجام دادند، رقم خزر را رقم مقاوم و رقم شاه پسند را به عنوان رقم حساس معرفی کرده اند. درآزمایشی دیگر نیز رقم نعمت مقاومترین رقم بوده است.

 

 شکار پروانه ها با تله نوری :

 

به منظور جمع آوری حشرات کامل و ممانعت از تخمریزی آنها می توان از تله نوری با نور زرد استفاده نمود زیرا این حشره به سمت نور زرد بهتر جلب می شود.

 

 کنترل فرومونی :

 

 بر اساس تحقیقات صائب (1382) این روش مانع جفتگیری 90 درصد پروانه های موجود در مزرعه می شود و در مناطقی که جمعیت آفت بالا باشد مؤثر است و هر قدر سطح اجرای عملیات گسترده تر و یا میزان بکارگیری ماده فرمونی در طبیعت بیشتر باشد، میزان موفقیت این روش در کاهش جمعیت و جلوگیری از خسارت آفت افزایش می یابد.

 

مبارزه بیولوژیک :

 

می توان از روش های بیولوژیک  که مؤثر نیز می باشد استفاده کرد. دراین روش از دو گونه زنبور پارازیت شفیره نسل زمستانه، از خانواده Ichneumonidae   ؛ یک نوع زنبور پارازیت  پلی فاژلارو به نام  Apanteles sp. و دو گونه زنبور پارازیت تخم از خانواده  Trichogrammatidae ،  یک نوع سوسک شکاری از خانواده  Staphylinidae  که از تخم  کرم ساقه خوار تغذیه می نماید.

یک نوع سن شکاری که پوره های آن لارو و پروانه ساقه خوار برنج را می خورد به نام  

 Andralus    spinidem  یک نوع قارچ به نام Beauveria که روی لارو یا شفیره ایجاد بیماری می نماید و همچنین از ویروس بیماریزا استفاده می شود. این عوامل دشمنان طبیعی آفت می باشند. بنابراین در حفظ و کنترل آنها باید اقدامات اساسی انجام گیرد.

 

مبارزه شیمیایی :

 

بر اساس مطالعه خسرو شاهی و همکاران (1354) عملکرد حاصل از کاربرد سموم گرانول بهتر از سموم امولسیونی بوده است. آنان معتقدند که دو بار سم پاشی با گرانول پاشی با سم دیازینون، می تواند 60 درصد محصول را حفظ نماید. 

 

1-  لیندین : این سم دارای فرمولاسیون %25 wp بوده و می توان آن را به مقدار 5 کیلوگرم درهکتارمصرف نمود. بهترین زمان مصرف سم 4 تا 5 روز قبل از نشاءکاری برنج است.

 

2-   فنیتروتیون : فرمولاسیون آن به صورت %50 EC می باشد. این سم را یک یا دو نوبت طبق اطلاعیه اداره کشاورزی منطقه، یعنی 4 تا 5 روز قبل از نشاءکاری در سطح شالیزار محلولپاشی می نمایند و مقدار مصرف آن 5/1 لیتر در هکتار است.

 

3-  دیازینون %10 : این سم به صورت گرانول %10 درصد می باشد. مقدار مصرف آن 15 کیلو گرم در هکتار در یک یا دو نوبت طبق اطلاعیه ( قبل از نشاءکاری ) است. در نوبت دوم می توان با نظر کارشناس، سم را  مصرف نمود یا اینکه 30 کیلوگرم گرانول %5 استفاده نمود.

 

4-  دیازینون %5 : این سم به صورت گرانول %5 درصد می باشد. مقدار مصرف آن 40 کیلو گرم درهکتارطبق اطلاعیه ( قبل از نشاءکاری) استفاده می شود. درنوبت دوم نیزطبق نظرکارشناس، مبارزه انجام می گیرد و یا اینکه می توان از 20 کیلو گرم گرانول %10 استفاده نمود.

 

5-  فسفامیدون : این سم به صورت %50 SL ( مایع قابل حل در آب ) بوده و مقدار مصرف آن 5/1 لیتردرهکتار، قبل از نشاءکاری است.

 

6-  کارتاپ : این سم به صورت گرانول % 4 بوده و مقدارمصرف آن 30 کیلوگرم درهکتار5 - 4 روز قبل از نشاء برنج است.

 

7-    فنتیون : این سم به صورت گرانول % 5 است و مقدار مصرف آن 30 کیلوگرم درهکتارقبل از نشاء برنج است.

 

8-  فورادان 3% (گرانول ) : نوبت اول به میزان 15 کیلو گرم در هکتار، نوبت دوم 20 کیلوگرم در هکتار و نوبت سوم نیز 20 کیلوگرم در هکتار استفاده می شود.

 

9-  پادان 4% ( گرانول ) : نوبت اول 30 کیلوگرم در هکتار، نوبت دوم 35 کیلوگرم درهکتارو نوبت سوم نیز 35 کیلو گرم درهکتار استفاده می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شب پره تک نقطه ای برنج :

         Pseudaletia  unipunctata

      Syn : Mythimna  extranea

               Leucania  extranea

               Sideritis  extranea

        Cirphis  extranea

 

مناطق انتشار :

 

پروانه تک نقطه ای در اکثر نقاط  جهان انتشار دارد. احتمالا" بومی آمریکا است؛ ولی در حال حاظر در اکثرکشورهای دنیا نظیرعراق، افغانستان، هندوستان، پاکستان، فیلیپین، استرالیا، چین، ژاپن، فرانسه، پرتقال و انگلستان انتشار دارد. در ایران اولین بار توسط برومند در سال 1342 شناسایی شد. در روسیه به آن کرم چمن و در آمریکا به آن کرم پیاده نظام  Army-Worm )) گفته می شود. به طور دوره ای جمعیت آن بالا رفته و خسارتی را به محصول وارد می نماید.

 

مرفولوژی ( شکل شناسی ) :

 

حشره بالغ شب پره ای است که طول آن در افراد ماده 5/17 و در افراد نر 13 میلیمتراست. رنگ عمومی بدن قهوه ای خاکستری یا زرد خاکستری است. بالهای رویی به رنگ خاکستری مایل به زرد تا قهوه ای روشن بوده و یک لکه کوچک سفید رنگ  کاملا"  مشخص در وسط آن می باشد و به همین سبب این حشره را شب پره تک نقطه ای می نامند. حاشیه خارجی بال جلویی مجهز به 7 تا 8 لکه سیاه رنگ با فواصل دورازهم در دو ردیف می باشد. بالهای زیری روشن تر از بالهای جلویی و دارای قاعده ی کاملا"  روشن با حاشیه خارجی تیره است.

تخم :

تخمهای این حشره گرد، شفاف، به رنگ زرد و دارای نقوش مشبک تیره وقطر آنها 5/ 0 تا 6/ 0 میلیمتر می باشد. تخم ها به صورت دسته ای توسط حشره گذارده می شود.

لارو:

طول لارو بعد از رشد کامل در حدود 33 تا 40 میلیمتر است رنگ آن زیتونی، ولی به رنگ های مختلف از سبزمایل به زرد تا سبز تیره هم دیده می شوند؛ ولی در سطح پشتی مجهز به نوارهای طولی هستند.

شفیره:

 شفیره خرمایی رنگ، به طول 15 میلیمتر ودرانتها مجهز به 42 خاراست که 2 تای وسطی بلند تراست.

 

طرز خسارت:

 

 لارو این آفت از شاخ وبرگ اندامهای هوایی بوته برنج تغذیه می کند وآنرا کاملا"  از بین می برد. لاروهای سن یک هر نسل فقط از پارانشیم برگها به خصوص بین رگبرگها تغذیه می نماید. درسنین بعدی تمام برگ را خورده وفقط  قسمتهای سخت آنرا باقی می گذارند. خسارت عمده آفت در آمریکا در تیرماه ومربوط به لاروهای نسل اول است. درگیلان صدمه عمده آفت دراوایل شهریورماه مشاهده گردیده است. در این هنگام لاروهای نسل اول آفت، خوشه های برنج را شدیدا"  مورد حمله قرار داده و براثر تغذیه از پوشش های نازک ولطیف دانه ها ( گلوم وگلومل ) وحتی خود دانه ها، موجب قطع و ریزش مقدارزیادی ازخوشه ها بر زمین می گردند. این آفت علاوه بر برنج؛ علف های هرزی نظیر جوموشی، علف هفت بند و گیاهان زراعی شامل یولاف، چاودار، گندم، جو، ارزن، ذرت خوشه ای، نیشکر، نخود، لوبیا، یونجه، شبدر و سویا را نیز مورد حمله قرار می دهد.

 

زیست شناسی :

 

 این حشره زمستان را به صورت لارو کامل و در مواردی شفیره در داخل خاک سپری می نماید. حشرات کامل در بهار ظاهر شده  واز نوش گلها و ترشهات عسلک و حتی اندامهای زایشی برنج تغذیه می کنند. در شرایط بندر انزلی، پروانه های آفت در اواخر بهار ظاهر شده و تا حدود تیرماه پروازشان به طول می انجامد. آنها پس از جفت گیری تخم گذاری می کنند. معمولا"  تخمها را در دستجات 20 تا 80 تایی در سطح زیرین برگها قرار می دهند. حشرات ماده پس از تخم گذاری روی تخمها را با ماده  لزجی می پوشانند دوره جنینی تخمها 4 تا 5 روز و دوره رشد لاروها 30 تا 32 روز است. لاروهای نوزاد اکثرا"  در بین غلاف مخفی هستند. و از سنین 2 یا 3 از حالت اختفا خارج می گردند و موقعیکه  به 15 سانتیمتر رسیدند روزها زیر کلوخه ها پنهان می شوند و شبها تغذیه می نمایند مهاجرت لارها از مزرعه ای به مزرعه  دیگر به صورت گروهی انجام می گیرد در گیلان لاروهای نسل اول در اواسط تیرماه درعمق 3 – 1 سانتیمتری سطح خاک زیر کلوخه های خاکی، زیر برگها و بقایای خشک گیاهی و یا بین ساقه های برنج  نزدیک  سطح خاک تبدیل به شفیره می شوند. دوره شفیرگی 10 تا 20 روز به طول می انجامد. حشرات کامل نسل اول در اوایل مردادماه ظاهر می شوند و پروانه های نسل دوم در اواسط شهریورماه ظاهر می گردند. این حشره 3 تا 4 نسل در سال دارد.

 

 

 روش های کنترل :

 

 

الف : دشمنان طبیعی :

 

لاروهای پارازیته شده پروانه تک نقطه ای برنج، توسط زنبور پارازیتوئید      Meteorus gyrator Thunberg از خانواده (Braconidae) توسط عباسپور در سال 1379 و 1380 از برنج کاری های نشتا رود، تنکابن و رامسر جمع آوری شده است. زنبورمذکور پارازیتوئید داخلی سنین مختلف لاروی شب پره تک نقطه ای برنج است. این پارازیتوئید سن 3 لاروی این آفت را ترجیح می دهد. هر زنبور ماده قادر است بطور میانگین 80 عدد لارو را در دوره  زندگی  یک ماهه خود پارازیته نماید. نسبت جنسی آن 1:1 است. همچنین آنها علاوه بر پارازیتوئید مذکور 3 گونه پارازیتوئید مرحله لاروی این آفت را شامل Compsilora cocinnat ،Cotasia rufricus Haliday   و Peribaea tibialias  از روی لارو پروانه تک نقطه ای از غرب مازندران گزارش کرده اند. حداکثر پارازیتیسم در روی لاروهای نسل سوم آفت اتفاق می افتد و این پارازیتوئید ها در برخی از سالها تا 50 درصد لاروها را از بین می برند. هر سه گونه پلی فاژ هستند و در صورت عدم دسترسی به لارو پروانه  تک نقطه ای به لاروهای سایر میزبانهای خود حمله می کند و بدین ترتیب نسل خود را حفظ می کند.

 

   

ب : کنترل فیزیکی :

 

 1- سوزاندن بقایای گیاهی در کاهش جمعیت لارو های زمستان گذران مؤثر است.

 

 2-  ایجاد گودالهایی در مسیر حمله  لاروها از یک قطعه به قطعه دیگر.

 

 3- پخش طعمه مسموم ویا گرد پاشی.

 

 4- سوزانیدن و یا از بین بردن علفهای هرز اطراف مزرعه برنج در خرداد ماه.

 

 

 

ج : کنترل شیمیایی :

 

برای کنترل لاروهای این آفت می توان از دیازینون 60 درصد امولسیون به نسبت 5/1 لیتر در هکتار و لاروین DF 80 به نسبت یک کیلوگرم در هکتار استفاده نمود. در استان گیلان بهترین موقع مبارزه با این آفت هنگام طغیان نسل اول، یعنی در اواخر خرداد ماه می باشد و پس از حدود 25 تا 30 روز یکبار دیگر نیز می توان سم پاشی را تکرار نمود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سرخرطومی ریشه و طوقه برنج :                

 Rice  water  weevilrot  or  color  curculionid

 

Hydronomus   sinuaticolis   faust

 

 

مناطق انتشار :

 

سرخرطومی برنج انتشار جهانی دارد. در ایران اولین بار در سال 1348 از مزارع برنج منطقه ممسنی فارس توسط  شرفه و در سال 1349 بوسیله جواهری ودر سال 1350 توسط اقتداراز منطقه مذکورجمع آوری شده است. آنها همچنین بیولوژی این آفت را نیز مورد بررسی و مطالعه قرار دادند.

 

 

مرفولوژی  ( شکل شناسی ) :

 

حشره کامل :

سر خرطومی برنج سوسکی است با بدن کشیده، تخم مرغی، سیاه رنگ  و روی آن دارای پولک های خاکستری روشن می باشد. طول حشره تقریبا" دو برابر عرض آن است. شاخک ها باریک بوده و از نزدیک به انتهای خرطوم به آن متصل بوده و دارای رنگ قرمز متمایل به زرد است. ساقها خمیده و دارای برجستگیهای نوک داری در قسمت داخل می باشد.

 

تخم :

شکل تخم مانند دانه برنج و به رنگ سفید شفاف است و طول آن 6/0 تا 65/0 میلیمتر است.

 

لارو :

به رنگ سفید و بدون پا و اندازه آن 5 تا 12 میلیمتر بوده و روی مفاصل 2 تا 5 شکمی، دارای برجستگی مثلثی گوشتی است.

 

شفیره :

رنگ شفیره در ابتدا شیری و به تدریج قهوه ای روشن که به خروج سوسک قهوه ای تیره منجر می شود. طول بدن شفیره ها 6-4 میلیمتر می باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

طرزخسارت :

 

خسارت حشرات کامل به صورت ایجاد لکه های گرد یا بیضوی کوچک با خطوط زرد رنگ روی سطح برگ می باشد. خسارت حاصله خیلی کم بوده و در اکثرموارد نا محسوس است به هر حال عمده خسارت توسط لاروها به ریشه برنج وارد می شود. در نتیجه تغذیه، ریشه ها کوتاه، زرد قهوه ای یا قهوه ای تیره و نهایتا"  خشک می شوند و سبب بروز خطوط زرد رنگی به طول 5/0 تا 1 میلیمتر در خارج از ساقه می گردد و سپس موجب شکستن و خم شدن ساقه از 1 تا 2 روز بعد از تغذیه می شود. خسارت نسل اول بیش از نسل دوم است ظهور نسل اول مصادف با ظهور خوشه ها و ظهور نسل دوم مصادف با سفت و سخت شدن دانه ها است و این توأم با برداشت محصول می باشد. لارو های نسل اول پس از خروج از تخم از ریشه و طوقه تغذیه می کنند و در نتیجه بوته ها زرد و خشک می شوند.

حشرات بالغ شبها از پارانشیم برگها و روزها در پای بوته از ساقه تغذیه می کنند. این آفت معمولا" اهمیت اقتصادی زیادی نداشته ولی در سالهایی که میزان بارندگی زمستانه و بهاره در منطقه ممسنی از 500 میلیمتر تجاوز نماید خسارت آفت نسبتا"  زیاد و تا حدود 25- 20 درصد محصول می رسد

( اقتدار،1352 ). جمعیت سرخرطومی پس از انتقال نشاء از خزانه به بستر در حد زیادی بالا رفته و در مردادماه به اوج خود می رسد.    

 

 

زیست شناسی :

 

این حشره زمستان را به صورت لارو سن آخر در عمق 15 تا 30 سانتیمتری خاک مزارع برنج در حال آیش و علف های هرز سپری می کند. در خرداد به شفیره تبدیل و حدود اواسط خرداد تا اوایل تیرماه حشرات کامل ظاهر شده و پس از یک هفته تغذیه و جفتگیری، در اواسط  تا اواخر تیرماه تخمگذاری می کنند، حشرات ماده برای تخمگذاری به اطراف ریشه برنج نفوذ کرده و تخم های خود را با ماده چسبناکی که از خود ترشح می کنند به ریشه برنج می چسبانند، به طوری که با بیرون کشیدن بوته های برنج از زمین اکثرا" تخم ها آسیبی نمی بینند. این حشره 6 تا 8 عدد تخم می گذارد که به نظر می رسد باید بیش از اینها تخم ریزی نماید. مدت نشو ونمای جنینی 7 تا 10 روز بوده و بعداز سپری شدن این مدت لاروهای سن یک آفت که شیری رنگ می باشند از پوسته تخم خارج می شوند، اوج جمعیت لاروها و خسارت آفت اوایل مرداد تا اوایل شهریورماه صورت می گیرد ( خواجه زاده و همکاران، 1377 ). بنابراین دوره یک نسل حدود 34 تا 42 روز به طول می انجامد. حشرات کامل نسل دوم پس از جفتگیری دراواخرشهریورماه شروع به تخمریزی دراطراف ریشه و طوقه می نمایند، این لاروها اکثرا"  در دستجات 150 تا 200 عددی در قسمت های مرطوب خاک جمع شده و در نقاط خشک مزرعه کمتر یافت می شوند. این نکته در مبارزه بسیار مؤثر است و باید آنرا مد نظر قرار داد. این آفت در سال دو نسل دارد.

 

 

 

 

 

           

                                              

   

روشهای کنترل :

 

الف کنترل زراعی :

 

1-  شخم زمین اصلی : شخم زمین قبل از انتقال نشاءها  در اواخر خردادماه و در زمان شفیرگی باعث نابودی تعدادی از آنها می شود.

2-  تناوب زراعی : اجرای تناوب زراعی با محصولات علوفه ای یا جالیزی، زیرا آفت علاقه خاصی به تغذیه از برنج نشان می دهد. و در اثر نبود میزبان اصلی از بین می رود.

3-  شخم پس از برداشت : بعد از برداشت محصول در نواحی کاملا"  آلوده، انجام شخم باعث کاهش جمعیت آفت در سال بعد می شود چون حشره زمستان را به صورت لارو در زمین به سر می برد لذا انجام آن توصیه می گردد.

4-    آیش قرار دادن شالیزار .

 

طبق بررسی هایی که اقتدار ( 1352 ) بعمل آورده است رعایت تناوب زراعی و آیش گذاردن مؤثرترین روش مبارزه علیه سرخرطومی برنج می باشد.

 

ب : کنترل شیمیایی :

 

با توجه به کارایی بالای روشهای زراعی در کاهش جمعیت آفت و همچنیین اثرات زیان آورکاربرد مواد شیمیایی روی فون آنتموفاژها و آنتموپاتوژنهای آگرو اکوسیستم برنج و همین طوراثرات سوء زیست محیطی، مبارزه شیمیایی علیه این آفت توصیه نمی شود ( خواجه زاده و همکاران، 1377 ).

به هر حال در صورت نیاز، برای مبارزه شیمیایی علیه حشرات کامل در مردادماه می توان به ترتیب از سموم زیر استفاده نمود :

 

1-    تیودان 35 %  : به نسبت دو در هزار.

2-    نواکرون : به نسبت دو در هزار.

3-    لیندین 25 % : به نسبت دو در هزار.

 

ضمنا" برای از بین بردن لاروهای سرخرطومی که بخصوص در آبان ماه در مزرعه برنج فعالیت دارند اقتدار سموم گامکسان 12 درصد ( به میزان 12 کیلوگرم در هکتار )، آلدرین 40 %  ( به میزان 10 کیلوگرم در هکتار ) و نواکرون ( 3 لیتر در هکتار ) را مورد بررسی قرار داده و نتایج حاصله از آنها مساوی و قابل توصیه بوده است ولی چون مصرف سموم کلره گامکسان و آلدرین ممنوع شده است لازم است سموم مجاز دیگری برای مبارزه آفت در مرحله لاروی آزمایش شود. ولی باید سعی شود حتی المقدور با روشهای زراعی، جمعیت آفت کنترل شود.

|+| نوشته شده توسط حسن در چهارشنبه دوم اسفند 1385  |


 

|+| نوشته شده توسط حسن در چهارشنبه دوم اسفند 1385  |
 (( مدیریت آفات ذرت در استان فارس
 

زيست شناسي آفت

ساقه خوار اروپايي ذرت زمستان را به صورت لارو کامل داخل ساقه ذرت مي گذراند. در بهار پس از آنکه درجه حرارت از 10 درجه سانتيگراد تجاوز کند، لارو از حالت دياپوز خارج شده و تبديل به شفيره مي شود. پروانه ها پس از خروج از شفيره، جفت گيري کرده و روي ميزبان (هاي) موجود تخمريزي مي نمايند. تخم ها به صورت دستجات 15 تا 20 عددي گذاشته مي شوند. تخم ها در ابتدا سفيد رنگ بوده که پس از مدت کوتاهي به رنگ زرد کمرنگ در مي آيند . يک روز قبل از تفريخ تخم ها، نقاط سياه رنگي زير پوسته شفاف تخم مشاهده مي شود که اين نقاط در واقع کپسول سر لاروهاي درون تخم مي باشد. به اين مراحله Black head stage گفته مي شود. طول دوره جنيني بسته به درجه حرارت سه تا هفت روز بوده و پس از آن لاروها خارج مي شوند.

 آبکشت يا هايدروپونيک
 
آبکشت يا هايدروپونيک

مقدمه :
آبکشت يا هایدروپونیک روش نويني براي پرورش گياهان است که در آن خاک زراعي بکار نمي رود. پايه و اساس اين تکنيک عبارت است از تغذيه گياه در محلولي که کليه عناصر غذايي لازم و اساسي گياه در آن وجود دارد. ريشه گياه ممکن است يا مستقيما در محلول غذايي  يا در بستري از مواد خنثي که آغشته به محلول غذايي است قرار گيرد.
فن کشت بدون خاک عناوين مختلفي دارد، آبکشت يا هايدروپونيک، هوا کشت معلق، کشت در مايع يا هايدروکالچر، آبکشت به معناي عام خود شامل همه روشهايي است که در آنها از خاک استفاده نمي شود و آب در يک زمان هم منبع مواد غذايي و هم وسيله انتقال آن به گياه بشمار مي رود و باين ترتيب همه عناوين فوق را در بر مي گيرد. لفظ هايدروپونيک در اصل از کلمه يوناني (پونس) به معناي (کار) مشتق شده است و به معناي چيزي است که با آب کار مي کند و در فارسي اصطلاحات آبکشت خوانده مي شود. ولي در عمل، آبکشت اختصاصا به يکي از روشهاي کشت بدون خاک گفته مي شود که در آن گياهان در بستري از مواد خنثي که آغشته به محلول غذايي است پرورش مي يابند در حاليکه بستر به زمين متکي است.
هدفها و امکانات گوناگون کاربرد آبکشت (مزايا):
1- توليد ميوه و سبزي تازه در زمينهاي خشک، سنگي، باتلاقي و زمينهايي که به هر دليل غير قابل کشت هستند.
2- بهره برداري از اماکن متروکه مثل انبار، گاراژ و غيره
3- کشت گياهان علوفه اي بطور متوالي براي واحدهاي کوچک دامداري
4- صرفه جويي قابل ملاحضه در مصرف آب در مناطق که آب کمياب است.
5- بازده بيشتر در توليد سبزيجات و گلهاي خارج از فصل در گلخانه
6- سهولت پيش بيني ميزان عملکرد
7- کيفيت بهتر محصولات
8- کاهش ميزان ابتلا به بيماريهاي ارگانيک و انگلي گياهان
9- کاهش هزينه نيروي انساني به علت حذف عملياتي که به خاک مربوط مي شود.
10- امکان کشت مداوم يک گياه معين در يک زمين ثابت بدون اينکه احتياج به آيش باشد.
11- سهولت کشت گياهان زينتي آپارتماني چه در منزل و چه در گلخانه به علت يکي شدن عمل آبياري و کود دهي و همچنين به علت کاهش فضاي لازم
معايب آبکشت:
1 – هزينه سرمايه گذاري در روش آبکشت بيشتر از کشت گلخانه اي معمولي است. اين هزينه اضافي به احداث حوضچه ها، کانالها و استفاده از پمپ مربوط مي شود.
2- هزينه برقي که مصرف به کار انداختن تاسيسات مي شود بيشتر است.
3- ضرورت کمک گرفتن از تکنسينهاي که قادر به تهيه محلول غذايي، تجزيه و ترکيب و بازسازي آن باشد و يا به جاي آن هزينه تجزيه و ترکيب مواد در آزمايشگاه، که در اين صورت وجود آزمايشگاه در جوار تاسيسات آبکشت ضروري است چه اگر محلول مرتبا بايد کنترل شود.
احتياجات غذايي گياه:
دانشمندان توانسته اند با سوزاندن گياه و توزين خاکستر آنها و به ياري تجربيات زراعي ميزان متوسط احتياجات گياهان را به عناصر معدني تعيين کنند. اهميت اين امر وقتي معلوم مي شود که بخواهيم عناصر غذايي را به مقدار و درصد معين در اختيار گياه بگذاريم بخصوص در آبکشت که اشتباه را هر چند کوچک نمي توان جبران کرد، زيرا خاک وجود ندارد تا اثر آن را تعديل کند.
گياهاني که داراي محلول مشابهند احتياجات غذايي مشابهي نيز دارند. مثلا گياهان جاليزي به پتاس زيادتري نياز دارند. گياهان سبز اعم از زينتي و سبزيجات احتياج به ازت بيشتري دارند و گياهان دانه دار فسفر زيادتري در ترکيب خود دارند و همچنين گياهان ليفي به کمک فسفر تنومندتر مي شوند. خاکستر گياهان هميشه حاوي درصد زيادي از عناصر يا عناصر اوليه، پتاسيم، کلسيم، منيزي، فسفر ، گوگرد و آهن است که جزيي از ترکيب ماده آلي به شمار مي روند . بعضي از عناصر مثل فسفر و گوگرد جزيي از ساختمان سلول هستند. منيزيم در ساختمان سبزينه موجود است. بر ، مس، منگنز و روي به مقدار بسيار کم در گياه موجوند و عناصر کمياب يا ميکروالمنت نام دارند.
در يک محلول مناسب غذايي بايد نسبت به عناصر مختلف با در نظر گرفتن احتياجات هر گياه و مراحل مختلف زندگي آنان تعيين مي شود. که در اين محاسبات بايد شرايط محيطي را نيز به حساب آورد و چون تاثير فزاينده يا کاهنده اي بر احتياجات دارند.
مواد و روشها:
طرح مورد نظر در اول مهرماه سال 1380 در ايستگاه تحقيقاتي دامپروري شهرستان گلپايگان آغاز شد. اين ايستگاه در 2 کيلومتر شمال شرقي شهرستان گلپايگان در روستاي قلعه موتور واقع شده است. اين طرح در يک دستگاه هيدروپونيک با مشخصات زير صورت گرفت:
شامل يک کانتينر با ابعاد محيط کنترل شده 6/2*3*4 متر با عايق حرارتي و گالوانيزه – حداکثر وزن 1500 کيلوگرم – قابل شستشو و ضد عفوني – 27 متر مربع سطح مفيد کشت با يکصد عدد سيني پلي اتيلني در طبقات با زهکشي گالوانيزه – سيستم آبياري اتوماتيک بصورت پاششي – مخزن محلول غذايي پلي اتيلني به ظرفيت 500 ليتر
در اين طرح گياه مورد آزمايش جو بود. هدف از انتخاب اين گياه به اين دليل بود که چون اين دستگاه در يک محل دامپروري و تحقيقات دامي قرار دارد. لذا تامين علوفه مورد نظر دام يک امر اساسي است. در اين آزمايش هيچگونه محلول غذايي استفاده نشد و رشد گياه متکي به آب تنها بود.
بحث و نتيجه گيري:
هدف از انجام اين آزمايش برآورد ماده خشک گياه جو در واحد زمان طبق رابطه زير مي باشد:
CGR=W2-W1/SA(T2-T1)
که طبق اين فرمول:SA=سطح بر حسب M^2
(T2-T1): زمان بر حسب روز
W1: وزن خشک اوليه
W2: وزن خشک ثانويه
اين آزمايش به مدت 3 ماه انجام گرفت . در مراحل اوليه هدفها بيشتر آشنايي با دستگاه مذکور و طرز کار با آن بود. بعد از آن با يکسري از مشکلات مواجه شديم که مشکل اصلي آن آلودگي قارچي يا کپک بود. زيرا با وجود ضد عفوني بذر توسط قارچ کش مانکوزب ليکن باز آلودگي مشاهده شد که با کنترل دما، رطوبت، نور آبياري و تراکم مناسب بذر توانستيم بر مشکل فائق آييم.
در اين آزمايش تنظيمات دستگاه به شرح زير صورت گرفت:
دماي روزانه 20 درجه سانتيگراد و دماي شبانه 15 درجه سانتيگراد
رطوبت 50 درصد
آبياري :20 ثانيه آبياري و 4 ساعت قطع آبياري
روشنايي: 10 ساعت روشنايي روز و 10 ساعت روشنايي شب
تراکم بذر: 1کيلوگرم بذر جو در هر عدد سيني
در اين آزمايش دوره رشد را 9 روز در نظر گرفتيم و از روز دوم کاشت شروع به نمونه گيري کرديم. نمونه گيري هر 2 روز يکبار انجام مي گرفت. که در کل در اين 9 روز سه مرحله نمونه گيري داشتيم . که اين نمونه ها را داخل آون گذاشته و در دماي 75 درجه سانيگراد به مدت 48 ساعت وزن خشک آن را وزن خشک هاي که ما طي اين 9 روز به دست آورديم به شرح زير مي باشد:
روز سوم: 1/6 گرم بر متر مربع
روز پنجم:4/14 گرم بر متر مربع
روز هفتم: 2/32 گرم بر متر مربع
روز نهم :4/30 گرم بر متر مربع
CGR1=14.4- 6.1/0.27*2=15.3 gr /m^2/day
CGR2=23.2- 14.4/0.27*2=16.2 gr /m^2/day
CGR3=30.4- 23.2/0.27*2=13.3 gr /m^2/day
متوسط اين سه CGR 14.9 gr /m^2/day شد.
در ضمن درصد مادهخشک در روز نهم يا نمونه گيري سوم برابر 2/11 درصد برآورد شد.
اين آزمايشات در چند مرحله که هر مرحله داراي دوره رشد 9 روز مي باشند انجام گرفت.
پيشنهادات و انتقادات:
دستگاه مورد نظر داراي يکسري معايب به شرح زير است.
1- تغيير نازلهاي آبياري و تبديل آن به صورت مه پاش
2- تعديل سيستم روشنايي
3- تبديل دستگاه به صورت سير کوله يا برگشتي جهت جلوگيري و ممانعتاز به هدر رفتن آب و محلول غذايي
4- معرفي محلول غذايي مناسب و سازگار با گياهان مختلف و دستگاه
5- حساسيت دستگاه و لوازم داخلي آن
6- رعايت نشدن اصول ايمني و حفاظتي در دستگاه
7- نداشتن تايمر(Back up

|+| نوشته شده توسط حسن در سه شنبه یکم اسفند 1385  |
 موضوع:کاشت خيار در گلخانه
موضوع: زراعت و اصلاح نباتات چهارشنبه 1384/11/26 7:58 قبل از ظهر
موضوع: زراعت و اصلاح نباتات چهارشنبه 1384/11/26 7:58 قبل از ظهر

انتخاب زمان کشت :
قبل از هر اقدامی در مورد کشت خيار ابتدا بهتر است اطلاعاتی
 گردد
. مثلا در مناطق جنوبی کشور زمان کشت از اوائل مهرماه شروع می شود و در خرداد ماه سال بعد برداشت محصول پايان می يابد. و در مناطق شمالی و مرکزی کشور که در آذر ماه و دی ماه دار از قبيل آمار هواشناسی منطقه نظرات و تجربيات مهندسين کشاورزی و کشاورزان با تجربه و مهمترين مورد قيمت اين محصول در بازار کسب کرده و آنگاه زمان کشت را انتخاب نماييد زيرا زمان کشت در بهره برداری محصول تاثير مستقيم داشته و باعث بالا رفتن روحيه کار و تلاش می

کاشت خيار در گلخانه

ای هوای ابری و سرد می باشند زمان کشت را به نحوی انتخاب می کنند که اين زمان يا آخر فصل برداشت و يا آغاز کشت باشد . به طور کلی زمان هايی که شرايط جوی نامساعد است بايد از دوره کشت حذف گردد و اگر چنين کاری صورت نگيرد و زمانهای نامساعد در ميان زمان برداشت قرار گيرد کشت با مشکلات عديده ای روبرو می شود.
انتخاب بذر: بعد از انتخاب زمان کشت بايد بذر مناسب و خوبی انتخاب کنيم که بر اساس تقسيم بندی اقليم های مناسب صورت می گيرد.مثلا برای مناطق جنوبی که زمان کشت از اوائل مهرماه شروع می شود و تا آخر خرداد سال بعد می توان برداشت محصول داشت و يا مناطق شمالی و مرکزی که کار کشت از اوائل دی ماه شروع می شود بذرهای تک گل پيشنهاد می شود که دارای برگ های کوچک و مقاوم به سرما بوده و جهت دوره های طولانی مناسب می باشد ولی در اقليم های که دو فصل کشت دارند بهتر است از واريته های پرگل که محصول زيادي در زمان کوتاه دارنداستفاده گردد. شايان ذکر است که بسياری از کشاورزان بدون توجه به نوع واريته و زمان کشت آن و تنها به علت پر گل بودن آن اقدام به کشت در فصولی می نمايند که مناسب حال آن بذر نيست در نتيجه با مشکلاتی مواجه می شوند که برای آنها اندکی ناشناخته و غريب می نمايد.کشاورزانی که آشنايی با خواص واريته های مختلف ندارند اشتباه عمده ای را مرتکب می شوند و آن اين است که واريته های پر گلی را که برای فصول بهاره کشت نموده اند و محصول خوب و زيادی برداشت کرده اند مجددا برای کشت پائيزه انتخاب می کنند. با شروع فصل سرما و کوتاه شدن طول روز تعداد زيادی ميوه های کوچک در هر بوته مشاهده می کنند که به علت ريز ماندن ميوه ها بر روی ساقه محصولی برداشت نمی کنند و با تصوراتی که دارند کود و سم را به گياه تحميل می کنند در حالی که بذر های تک گل بوده و از آن ميوه کمتری مشاهده می کنند اما محصول بيشتری برداشت می شود.
نحوه کشت : پس از انتخاب بذر بايد فکر نحوه کشت باشيم به طور کلی در مقابل ما دو راه برای کشت بذر قرار دارد. يکی کشت مستقيم و کشت به صورت خزانه که از اين دو راه به خاطر صرفه جويی در استفاده از امکانات گلخانه ای و مراقبت بيشتر و بهتر تا جوانه زدن٬ بهتر است از کشت در خزانه بهره گيری کرد. برای کشت مستقيم زمين بايد رطوبت کافی داشته و به اصطلاح گاورو باشد و بهتر است زير و روی بذر به مقدار مورد نياز بيته موس ريخته شود.
بهترين خاک برای کشت در گلدانهای نشاء ماده ای طبيعی به نام بيته موس می باشد که در بازار انواع خارجی و ايرانی آن يافت می شود.اگر محل قرار گرفتن سينی نشاء دارای ۳۰ درجه سانتی گراد حرارت بوده و نور و رطوبت کافی وجود داشته باشد پس از ۵ تا ۷ روز بذر جوانه می زند و چنانچه شرايط مناسب نبوده و عوامل نور و گرما و رطوبت به صورت دلخواه نباشد اولا در زمان جوانه زنی تاخير ايجاد می شود و ثانيا در جريان رشد گياه نيز اختلالاتی پديدار خواهد شد. توصيه می شود اين نوع بذرها را به علت گرانی آنها ۲۴ ساعت قبل از کاشت در زمين و يا گلدان در يک پارچه نخی و يا پنبه ای در دمای ۳۰ درجه سانتی گراد نگهداری کرد. بايد دقت کرد قبل از اين کار بذرها ابتدا در آب ولرم خيسانده شوند از طرفی بايد مراقبت های لازم را به عمل آورد تا گياه جوان بدون آفت و بيماری به زمين منتقل شود.
انتقال نشاء به زمين اصلی :وقتی بذرها سبز شدند و رشد کافی نمودند بايد آنها را به زمين گلخانه منتقل کنيم.بدين منظور حفره هايی که با فاصله معين و بر اساس تراکم بوته در متر مربع محاسبه شده است بر روی بسترها تعبيه می کنيم که دقيقا به اندازه حجم خاک گلدانهای سينی نشاءمی باشد. آنگاه با احتياط کامل نشاء را همراه با خاک گلدان از گلدانها جدا کرده و در حفره ها قرار می دهيم.در اينجا بايد مراقب باشيم تا به ريشه ها آسيبی وارد نيايد. بعد از انتقال نشاء به زمين آبياری را شروع می کنيم . به ياد داشته باشيم مدت قرار گرفتن نشاء در گلدان نبايد از حد معمول تجاوز کند زيرا در اين صورت است که ريشه به علت حجم کم خاک دچار مشکل شده و از رشد طبيعی باز می ماند و در نتيجه گياه از ابتدا ضعيف خواهد بود و پس از آن هم رشد درستی نخواهد داشت.
تراکم بوته ها : به منظور دستيابی به بيشترين برداشت محصول از متر مربع تراکم بوته ها حائز اهميت است.بعضی از کشاورزان و گلخانه داران بر اين باورند که اگر تعداد بوته در واحد سطح بيشتر باشد محصول بيشتری می توانند برداشت کنند.بر اساس تجارب بدست آمده در گلخانه های خاکی برای واريته های موجود تراکمی برابر با ۷/۱ تا ۳ بوته٬ بنابر تجربه شخصی فصل کاشت و نوع واريته از نظر کوچکی و بزرگی برگ در نظر می گيرند که در اين مورد می توان از کشاورزان با تجربه و کارشناسان مربوطه کمک گرفت. ناگفته نماند که اين کار دلايل فنی و مهمی دارد که از جمله می توان ميزان نوردهی و جذب مواد مغذی خاک در فصول سرد را نام برد.پس به خاطر اينکه بوته ها از نور کافی برخوردار بوده و رشد مناسبی داشته باشند بايد به گونه ای کاشت شوند که به روی يک ديگر کمتر سايه بياندازند و به عبارتی ديگر موجب جلوگيری از تابش نور کافی به گياه نشوند از طرفی در فصول سرد ميزان غذا رسانی خاک به ريشه کمتر می شود و اگر تراکم هم در چنين وضعيتی زياد باشد طبيعی است که به ريشه مواد کافی نخواهد رسيد
آبياری اوليه : برای آبياری گلخانه بهتر است از سيستم تحت فشار به صورت قطره ای استفاده کنيم.در اين روش که بهترين نوع آن استفاده از نوارهای آبياری است که از حدر رفتن آب جلوگيری می کند. بر اساس برنامه ای منظم به آبياری گياه خواهيم پرداخت زيرا آبياری به صورت سنتی ضمن بالا بردن مصرف آب و همچنين رطوبت گلخانه مواد غذايی در خاک را شسته و دسترسی ريشه را به اين مواد کم کرده.شايان ذکر است که آبياری گياه بر اساس سن گياه بافت خاک و زمان مصرف متفاوت است. برای مثال می توان گفت که خاک در زمستان به آب کمتری نيازمند است تا در فصل تابستان ولی در هر صورت بايد به طور يکنواخت و دوره های منظم آبياری کرد و مسلما در خاک های سبک مقدار آبياری کمتر و فاصله زمانی بين آن نيز کمتر خواهد بود. توصيه می شود در هنگام آبياری زمين را برای مدت طولانی به حالت اشباع قرار ندهيم و حتما رطوبت ۲۵ درصدی را در فاصله دو آبياری رعايت نماييد به عبارت ديگر برای تناوب آبياری٬ زمانی اقدام به آبياری نماييد که رطوبت خاک به ۲۵٪ رسيده باشد ضمنا اين را هم بدانيد که گياه خيار در زمانی که به گلدهی می رسد نياز بيشتری به آب دارد.
برخی از کشاورزان معتقدند بعد از اينکه گياه جوان ۴ برگ حقيقی خود را کامل کرد بايد يک دوره تشنگی به گياه داد.چون اعتقاد دارند ريشه گياه در حالت تشنگی به طور طبيعی به دنبال يافتن آب به عمق خاک نفوذ می کند و اين حرکت ريشه باعث افزايش حجم ريشه می شود. به هر حال گياه پس از دوره تشنگی و آبياری پس از آن رشد سريعی خواهد داشت. در زمان رشد بوته بايد نخهای گلخانه را آماده کرده و بر فراز بوته ها به سيم های مهار در فضای سقف گلخانه متصل نمود تا در هنگام رشد سريع بوته ها به طور منظم به دور نخ ها بسته شود برای بستن بوته ها به دور نخ ها روش های مختلفی وجود دارد می توان پائين نخ ها را به سيم مهار در پائين گياه بست و يا اينکه نخ اضافه را به دور قرقره های سيمی پيچانده و بر روی سيم مهار قرار داد و يا اينکه به وسيله کلیپس های مخصوص که به اندازه قطر ساقه گياه است و به انتهای نخ ها بسته می شود ارتباط ساقه و نخ را بدون گره زدن به گياه برقرار نمود شايان ذکر است که نبايد در مرحله نخ کشی بی توجهی نمود زيرا غفلت در اين کار باعث شکستن ساقه گياه می شود و سبب آسيب جدی به گياه خواهد شد.
آبیاری : آبياری گلخانه برای خاک های سبک می تواند به روش نشتی باشد يعنی با ايجاد جوی و پشته آبياری صورت می گيرد. در صورت استفاده از سيستم های قطره ای که با لوله های مخصوص صورت می گيرد نيازمند يک محاسبه دقيق هستيم زيرا معمولا وسط خط لوله از فشار آب کمتری برخوردار است و به اين علت آبياری به صورت يکنواخت انجام نمی شود.آبياری قطره ای بايد به صورتی باشد که پيازرطوبتی بين دو قطره چکان به يکديگر متصل شود . همانطور که می دانيد روزانه مقدار معينی اب زمين تبخير می شود که بايد در موقع مناسب تامين گردد.در صورتی که نسبت به آب يک منطقه مشکوک باشيم با آزمايش آب تصميم نهايی را اتخاذ می کنيم مقادير مجاز EC در آب براساس ميلی موس تامين می شود EC کمتر از ۱ بسيار خوب EC بين ۱ تا۲ مناسب و EC ۲ تا ۳ کمی زياد EC ۳ تا ۴ زياد و EC بالاتر از ۴ بسيار زياد غير قابل قبول می باشد.

هرس اولیه : در بته خيار تا زمانی که ارتفاع گياه به ۳۰ سانتی متر نرسيده هيچگونه هرسی را انجام نمی دهيم . اما پس از اينکه بوته به ارتفاع ۳۰ سانتی متری رسيد شاخه های فرعی و ميوه و گلهای آن را به تدريج حذف می کنيم. با اين کار به گياه اجازه می دهيم که تمام انرژی توليدی توسط گياه صرف رشد ساقه و برگهای اوليه شود و بدين وسيله گياه قوی و شاداب باشد از ارتفاع ۳۰ سانتی متر به بعد شاخه های فرعی را حذف کنيم ولی با توجه به فصل کاشت و نظر برخی کارشناسان و کشاورزان با سابقه برخی به شاخه های فرعی اجازه می دهند رشد نمايند و بر اساس واريته و فصل کاشت طول شاخه های فرعی را تنظيم می کنند. قابل ذکر است که در فصل بهار جوانه انتهايی شاخه های فرعی را بعد از ظهور برگ پنجم حذف می کنند به ياد داشته باشيد که هرس اوليه گياه تاثير مستقيم و بسيار خوبی در رشد و بار دهی بوته خواهد داشت البته مشروط بر اينکه به طور صحيح و اصولی انجام گيرد.

برداشت محصول : از مواردی که بايد در انجام آن دقت بسياری کرد تا آسيبی به گياه وارد نشود نحوه چيدن خيار از بوته است که به دلايلی با اهميت است شيوه اصولی و صحيح چيدن خيار از بوته اين است که آن را به سمت بالا کشيده تا بدين وسيله از ساقه جدا شود اين عمل باعث می شود که بقايا يا دنباله ميوه بر روی ساقه باقی نماند زیرا باقی ماندن این قسمت بر روی ساقه باعث پوسيدگی ساقه می شود و از طرفی دنباله ميوه علاوه بر اينکه وزن ميوه را سنگين تر می کند باعث جلوگيری از نرم شدن سريع ميوه هم می شود امروزه در اکثر گلخانه ها ديده می شود که خيار را به وسيله قيچی از شاخه جدا می کنند اين کار زمانی می تواند مشکل آفرين باشد که قيچی آلوده به بيماریهای قارچی و ويروسی خاصی باشد. در اين حالت امکان انتقال بيماری از يک بوته به بوته ديگر زياد است. بد نيست بدانيد به تازگی دستگاهی اختراع شده است که به وسيله اشعه می تواند ميوه را از ساقه جدا کند.ولی تا زمانی که دسترسی به اين وسائل امکان پذير باشد بهتر است حتی المقدور ميوه با دستکش چيده شود ضمنا از ابزارهایی استفاده کنيد که اطمينان داشته باشيد آلوده نيستند.
ششششش
پائین کشی بوته ها : زمانی که بوته ها به سقف مفيد گلخانه می رسند بايد پائين کشيده شوند.نکته ای که در اين دوره حائز اهميت است هرس برگهای فرسوده تر و پير تر در طول دوره برداشت است.به طوری که هنگام پائين کشيدن بوته برگهای پائينی ضمن اينکه عمر خود را سپری کرده اند تعداد کمی نيز برای هرس کردن باقی مانده باشد. بايد همواره به ياد داشته باشيد که هرس برگهای فرسوده در هر نوبت نبايد بيش از ۳ برگ در بوته باشد و حداقل ۱۸ تا ۲۵ برگ روی بوته باقی بماند. هرس برگ های فرسوده بايد در طول دوره و به تناوب انجام گيرد که در هنگام پائين کشی مشکلی پيش نيايد و ضمنا متوجه باشيم برگهايی که هرس می کنيم نبايد از تعداد برگهای توليد شده بيش تر باشد. به هر حال بعد از هرس برگ هاي مسن تر و رسيدن بوته به سقف٬ ۳ روش برای هرس بوته خيار مرسوم است.
اول اينکه با حذف برگهای پائينی و شل کردن نخ ها از قرقره که به سيم مهار متصل است ساقه را به صورت گرد در روی زمين قرار داده البته گاهی ساقه ها به جای اينکه روی زمين قرار گيرند بر روی شاسی های مخصوصی که با فاصله ۵۰ سانتی متر تعبيه شده اند قرار می گيرند. زمانی که بوته به انتها می رسد به دو شاخه فرعی اجازه می دهیم که رشد خود را ادامه دهند و دوباره به سمت پائین حرکت کنند.این دو شاخه فرعی را مانند شاخه های اصلی در نظر می گيريم و پس از رشد اين شاخه ها جوانه ای انتهايی شاخه اصلی را حذف مي کنيم و سوم اگر در پايان فصل کشت با فرا رسيدن هوای گرم مصادف باشد می توان به جای پائين کشيدن بوته ها آن را بر روی سيم ها انداخته تا مانند سايبانی در گلخانه عمل کند در اين حالت بايد کاملا مراقب بود که بوته ها در موقع خم شدن شکسته نشوند و بعد ها دچار ضايعات و بيماری نگردند
انتخاب زمان کشت :
قبل از هر اقدامی در مورد کشت خيار ابتدا بهتر است اطلاعاتی از قبيل آمار هواشناسی منطقه نظرات و تجربيات مهندسين کشاورزی و کشاورزان با تجربه و مهمترين مورد قيمت اين محصول در بازار کسب کرده و آنگاه زمان کشت را انتخاب نماييد زيرا زمان کشت در بهره برداری محصول تاثير مستقيم داشته و باعث بالا رفتن روحيه کار و تلاش می گردد. مثلا در مناطق جنوبی کشور زمان کشت از اوائل مهرماه شروع می شود و در خرداد ماه سال بعد برداشت محصول پايان می يابد. و در مناطق شمالی و مرکزی کشور که در آذر ماه و دی ماه دارای هوای ابری و سرد می باشند زمان کشت را به نحوی انتخاب می کنند که اين زمان يا آخر فصل برداشت و يا آغاز کشت باشد . به طور کلی زمان هايی که شرايط جوی نامساعد است بايد از دوره کشت حذف گردد و اگر چنين کاری صورت نگيرد و زمانهای نامساعد در ميان زمان برداشت قرار گيرد کشت با مشکلات عديده ای روبرو می شود.
انتخاب بذر: بعد از انتخاب زمان کشت بايد بذر مناسب و خوبی انتخاب کنيم که بر اساس تقسيم بندی اقليم های مناسب صورت می گيرد.مثلا برای مناطق جنوبی که زمان کشت از اوائل مهرماه شروع می شود و تا آخر خرداد سال بعد می توان برداشت محصول داشت و يا مناطق شمالی و مرکزی که کار کشت از اوائل دی ماه شروع می شود بذرهای تک گل پيشنهاد می شود که دارای برگ های کوچک و مقاوم به سرما بوده و جهت دوره های طولانی مناسب می باشد ولی در اقليم های که دو فصل کشت دارند بهتر است از واريته های پرگل که محصول زيادي در زمان کوتاه دارنداستفاده گردد. شايان ذکر است که بسياری از کشاورزان بدون توجه به نوع واريته و زمان کشت آن و تنها به علت پر گل بودن آن اقدام به کشت در فصولی می نمايند که مناسب حال آن بذر نيست در نتيجه با مشکلاتی مواجه می شوند که برای آنها اندکی ناشناخته و غريب می نمايد.کشاورزانی که آشنايی با خواص واريته های مختلف ندارند اشتباه عمده ای را مرتکب می شوند و آن اين است که واريته های پر گلی را که برای فصول بهاره کشت نموده اند و محصول خوب و زيادی برداشت کرده اند مجددا برای کشت پائيزه انتخاب می کنند. با شروع فصل سرما و کوتاه شدن طول روز تعداد زيادی ميوه های کوچک در هر بوته مشاهده می کنند که به علت ريز ماندن ميوه ها بر روی ساقه محصولی برداشت نمی کنند و با تصوراتی که دارند کود و سم را به گياه تحميل می کنند در حالی که بذر های تک گل بوده و از آن ميوه کمتری مشاهده می کنند اما محصول بيشتری برداشت می شود.
نحوه کشت : پس از انتخاب بذر بايد فکر نحوه کشت باشيم به طور کلی در مقابل ما دو راه برای کشت بذر قرار دارد. يکی کشت مستقيم و کشت به صورت خزانه که از اين دو راه به خاطر صرفه جويی در استفاده از امکانات گلخانه ای و مراقبت بيشتر و بهتر تا جوانه زدن٬ بهتر است از کشت در خزانه بهره گيری کرد. برای کشت مستقيم زمين بايد رطوبت کافی داشته و به اصطلاح گاورو باشد و بهتر است زير و روی بذر به مقدار مورد نياز بيته موس ريخته شود.
بهترين خاک برای کشت در گلدانهای نشاء ماده ای طبيعی به نام بيته موس می باشد که در بازار انواع خارجی و ايرانی آن يافت می شود.اگر محل قرار گرفتن سينی نشاء دارای ۳۰ درجه سانتی گراد حرارت بوده و نور و رطوبت کافی وجود داشته باشد پس از ۵ تا ۷ روز بذر جوانه می زند و چنانچه شرايط مناسب نبوده و عوامل نور و گرما و رطوبت به صورت دلخواه نباشد اولا در زمان جوانه زنی تاخير ايجاد می شود و ثانيا در جريان رشد گياه نيز اختلالاتی پديدار خواهد شد. توصيه می شود اين نوع بذرها را به علت گرانی آنها ۲۴ ساعت قبل از کاشت در زمين و يا گلدان در يک پارچه نخی و يا پنبه ای در دمای ۳۰ درجه سانتی گراد نگهداری کرد. بايد دقت کرد قبل از اين کار بذرها ابتدا در آب ولرم خيسانده شوند از طرفی بايد مراقبت های لازم را به عمل آورد تا گياه جوان بدون آفت و بيماری به زمين منتقل شود.
انتقال نشاء به زمين اصلی :وقتی بذرها سبز شدند و رشد کافی نمودند بايد آنها را به زمين گلخانه منتقل کنيم.بدين منظور حفره هايی که با فاصله معين و بر اساس تراکم بوته در متر مربع محاسبه شده است بر روی بسترها تعبيه می کنيم که دقيقا به اندازه حجم خاک گلدانهای سينی نشاءمی باشد. آنگاه با احتياط کامل نشاء را همراه با خاک گلدان از گلدانها جدا کرده و در حفره ها قرار می دهيم.در اينجا بايد مراقب باشيم تا به ريشه ها آسيبی وارد نيايد. بعد از انتقال نشاء به زمين آبياری را شروع می کنيم . به ياد داشته باشيم مدت قرار گرفتن نشاء در گلدان نبايد از حد معمول تجاوز کند زيرا در اين صورت است که ريشه به علت حجم کم خاک دچار مشکل شده و از رشد طبيعی باز می ماند و در نتيجه گياه از ابتدا ضعيف خواهد بود و پس از آن هم رشد درستی نخواهد داشت.
تراکم بوته ها : به منظور دستيابی به بيشترين برداشت محصول از متر مربع تراکم بوته ها حائز اهميت است.بعضی از کشاورزان و گلخانه داران بر اين باورند که اگر تعداد بوته در واحد سطح بيشتر باشد محصول بيشتری می توانند برداشت کنند.بر اساس تجارب بدست آمده در گلخانه های خاکی برای واريته های موجود تراکمی برابر با ۷/۱ تا ۳ بوته٬ بنابر تجربه شخصی فصل کاشت و نوع واريته از نظر کوچکی و بزرگی برگ در نظر می گيرند که در اين مورد می توان از کشاورزان با تجربه و کارشناسان مربوطه کمک گرفت. ناگفته نماند که اين کار دلايل فنی و مهمی دارد که از جمله می توان ميزان نوردهی و جذب مواد مغذی خاک در فصول سرد را نام برد.پس به خاطر اينکه بوته ها از نور کافی برخوردار بوده و رشد مناسبی داشته باشند بايد به گونه ای کاشت شوند که به روی يک ديگر کمتر سايه بياندازند و به عبارتی ديگر موجب جلوگيری از تابش نور کافی به گياه نشوند از طرفی در فصول سرد ميزان غذا رسانی خاک به ريشه کمتر می شود و اگر تراکم هم در چنين وضعيتی زياد باشد طبيعی است که به ريشه مواد کافی نخواهد رسيد
آبياری اوليه : برای آبياری گلخانه بهتر است از سيستم تحت فشار به صورت قطره ای استفاده کنيم.در اين روش که بهترين نوع آن استفاده از نوارهای آبياری است که از حدر رفتن آب جلوگيری می کند. بر اساس برنامه ای منظم به آبياری گياه خواهيم پرداخت زيرا آبياری به صورت سنتی ضمن بالا بردن مصرف آب و همچنين رطوبت گلخانه مواد غذايی در خاک را شسته و دسترسی ريشه را به اين مواد کم کرده.شايان ذکر است که آبياری گياه بر اساس سن گياه بافت خاک و زمان مصرف متفاوت است. برای مثال می توان گفت که خاک در زمستان به آب کمتری نيازمند است تا در فصل تابستان ولی در هر صورت بايد به طور يکنواخت و دوره های منظم آبياری کرد و مسلما در خاک های سبک مقدار آبياری کمتر و فاصله زمانی بين آن نيز کمتر خواهد بود. توصيه می شود در هنگام آبياری زمين را برای مدت طولانی به حالت اشباع قرار ندهيم و حتما رطوبت ۲۵ درصدی را در فاصله دو آبياری رعايت نماييد به عبارت ديگر برای تناوب آبياری٬ زمانی اقدام به آبياری نماييد که رطوبت خاک به ۲۵٪ رسيده باشد ضمنا اين را هم بدانيد که گياه خيار در زمانی که به گلدهی می رسد نياز بيشتری به آب دارد.
برخی از کشاورزان معتقدند بعد از اينکه گياه جوان ۴ برگ حقيقی خود را کامل کرد بايد يک دوره تشنگی به گياه داد.چون اعتقاد دارند ريشه گياه در حالت تشنگی به طور طبيعی به دنبال يافتن آب به عمق خاک نفوذ می کند و اين حرکت ريشه باعث افزايش حجم ريشه می شود. به هر حال گياه پس از دوره تشنگی و آبياری پس از آن رشد سريعی خواهد داشت. در زمان رشد بوته بايد نخهای گلخانه را آماده کرده و بر فراز بوته ها به سيم های مهار در فضای سقف گلخانه متصل نمود تا در هنگام رشد سريع بوته ها به طور منظم به دور نخ ها بسته شود برای بستن بوته ها به دور نخ ها روش های مختلفی وجود دارد می توان پائين نخ ها را به سيم مهار در پائين گياه بست و يا اينکه نخ اضافه را به دور قرقره های سيمی پيچانده و بر روی سيم مهار قرار داد و يا اينکه به وسيله کلیپس های مخصوص که به اندازه قطر ساقه گياه است و به انتهای نخ ها بسته می شود ارتباط ساقه و نخ را بدون گره زدن به گياه برقرار نمود شايان ذکر است که نبايد در مرحله نخ کشی بی توجهی نمود زيرا غفلت در اين کار باعث شکستن ساقه گياه می شود و سبب آسيب جدی به گياه خواهد شد.
آبیاری : آبياری گلخانه برای خاک های سبک می تواند به روش نشتی باشد يعنی با ايجاد جوی و پشته آبياری صورت می گيرد. در صورت استفاده از سيستم های قطره ای که با لوله های مخصوص صورت می گيرد نيازمند يک محاسبه دقيق هستيم زيرا معمولا وسط خط لوله از فشار آب کمتری برخوردار است و به اين علت آبياری به صورت يکنواخت انجام نمی شود.آبياری قطره ای بايد به صورتی باشد که پيازرطوبتی بين دو قطره چکان به يکديگر متصل شود . همانطور که می دانيد روزانه مقدار معينی اب زمين تبخير می شود که بايد در موقع مناسب تامين گردد.در صورتی که نسبت به آب يک منطقه مشکوک باشيم با آزمايش آب تصميم نهايی را اتخاذ می کنيم مقادير مجاز EC در آب براساس ميلی موس تامين می شود EC کمتر از ۱ بسيار خوب EC بين ۱ تا۲ مناسب و EC ۲ تا ۳ کمی زياد EC ۳ تا ۴ زياد و EC بالاتر از ۴ بسيار زياد غير قابل قبول می باشد.

هرس اولیه : در بته خيار تا زمانی که ارتفاع گياه به ۳۰ سانتی متر نرسيده هيچگونه هرسی را انجام نمی دهيم . اما پس از اينکه بوته به ارتفاع ۳۰ سانتی متری رسيد شاخه های فرعی و ميوه و گلهای آن را به تدريج حذف می کنيم. با اين کار به گياه اجازه می دهيم که تمام انرژی توليدی توسط گياه صرف رشد ساقه و برگهای اوليه شود و بدين وسيله گياه قوی و شاداب باشد از ارتفاع ۳۰ سانتی متر به بعد شاخه های فرعی را حذف کنيم ولی با توجه به فصل کاشت و نظر برخی کارشناسان و کشاورزان با سابقه برخی به شاخه های فرعی اجازه می دهند رشد نمايند و بر اساس واريته و فصل کاشت طول شاخه های فرعی را تنظيم می کنند. قابل ذکر است که در فصل بهار جوانه انتهايی شاخه های فرعی را بعد از ظهور برگ پنجم حذف می کنند به ياد داشته باشيد که هرس اوليه گياه تاثير مستقيم و بسيار خوبی در رشد و بار دهی بوته خواهد داشت البته مشروط بر اينکه به طور صحيح و اصولی انجام گيرد.

برداشت محصول : از مواردی که بايد در انجام آن دقت بسياری کرد تا آسيبی به گياه وارد نشود نحوه چيدن خيار از بوته است که به دلايلی با اهميت است شيوه اصولی و صحيح چيدن خيار از بوته اين است که آن را به سمت بالا کشيده تا بدين وسيله از ساقه جدا شود اين عمل باعث می شود که بقايا يا دنباله ميوه بر روی ساقه باقی نماند زیرا باقی ماندن این قسمت بر روی ساقه باعث پوسيدگی ساقه می شود و از طرفی دنباله ميوه علاوه بر اينکه وزن ميوه را سنگين تر می کند باعث جلوگيری از نرم شدن سريع ميوه هم می شود امروزه در اکثر گلخانه ها ديده می شود که خيار را به وسيله قيچی از شاخه جدا می کنند اين کار زمانی می تواند مشکل آفرين باشد که قيچی آلوده به بيماریهای قارچی و ويروسی خاصی باشد. در اين حالت امکان انتقال بيماری از يک بوته به بوته ديگر زياد است. بد نيست بدانيد به تازگی دستگاهی اختراع شده است که به وسيله اشعه می تواند ميوه را از ساقه جدا کند.ولی تا زمانی که دسترسی به اين وسائل امکان پذير باشد بهتر است حتی المقدور ميوه با دستکش چيده شود ضمنا از ابزارهایی استفاده کنيد که اطمينان داشته باشيد آلوده نيستند.

پائین کشی بوته ها : زمانی که بوته ها به سقف مفيد گلخانه می رسند بايد پائين کشيده شوند.نکته ای که در اين دوره حائز اهميت است هرس برگهای فرسوده تر و پير تر در طول دوره برداشت است.به طوری که هنگام پائين کشيدن بوته برگهای پائينی ضمن اينکه عمر خود را سپری کرده اند تعداد کمی نيز برای هرس کردن باقی مانده باشد. بايد همواره به ياد داشته باشيد که هرس برگهای فرسوده در هر نوبت نبايد بيش از ۳ برگ در بوته باشد و حداقل ۱۸ تا ۲۵ برگ روی بوته باقی بماند. هرس برگ های فرسوده بايد در طول دوره و به تناوب انجام گيرد که در هنگام پائين کشی مشکلی پيش نيايد و ضمنا متوجه باشيم برگهايی که هرس می کنيم نبايد از تعداد برگهای توليد شده بيش تر باشد. به هر حال بعد از هرس برگ هاي مسن تر و رسيدن بوته به سقف٬ ۳ روش برای هرس بوته خيار مرسوم است.
اول اينکه با حذف برگهای پائينی و شل کردن نخ ها از قرقره که به سيم مهار متصل است ساقه را به صورت گرد در روی زمين قرار داده البته گاهی ساقه ها به جای اينکه روی زمين قرار گيرند بر روی شاسی های مخصوصی که با فاصله ۵۰ سانتی متر تعبيه شده اند قرار می گيرند. زمانی که بوته به انتها می رسد به دو شاخه فرعی اجازه می دهیم که رشد خود را ادامه دهند و دوباره به سمت پائین حرکت کنند.این دو شاخه فرعی را مانند شاخه های اصلی در نظر می گيريم و پس از رشد اين شاخه ها جوانه ای انتهايی شاخه اصلی را حذف مي کنيم و سوم اگر در پايان فصل کشت با فرا رسيدن هوای گرم مصادف باشد می توان به جای پائين کشيدن بوته ها آن را بر روی سيم ها انداخته تا مانند سايبانی در گلخانه عمل کند در اين حالت بايد کاملا مراقب بود که بوته ها در موقع خم شدن شکسته نشوند و بعد ها دچار ضايعات و بيماری نگردند

|+| نوشته شده توسط حسن در سه شنبه یکم اسفند 1385  |
 کشت فلفل رنگی در گلخانه

 

کشت فلفل رنگی در گلخانه
فلفل رنگی با دارا بودن ۱۲ برابر ویتامین c نسبت به پرتقال یکی از پر مصرف ترین سبزیجات در اروپا و آمریکا می باشد که با رنگ ها و طعم گوناگون به صورت خام و یا پخته مصرف می گردد.چنانچه بتوان فلفل های رنگی را با کیفیت بالا تولید نمود با توجه به مصرف زیاد آن در فصل زمستان می توان مطمئن بود که بازار خوبی در داخل و خارج از کشور برای این محصول مهیا و آماده است.
شروع کشت : کشت فلفل در خزانه شروع می شود معمولا در اروپا از نیمه اکتبر تا نیمه نوامبر کشت در خزانه آغاز می شود.یعنی از مهر تا آبان ماه و پس از ۶۰ روز نشاء را به گلخانه اصلی منتقل می کنند و برای یک سال از آن محصول برداشت می نمایند.این زمان کشت می تواند برای مناطق شمال ایران در نظر گرفته شود و در مناطق جنوب از اوائل تیرماه می توان کشت در خزانه را آغاز کرد البته باید در مناطق جنوبی کشور که هوا گرمتر است محیط مناسب را برای خزانه مهیا نمود.چنانچه میزان نوردهی و دمای خزانه مطلوب و درست باشد نشاء پس از ۴۵ روز آماده انتقال به زمین اصلی است ، مشروط به آن که دمای محیط خزانه در شب و روز بین ۲۵ تا ۲۶ درجه سانتی گراد باشد و برای جوانه زدن بذر رطوبتی در حد ۸۰ درصد ایجاد گردد.با این شرایط می توان امیدوار بود که بذرها بین ۷ تا۱۰ روز جوانه بزنند در این مرحله میزان نور برای باروری بهینه جوانه ها بین ۱۶ تا ۱۸ ساعت در روز است.وقتی جوانه ها سر از خاک بیرون آورند دمای محیط را باید بین ۲۳ تا ۲۴ درجه سانتی گراد و رطوبت محل را بین ۶۵ تا ۷۰ درصد تنظیم کرد در صورتی که دمای بستر هم در حد ۲۱ درجه سانتی گراد باشد یک دوره دو هفته ای را به انتظار می نشینیم. در محل خزانه تراکم بوته باید به گونه ای باشد که بر روی یکدیگر سایه نینداخته و از طرفی با رشد نشا همواره جای بیشتری را برای آنها در نظر گرفت از هفته پنجم دمای محیط را بر روی ۲۴ درجه در روز و ۲۲ درجه در شب تنظیم کرده و دمای محیط بستر را به ۲۰ درجه سانتی گراد می رسانیم چنانچه مقدار نور از ۱۸ ساعت به ۱۴ ساعت در روز تغییر یابد با توجه به وضعیت اقلیمی پس از گذشت ۲ تا ۴ هفته گیاه جوان به اندازه ۲۰ سانتی متر ارتفاع یافته و ۴ برگ حقیقی بر روی ساقه نمایان می شود.در این حالت نشاء فلفل آماده انتقال به زمین است.فراموش نکنیم که قبل از انتقال نشاء گلخانه از هر حیث مهیا باشد تا به راحتی بتوان شرایط رشد گیاه را مهیا نمود. در اینجا باید تاکید کرد که نباید در انتقال نشاء به زمین اصلی زمان را از دست داد و تاخیر نمود.زیرا این بی توجهی باعث مشکلاتی در طول دوره رشد و باروری ایجاد می کند.از طرفی شرایط محیطی گلخانه باید از نظر نور و دما مطلوب و قابل کنترل بوده و فضای خزانه عاری از هر گونه علف های هرز و آفات و بیماریها باشد تا گیاه جوان بتواند مراحل اولیه رشد خود را در شرایط مساعدی انجام دهد زیرا گیاهی که در وضعیت نامطلوب متولد می شود در ابتدا با مشکلات عمده ای مواجه خواهد شد و در صورتی که این گیاه زنده بماند هرگز نمی تواند یک گیاه سالم و قوی در دوره رشد خود باشد. حال می توان با آرامش خاطر نشاء را با تراکم ۲ بوته در متر مربع کشت نمود در این شرایط یعنی پس از انتقال نشاء به گلخانه دمای بستر بین ۱۸ تا ۲۰ درجه و دمای فضای گلخانه در شب ۱۹ درجه و در روز ۲۱ درجه سانتی گراد و رطوبت محل بین ۵۵ تا ۶۰ درصد باید باشد با توجه به زمان کشت پس از گذشت ۴ تا ۶ هفته بوته دارای شاخه و برگ و گل می شود و ارتفاع آن به ۳۰ سانتی متر می رسد. وقتی بوته فلفل به ارتفاع ۳۰ سانتی متری رسید کلیه برگ ها و شاخه های فرعی و گل های آن را تا ارتفاع ۳۰ سانتی متری هرس می کنیم وفقط اجازه می دهیم ۲ تا ۳ شاخه فرعی رشد نماید. شایان ذکر است اولین گلی که بر روی شاخه های فرعی رویش کرده است باید حذف شود زیرا با تبدیل این گل به میوه با توجه به اینکه در بین دو شاخه فرعی شکل گرفته و رشد کرده است علاوه بر اینکه به صورت بد شکل در می آید آسیب جدی به خود بوته نیز وارد می نماید. به عبارت دیگر به علت رشد میوه و فشاری که به واسطه این باروری به دو یا سه شاخه اولیه وارد می شود اولین گل شاخه های فرعی باید حذف شود. در صورتی که بوته فلفل به اندازه کافی رشد کرده باشد اجازه می دهیم گل دوم به میوه تبدیل شود و اگر تمایلی به این کار نداشته باشیم فرصت مناسبی برای رشد بیشتر شاخ و برگ و ریشه بوته را فراهم ساخته ایم و از طرف دیگر موقعیت را برای تبدیل گل سوم به میوه مهیا وآماده می کنیم. بدیهی است که بر روی ۲ یا ۳ شاخه مذکور تعدادی شاخه های فرعی رویش می کند که به علت هجم برگ ها می توانیم جوانه انتهایی این شاخه های فرعی را بعد از برگ اول حذف کنیم و یا در صورتی که شاخه فرعی مزاحم شاخه های دیگر شد آن را به طور کلی حذف می کنیم. توجه داشته باشید که حذف شاخه های فرعی و هرس جوانه انتهایی شاخه های فرعی باید به گونه ای باشد که در نهایت میوه های فلفل در پوشش برگ ها قرار گرفته و بدین وسیله از آفتاب سوختگی در امان بماند خاطر نشان می شود کشاورزان ماهر با توجه به فصل کاشت موقعیت بوته و تراکم بوته اجازه می دهند بین ۵ تا ۷ گل به میوه تبدیل شود و انتخاب به دو شاخه فرعی یا به عبارتی سه شاخه فرعی تنها بر اساس ارتفاع گلخانه تجربه کشاورز و استعداد بوته می باشد. بنابراین با داشتن ۲ تا ۳ شاخه فرعی بر روی هر بوته جمعاً ۵ تا ۷ گل تبدیل به میوه می شود که با توجه به شکل میوه و مرغوبیت آن در صورت نیاز گل های اضافی را حذف می کنیم تا میوه های مرغوب تری برداشت کنیم این روش تا پایان دوره کشت ادامه خواهد داشت. گل خانه داران عزیز باید بدانند که در طول رشد گیاه نباید از وجود کنه غافل شویم و با مشاهده اولین مورد اقدامات لازم را برای ریشه کن کردن این آفت مخرب به عمل آورد در این رابطه ممکن است برخی از کشاورزان عوارض کنه را با ویروس اشتباه بگیرند که در این مورد باید دقت بیشتری به عمل آورد.مورد دیگری که باز در این مرحله گیاه را تهدید می کند کرم برگ خوار است که خوشبختانه نمی تواند پنهان بماند و به خوبی قابل رویت است.موارد دیگر وجود شته سیاه بر روی برگ فلفل - وجود شته سبز بر روی برگ فلفل - خساراتی که شته بر روی بوته و میوه فلفل به جای می گذارد - خسارت کرم بر روی میوه فلفل و وجود کرم بر روی میوه فلفل و بد شکلی میوه و ...
بستن بوته فلفل: بوته فلفل بر خلاف بوته خیار و گوجه فرنگی به پایین کشیده نمی شود بلکه بر اساس ارتفاع مفید گلخانه می توان دو تا سه شاخه را انتخاب کرده و به انتهای هریک از شاخه های فرعی نخ بسته و آنها را مانند شاخه های اصلی به دور نخ ها پیچید زیرا در پایان دوره گیاه در صورت سلامتی به اندازه ارتفاع مفید گلخانه رشد می کند. در کشت فلفل های رنگی مانند هر کشت دیگری نارسایی در رشد گیاه بوجود می آید که خوبست آنها را بشناسیم تا بهتر بتوانیم مشکلات را برطرف کنیم.بد شکلی میوه زمانی صورت می گیرد که بعد از رویش گل٫ دما برای مدت طولانی مناسب گیاه نبوده و در حد ۱۴ در جه سانتی گراد بوده است.لازم به ذکر است در ماه های سرد زمستان نیز این مشکل برای گیاه بوجود می آید البته این عارضه علت دیگری هم دارد و آن وجود حشرات موزی بر روی گیاه است. این حشرات معمولا شیره گیاه را مکیده و باعث بد شکلی میوه آن می شوند در صورتی که رطوبت گلخانه به ۸۵ درصد برسد و یا در مواقع شب هوای گلخانه سرد و اطراف آن گرم باشد و یا اینکه آبیاری در طول روز دیر شروع شود میوه بوته فلفل ضخیم و در نهایت دو قسمت می شود.زمانی که میوه در اندازه مناسب است ولی تغییر رنگ نمی دهد میانگین دما در شبانه روز کم است بهتر است حداقل نیم درجه میانگین را افزایش داد.
جدا شدن میوه از بوته قبل از رسیدن کامل: این عارضه ممکن است در اول دوره اتفاق بیافتد و علت آن مربوط می شود به برگ های اولیه که هنوز کوچک هستند و نمی توانند به مقدار کافی مواد لازم را تولید کنند با افزایش بر می توان این نقص را برطرف کرد.
تغییر رنگ میوه در حالی اندازه میوه کوچک است: علت این مشکل یا بخاطر تعداد بیش از حد میوه بر روی شاخه ها است و یا اینکه فاصله گره ها کم و برگ ها کوچک است.برای رفع این نارسایی بهتر است میانگین دمای گلخانه را ۱ تا ۲ درجه افزایش داده و گیاه را وادار به رشد و رویش بیشتری بنماییم. به طور معمول فاصله بین گره ها باید حدود ۶ تا ۷ سانتی متر با شد و شرایط گرم گلخانه نیز می تواند باعث ریز شدن میوه ها گردد.در صورتی که انتهای میوه فاسد و یا پوسیده شود کمبود کلسیم علت اساسی آن می باشد و از آنجا که میزان نیاز فلفل به کلسیم زیاد بوده و کمبود آن مشکلات زیادی را برای تولید محصول فراوان و مرغوب ایجاد می کند می توان از نوعی کود کامل که دارای ۵/۲۲ درصد کلسیم می باشد و با نام کال ماکس عرضه می گردد استفاده نمود با اضافه کردن این ماده به رژیم غذایی گیاه می توان این عارضه را بر طرف کرد.آفتاب سوختگی هم یکی از عوارضی است که به اثر تابش بیش از حد آفتاب بر روی میوه بر می گردد. برای اینکه فلفل دچار این مشکلات نشود شما می توانید با پوشش برگ ها بر روی میوه از شدت تابش نور آفتاب بر روی میوه جلوگیری کنید و بالاخره آسیب های این چنینی که بوسیله گنجشک ها بوجود می آید. فلفل های رنگی در طول زمان رشد خود دچار دگرگونی هایی می شود که لازم است گلخانه داران عزیز در این مورد هم اطلاعاتی داشته باشند مثلا واریته بیانگا که به رنگ فسفری مشهور است در ابتدا به همین رنگ است و سپس به رنگ قرمز در می آید و واریته زرو ابتدا به رنگ بنفش است و چنانچه چیده نشوند به رنگ قرمز تبدیل می شود.در حقیقت به خاطر زودرسی این دو واریته و تقاضای بیشتر فلفل های سبز در بازار برای شروع عرضه در بازار می توان از این دو واریته استفاده کرد شایان ذکر است که واریته های دیگر فلفل های رنگی در ابتدا سبز هستند و رفته رفته به رنگ های زرد ٫ نارنجی ٫ قرمز و شکلاتی تبدیل می گردد

|+| نوشته شده توسط حسن در سه شنبه یکم اسفند 1385  |
 گیاهشناسی گندم وجو

 
تاریخچه
خاستگاه واقعی جو هنوز ناشناخته است. اما بسیاری از محققین، خاستگاه این گیاه را کوه‌های زاگرس در غرب ایران، آناتولی جنوبی و فلسطین می‌‌دانند. بر پایه نظریه والیوف، مبداء جوی ریشک دار و غلاف دار، کشور اتیوپی و شمال آفریقا و مبداء نوع بدون ریشک، ریشک کوتاه و کلاهک دار، آسیای جنوب شرقی، به ویژه چین، ژاپن و تبت است
جو برای تعداد زیادی از مردمان نواحی سردسیر و خشک (به ویژه خاور میانه و شمال آفریقا) منبع غذایی مهمی به شمار می‌‌رود. البته امروزه بیشتر برای خوراک دام و تهیهٔ فراورده‌های تخمیری از این گیاه استفاده می‌‌کنند.
[ویرایش]
سازگاری گیاه جو
جو یکی از سازگارترین غلات است که در شرایط آب و هوایی مساعد، در خاک حاصلخیز که قابلیت نگهداری آب در آن زیاد باشد، و همچنین در خاک هایی که پ.هاش آنها بین 7 تا 8 باشد تولید می‌شود. این گیاه نسبت به گندم در برابر خشکی مقاوم تر است و بنابراین در آب و هوایی که آب، سبب محدود کردن تولید غلات می‌شود، جو می‌‌تواند بیشترین محصول را تولید کند. در شرایط دیم هم عملکرد جو بهتر از گندم و چاودار می‌‌باشد. تولید جو در همه نوع زمینی با بارندگی سالیانه 200 تا 250 میلیمتر امکان‌پذیر است.

جو نسبت به دمای بالا (بیش از 32 درجه سانتی گراد) مقاوم است. اما در شرایط آب و هوای مرطوب، در برابر دمای بالا بسیار حساس است.

دانه جو نسبت به گندم برای جوانه زدن به رطوبت کمتری نیاز دارد. در مواردی که پس از جوانه زدن دانه، گیاه به علت کمبود رطوبت خشک شود، با فراهم شدن شرایط مساعد رطوبتی، گیاه رشد مجدد خود را با شدت بیشتری آغاز می‌‌نماید.

جو از لحاظ مقاومت به سرما، نسبت به گندم در ردیف پایین تری قرار می‌‌گیرد. بنابراین به نظر می‌‌رسد که کشت جوی پاییزه در مناطق سردسیر چندان اطمینان بخش نباشد.

در مقایسه با سایر غلات، جو نسبت به شوری خاک، چه در مرحله جوانه زنی و چه در مراحل دیگر مقاوم تر است.
[ویرایش]

انواع جو

در خصوص واکنش به دما، سه نوع جو موجود است:

نوع بهاره که به سرما حساس بوده و بنابراین در بهار کاشته می‌شود. نوع پاییزه که در فصل پاییز کاشته می‌شود و تا فرا رسیدن فصل بهار، سنبله تولید نمی‌کند. نوع حد واسط که نسبت به سرما مقاومت کمتری داشته و در نقاط نسبتاً گرمسیر در هر دو فصل بهار و پاییز کشت می‌شود.

جوی بهاره و پاییزه را نمی‌توان همچون گندم بهاره و پاییزه که تفاوت دانه آنها کاملاً مشخص است، تشخیص داد. جوی پاییزه در بسیاری از نواحی نیمه خشک که بارندگی آنها غالباً در فصول گرم سال (بهار و تابستان) انجام می‌شود، تقریباً 10 تا 14 روز زودتر از گندم پاییزه کاشته می‌شود. جوی بهاره را هم تا آنجا که امکان دارد باید زودتر کاشت. البته جو نسبت به سرمای بهاره (دمای زیر صفر) نسبت به گندم حساس تر است. کشت زودتر جوی بهاره سبب می‌شود که محصول جو قبل از فرا رسیدن ایام گرم و خشک، برسد. تأخیر در کشت جو سبب لاغری دانه، عملکرد پایین و... می‌شود.
[ویرایش]

کود

جو هم مانند دیگر گیاهان خانواده گندمیان، مراحل رشد مختلفی دارد که زمان هر مرحله تحت تأثیر عوامل مختلف قرار می‌‌گیرد. یکی از عوامل مؤثر در رشد گیاه، خاک و البته استفاده از کود می‌‌باشد. نیازهای کودی جو مشابه گندم است. پایین بودن میزان نیتروژن و فسفر و تا حدی پتاسیم خاک، می‌‌تواند عملکرد جو را محدود نماید. البته استفاده از کود به منظور تولید حداکثر محصول، باید بر مبنای آب قابل مصرف برای گیاه باشد. همچنین برای تولید جو به عنوان خوراک دام، میزان کود مصرفی معمولاً زیادتر از کود مصرفی برای گیاه جو است که برای مصارف دیگر از جمله تهیهٔ فراورده‌های تخمیری کشت می‌شود. معمولاً مصرف 50 تا 60 کیلوگرم نیتروژن در هر هکتار، می‌‌تواند عملکرد جو را به نحو مطلوبی افزایش دهد.
[ویرایش]

آفات و بیماری‌های جو

جو نسبت به بیماری‌های قارچی فوق العاده حساس است. سیاهک یکی از مهم‌ترین این بیماری هاست.

سیاهک پنهان جو، عامل قارچی به نام U.hordei می‌‌باشد. در این بیماری، توده‌ای از هاگ‌های سیاه رنگ جای محتویات دانه را می‌‌گیرد. اسپور بیماری در سطح دانه یا داخل خاک قرار می‌‌گیرد. زمانی که بذر جوانه می‌‌زند، اسپور هم جوانه زده و به گیاه جوان حمله می‌‌نماید. شیوع این بیماری در خاک‌های اسیدی بیش از خاک‌های خنثی یا خاک‌های آهکی (پ.هاش بیشتر از 7) است.


سیاهک آشکار، به وسیلهٔ قارچی به نام U.gnuda ایجاد می‌شود. در این بیماری، توده‌ای از اسپورهای سیاه رنگ، جای همه اعضای گل را می‌‌گیرند. پس از متلاشی نمودن گل، اسپور سیاهک با باد و باران پخش شده و به تمام کلاله‌های بوته‌های آلوده نشده هم می‌‌رسد و انتشار می‌‌یابد.

زنگ ساقه، زنگ برگ و زنگ‌های نواری هم از دیگر بیماری‌های قارچی هستند که به خصوص در نقاط گرم و مرطوب زیان‌های فراوانی به جو وارد می‌‌کنند.

جو نسبت به حمله سفیدک که عامل آن Erysiphia grarninis است بسیار حساس است. این بیماری، معمولاً در خاکی که میزان نیتروژن آن بالا باشد، بیشتر انتشار می‌‌یابد. البته گرد گوگرد می‌‌تواند این بیماری را کنترل نماید. از سایر بیماری‌های جو می‌‌توان پوسیدگی ریشه، لکه سیاه، سوختگی و انواع بیماری‌های ویروسی را نام برد.
[ویرایش]

برداشت جو

معمولاً جو را هنگامی که رطوبت دانه بین 30 تا 40 درصد باشد، برداشت می‌‌کنند. در این میزان رطوبت، دانه‌ها چاق تر است. با توجه به این که میزان رطوبت برای انبار کردن دانه بالاست، باید به طرق مصنوعی دانه را خشک نمود تا از گرم شدن و فساد بعدی دانه جلوگیری به عمل آید.
[ویرایش]

موارد مصرف جو

از جو استفاده‌های مختلفی می‌‌کنند. بخش قابل توجهی از آن را به صورت درسته یا نیم کوب به عنوان خوراک دام مورد استفاده قرار می‌‌دهند. ارزش غذایی دانه جو به دلیل غلاف و پوشینک‌های داخلی و خارجی غیر مغذی آن، تقریباً 5 درصد از دانه ذرت کمتر است. البته امروزه سعی می‌شود با اصلاح نژاد جو، انواعی با میزان بیشتری پروتئین و اسید آمینه‌های ضروری به خصوص لیسین تولید شود.

از جو در پخت و پز برای تهیهٔ انواع نان و سوپ استفاده می‌شود. برای تهیهٔ برخی غذاهای کودک هم از جو استفاده می‌‌کنند. بعضی انواع جو را پوست کنده یا نیم کوب می‌کنند و پس از جدا نمودن غلاف، در تهیه سوپ به کار می‌‌برند.

در صنعت نانوایی ایران از جو بسیار کم استفاده می‌‌کنند. در صورتی که مهندسین ژنتیک بتوانند ارزش غذایی این دانه خوراکی را بهبود بخشند، جو می‌‌تواند به عنوان یکی از غلات مهم همچون گندم در تهیهٔ انواع غذاها و نان‌ها به کار رود.

در برخی کشورها از جو در فراورده‌های تخمیری استفاده می‌شود. مثلاً از دانه جو برای تهیهٔ مالت استفاده می‌‌نمایند. معمولاً از دانه‌های چاق و یکنواخت و همچنین دانه هایی که شکسته نباشند و پوست آنها کنده شده باشد، در تهیهٔ این فراورده‌ها استفاده می‌‌کنند. همچنین روشن بودن رنگ دانه، داشتن قدرت جوانه زنی سریع و یکنواخت و همچنین داشتن 10 تا 13 درصد پروتئین در دانه، از جمله ویژگی‌های جوهایی بشمار می‌آید که در تهیهٔ این گونه فراورده‌ها از آنها استفاده می‌شود.

Dianella 04-05-2006 02:35 AM

ویژگی‌های گیاه گندم
گندم، گل آذین سنبله‌ای دارد. از هر گره آن معمولاً یک سنبلچه متشکل از دو گلوم و سه گلچه به وجود می‌‌آید. گاهی تعداد گلچه ها به 9 هم می‌‌رسد. دانه گندم بین دو پوشش قاشق مانند به نام های پوشک بیرونی (لما) و پوشک درونی (پالئا) قرار گرفته است.
برگ های گندم مانند برگ های سایر غلات (به جز ذرت و ارزن)، نازک و کم عرض بوده و زبانه‌های کوچکی دارند. میوه گندم با توجه به گونه آن، 3 تا 10 میلیمتر طول و 3 تا 5 میلیمتر هم قطر دارد و شامل این بخش هاست
گیاهک: یا رویان که تقریباً 5/2 درصد وزن دانه را تشکیل می‌‌دهد و سرشار از پروتئین و چربی است که این بخش را معمولاً در تهیهٔ آرد گندم جدا می‌‌کنند. سبوس: همان پوستهٔ دانه است و تقریباً 14 درصد از وزن دانه را تشکیل می‌‌دهد. سبوس را هم همچون گیاهک در مرحلهٔ آرد سازی از دانه جدا می‌کنند و معمولاً برای خوراک دام مورد استفاده قرار می‌‌گیرد. آندوسپرم: حاوی مواد نشاسته‌ای دانه گندم است و تقریباً 83 تا 87 درصد از کل دانه را شامل می‌‌شود. آندوسپرم دارای دانه‌های نشاسته‌ای و مواد پروتئینی می‌‌باشد که دانه‌های نشاسته آن بوسیله گلوتن که یکی از پروتئین های موجود در دانه است، بهم چسبیده اند. میزان گلوتن موجود در دانه بر حسب نوع و نژاد گندم تفاوت می‌‌کند. همین میزان گلوتن گندم است که مرغوبیت آن را تعیین می‌‌نماید. گندم های قرمز سخت بهاره و پاییزه گلوتن بیشتری دارند و به همین دلیل، ارزش تهیه نان از آنها بیشتر است. چون خمیر حاصل از آردی که از لحاظ گلوتن غنی است، به دلیل داشتن حالت کشدار، قادر است که گازهای ناشی از تخمیر را بیشتر در خود نگهدارد و برای همین، خمیر بهتر ورآمده و حجمش بیشتر می‌‌گردد
آب و هوای مناسب برای رشد گندم
شرایط ایده آل برای رشد گندم، آب و هوای خنک در دوره رشد رویشی، آب و هوای معتدل در دوران تشکیل دانه و آب و هوای گرم و خشک در زمان برداشت محصول می‌‌باشد. بنابراین در مناطقی که زمستان های سخت دارند، کشت گندم با مشکلاتی از قبیل سرمازدگی زمستانی مواجه می‌‌شود. البته باید بدانیم که گندم در برابر خشکی مقاومت چندانی ندارد و نمی‌تواند به مدت طولانی، خشکی و کم آبی را تحمل نماید. اما قادر است خود را با شرایط خشک تا حدی تطبیق داده و با تشکیل یاخته‌های کوچکتر که در نهایت سبب تشکیل برگ های کوچک و در نتیجه روزنه‌های کوچکتر می‌‌شود، سطح تعریق را کاهش دهد و از اثرات سوء کم آبی تا حدی محفوظ بماند

انواع گندم
معمولاً گندم ها را به دو دسته کلی گندم بهاره و گندم پاییزه تقسیم بندی می‌‌کنند. این دو نوع علاوه بر آن که دانه هایشان از نظر رنگ، بافت، شکل و... با هم فرق دارد شرایط رشد و نمو آنها نیز با هم تفاوت می‌‌کند. این دو نوع گندم را در دو زمان مختلف در سال کشت می‌‌نمایند. دانه گندم، دارای شیاری است که در طول دانه قرار می‌‌گیرد. عمق این شیار در گندم های پاییزه زیاد و در گندم های بهاره کم است. طرفین این شیار در گندم های بهاره گرد و در گندم های پاییزه گوشه دار می‌‌باشد
گندم بهاره گندم بهاره: گندم بهاره همان طور که از نامش پیداست، در اوایل بهار کاشته می‌‌شود. پس از جوانه زدن، گیاه جوان در بهار و اوایل تابستان رشد نموده و محصول آن را تا اواخر تابستان برداشت می‌‌کنند. گندم بهاره را معمولاً در نواحیی کشت می‌کنند که گندم پاییزه نمی‌تواند در برابر سرمای سخت زمستانی آن مناطق، مقاومت نماید. البته میزان محصول دهی گندم پاییزه از بهاره بیشتر است. معمولاً پس از تهیه بذر و زمانی که دمای خاک به یک درجه سانتی گراد بالای صفر رسید، گندم بهاره را می‌‌کارند. اگر شرایط آب و هوایی اجازه دهد می‌‌توان گندم را زودتر هم کاشت تا دوره رشد آن طولانی تر شده و میزان محصول دهی آن بیشتر شود
گندم پاییزه گندم پاییزه: این نوع گندم در نیم کره شمالی، در فصل پاییز موقعی که دمای خاک از 13 درجه سانتی گراد کمتر باشد کشت می‌‌شود. ابتدا بذر گندم پاییزه جوانه می‌‌زند. سپس در فصل زمستان، گیاه به صورت گیاه جوان کوچکی باقی می‌‌ماند و با آغاز فصل بهار، مجدداً رشد و نمو خود را آغاز می‌‌کند. معمولاً در یکی از ماه‌های خرداد، تیر یا نهایتاً مرداد، دانه می‌‌رسد و آماده برداشت می‌‌شود.
گندم بهاره برای آن که به مرحلهٔ گل دهی برسد، باید به مدت طولانی در معرض هوای سرد قرار گیرد. اگر گندم پاییزه را در بهار بکارند، چون دورهٔ سرما را پشت سر نمی‌گذارد، نمی‌تواند گل آذین خوبی تشکیل دهد.
گندم های پاییزه به نسبت گندم های بهاره ریشه‌های عمیق تر و پرپشت تری دارند که تا 200 سانتی متر در خاک نفوذ می‌‌کنند. این امر ناشی از آن است که گندم های پاییزه فصل رشد طولانی تری دارند.
شرایط مناسب برای رشد گندم
خاک: خاک شنی و رسی عمیق با زهکشی خوب، برای رشد گندم مناسب است. اصولاً میزان عملکرد گندم در شرایط دیم (آبیاری با باران)، در خاک های ریز بافت بیشتر است، چون این قبیل خاک ها قادرند آب را بهتر و به مدت طولانی تر در خود نگهدارند. اما در شرایط آبی (که کشاورز خود گیاه را آبیاری می‌‌کند)، معمولاً گندم زیاد تحت تأثیر بافت خاک خود قرار نمی‌گیرد. آب: گندم هم مانند سایر گیاهان نمی‌تواند در خاک خشک جوانه بزند. گندم بهاره به دلیل ذخیره شدن رطوبت زمستانی درخاک، همواره رطوبت مورد نیاز خود را دارد. اما رطوبت خاک گندم های پاییزه معمولاً فرایند جوانه زنی را با مشکل مواجه می‌‌نماید. اگر برای جوانه زنی یا رشد اولیهٔ جوانه، خاک رطوبت کافی نداشته باشد بذرها ممکن است بپوسند یا در معرض صدمات ناشی از سرما قرار گیرند.
رشد گندم
گیاه گندم و دیگر انواع غلات، مانند بسیاری از گیاهان دو مرحله رشد دارند: رویشی و زایشی. جوانه زنی، سبز شدن و پنجه زدن جزء مرحله رویشی و ساقه رفتن و تشکیل گل آذین و دانه جزء مراحل زایشی گیاه می‌‌باشد. برای کنترل و تنظیم رشد گندم، از مواد تنظیم کننده رشد استفاده می‌‌کنند. یکی از این مواد سیکوسل (با نام تجاری CCC ) است. نام علمی این ماده شیمیایی، 2- کلرو اتیل متیل آمونیوم کلرید است که:
غشاء یاخته گندم را زیاد می‌‌کند. تعداد دسته‌های آوندی در ساقه را زیاد می‌‌کند. رشد ریشه را افزایش داده و مقاومت بوته‌های گندم در برابر خشکی را زیاد می‌‌کند. کارآیی گندم در مصرف آب را بالا می‌‌برد. پس می‌‌توان گندم را در مناطق کم باران هم کاشت و محصولی به خوبی محصول نواحی پرباران، تولید نمود. مقاومت گندم را نسبت به شوری خاک زیاد می‌‌کند. بهتر است که از کودهای نیتروژن و فسفردار برای رشد گندم استفاده شود. پتاسیم هم برای رشد گیاه گندم لازم است.

آفات و بیماری های گیاه گندم
زنگ، که عاملی به نام Puccinia آن را ایجاد می‌‌کند، مهم‌ترین بیماری گندم به شمار می‌‌رود که شامل زنگ ساقه، زنگ برگ، زنگ خطی و زنگ نواری می‌‌شود. شرایط محیطی مساعد برای ایجاد این نوع آفت، آب و هوای گرم تا گرم مرطوب می‌‌باشد. تشکیل حفره‌های قرمز یا سیاه که حاوی اسپورهای تولید مثل در سطح ساقه، برگ، غلاف و... هستند از علائم این بیماری می‌‌باشند. این قارچ ها از کارآیی گیاه در مصرف آب می‌‌کاهند، بافت های گیاه را تخریب می‌کنند و تعداد دانه‌های موجود در سنبله را مانند زمانی که گیاه به کمبود آب دچار شده، کاهش می‌‌دهند.
سیاهک، یکی از بیماری های قارچی گندم است که می‌‌تواند به صورت سیاهک آشکار، سیاهک برگ، سیاهک پنهان معمولی و... ظاهر گردد. سیاهک پنهان، مهم‌ترین و رایج‌ترین و در عین حال، مخرب‌ترین نوع سیاهک است که خسارت زیادی مخصوصاً به گندم پاییزه وارد می‌‌آورد.
بجز اینها، پوسیدگی جوانه و ریشه هم بیماری هایی هستند که قارچ ها آنها را به وجود می‌‌آورند و این بیماری ها هم خسارات زیادی را به محصول گندم وارد می‌‌کنند. در گذشته، ضدعفونی نمودن بذر با ترکیبات جیوه‌ای تا حدی از این بیماری ها جلوگیری می‌‌نمود، اما امروزه اغلب از کاربامات و هگزا کلرو بنزن برای نابودی این بیماری ها استفاده می‌‌کنند.

زمان برداشت محصول
زمان برداشت گندم تحت تأثیر عواملی از جمله بارندگی، رطوبت نسبی، دمای هوا و همچنین رسیدن دانه قرار می‌‌گیرد. برداشت گندم در ایران از اوایل بهار (در مناطق گرمسیری) آغاز شده و تا اواخر تابستان (در مناطق سردسیری) ادامه دارد.
امروزه در سراسر جهان از وسایل مکانیکی خاصی برای برداشت گندم استفاده می‌‌نمایند، ولی هنوز هم گندم به طریق سنتی که کند و پر هزینه است، برداشت می‌‌شود. در روش سنتی، بوته‌های گندم را از فاصلهٔ چند سانتی سطح خاک، درو نموده و به صورت دسته‌های کوچک در می‌‌آورند. سپس این دسته ها را به خرمنگاه منتقل نموده و طی مراحل خاصی می‌‌کوبند. زمان صحیح برداشت گندم، وقتی است که رطوبت دانه بین 14 تا 16 درصد باشد.

موارد مصرف گندم مواد مغذی آن
بر خلاف سایر غلات، گندم را می‌‌توان از طرق مختلف از جمله در تهیهٔ نان، بیسکوییت، شیرینی، کیک، اسپاگتی، ماکارونی و... مورد مصرف قرار داد. از گندم در صنایع کاغذ سازی، چسب سازی و همچنین در تهیهٔ پودرهای لباسشویی هم استفاده می‌‌گردد. از سبوس و کاه آن نیز به عنوان خوراک دام استفاده می‌‌کنند.
انواع مختلف گندم برای مصارف مختلف مورد استفاده قرار می‌‌گیرند. مثلاً گندم های نرم بهاره یا پاییزه برای مصرف در صنایع بیسکوییت سازی، شیرینی پزی و کیک پزی مناسبند، در حالی که از گندم های سخت پاییزه و بهاره در نانوایی استفاده بیشتری دارند. آردی که در تهیهٔ شیرینی و کیک و بیسکوییت استفاده می‌‌شود، باید نرم و ریز بوده و همچنین پروتئین کمتر و قدرت جذب آب کمتری هم داشته باشد. برعکس، آرد مرغوب برای تهیهٔ نان، باید پروتئین بیشتری داشته باشد و ظرفیت جذب آب آن هم بیشتر باشد. چنین آردی به هنگام تهیهٔ خمیر، زیاد احتیاج به ورزدادن نداشته و در کمترین زمان، ورمی آید. به علاوه چون میزان پروتئین آن زیادتر است، حجم نان به دست آمده از آن بیشتر می‌‌شود. میزان گلوتن آرد نانوایی باید 5/11 تا 13 درصد باشد.
گندم های سخت بهاره و پاییزه، پروتئین بیشتر و گندم های نرم و سفید، پروتئین کمتری دارند. میزان مواد دانه گندم از جمله پروتئین، چربی، نشاسته، سلولز و... در انواع مختلف گندم متفاوت می‌‌باشد. پروتئین های موجود در آندوسپرم، متشکل از گلیادین و گلوتنین می‌‌باشند. این پروتئین ها از آلبومن، گلوبولین، پروتئوزها و نوکلئوپروتئین ها تشکیل یافته اند. این دو نوع پروتئین در مجاورت آب به گلوتن تبدیل می‌‌گردند. وجود همین گلوتن است که سبب برتری گندم نسبت به سایر غلات شده است.

تهیه آرد گندم
تهیه آرد گندم دارای مراحل مختلفی است. ابتدا گندم را شسته و سپس خشکش می‌کنند تا کلیهٔ مواد خارجی از آن جدا شود. برای جدا نمودن پرزها و کرک ها از سطح دانه، آنها را صیقل می‌‌دهند. برای سفت شدن سبوس و جدا شدن راحت آن از دانه، دانه ها را دوباره خیس کرده و نشاسته موجود در آندوسپرم را برای آسیاب نمودن، آماده می‌‌کنند. سپس دانه‌های گندم را روی غلتک قرار می‌‌دهند و بدون خرد شدن، دانه ها را له می‌‌کنند. در مرحله دیگری، سبوس و گیاهک از آندوسپرم نشاسته‌ای جدا می‌‌گردد. آندوسپرم را پس از خرد و نرم کردن، از الک های پارچه‌ای ریز بافت عبور می‌‌دهند. آرد گندم به این طریق تهیه می‌‌شود. این آرد تقریباً 75 تا 80 درصد وزن دانه گندم می‌‌باشد. اغلب آرد را با مواد سفید کننده سفید می‌کنند و گاهی به آن ویتامین ها یا مواد معدنی دیگری اضافه می‌‌نمایند تا ارزش غذایی آن بیشتر شود.
امروزه می‌‌توان آردهای گندم مختلف تولید نمود. اگر سبوس و گیاهک را از آندوسپرم جدا نکرده و در تهیه آرد از این بخش ها هم استفاده کنند، رنگ آرد تیره تر می‌‌شود، در عوض ارزش غذایی چنین آردی خیلی بیشتر از آرد سفیدی است که سبوس و گیاهک ندارد. البته اغلب افراد این آرد تیره را دوست ندارند. معمولاً از سبوس در تهیهٔ غذای دام استفاده می‌‌گردد.

|+| نوشته شده توسط حسن در سه شنبه یکم اسفند 1385  |
 توليد گياهان مين ياب
توليد گياهان مين ياب

توليد گياهي تراريخته كه با رشد در ميدانهاي مين رنگ آن تغيير ميكند, ميتواند از تلفات و جراحات بسياري جلوگيري كند.اين گياه كه رقم تراريخته گياه آرابيدوپسيس (Arabidopsis thaliana) است, به گاز دي اكسيد نيتروژن -كه از مين ها متصاعد ميشود- حساس است. برگهاي اين گياه سه تا پنج هفته بعد از رشد در مجاورت اين گاز از سبز به قرمز تغيير رنگ ميدهند. "كارستن مه ير" از دانشگاه كپنهاگ, كه مشاور علمي شركت "آره سا" (توليد كننده اين رقم) است, تشخيص اين تغيير را بسيار آسان ميداند. اما در عين حال گروه پژوهشي هنوز نميداند ميزان حساسيت اين گياه به دي اكسيد نيتروژن چقدر است, و به همين دليل معلوم نيست اين گياه در مجاورت چه مقدار گاز تغيير رنگ ميدهد.اما به هر حال گروه پژوهشي اميدوار است كه اين راهكار در مقياس بزرگ كارايي خود را نشان دهد. اگر چنين شود, عمليات مين زدايي سرعت چشمگيري خواهد يافت. مه ير توضيح ميدهد: "كار گذاشتن مين ها از جمع كردن آن بسيار آسان تر است." در حال حاضر هر شخص ميتواند در هر روز تنها دو متر مربع زمين را از مين پاكسازي كند."ريچارد ويرسترا" پژوهشگر گروه باغباني دانشگاه ويسكانسين كه روي آرابيدوپسيس تحقيق ميكند اين ايده را "فوق العاده" توصيف ميكند. وي توضيح ميدهد كه آرابيدوپسيس گياهي است با ريشه سطحي, و به اين ترتيب مواد منفجره در عمق كم شناسايي ميشوند. به گفته "گه ير بيوئرسويك" رئيس واحد برنامه پاكسازي مين امداد مردمي نروژ, اين عمقي است كه بيشتر مين ها در آن پيدا ميشود.پژوهشگران فرايند تغيير رنگ را با دستكاري ژنتيكي در سازوكاري ايجاد كردند كه در پاييز منجر به تغيير رنگ برگها ميشود. ژنهايي كه منجر به توليد اين رنگدانه ها (موسوم به آنتوسيانين) ميشوند بيشتر مدت سال را غير فعال هستند. گروه پژوهشي ژنهايي به گياه افزوده كه ژن توليد رنگدانه آنتوسيانين را در مجاورت گاز دي اكسيد نيتروژن فعال ميكند.شركت "آره سا" اكنون در حال تكميل دستگاه "تفنگ بذركار" است كه بتواند بذر اين گياه را به سرعت بالا و هزينه پايين در خاك بكارد. اين شركت همچنين در حال توليد گياهاني است كه نسبت به آلودگي فلزات سنگين (نظير كادميوم و نيكل) حساس است و وجود اين آلودگي را در خاك تشخيص ميدهد.گروه پژوهشي همچنين راهكارهايي طراحي كرده اند كه از انتشار اين گياه در طبيعت جلوگيري ميكند. آنها ژن مربوط به توليد نوعي هورمون رشد را از ريخته زرثي گياه حذف كرده اند, بنابراين گياه براي ادامه حيات خود به يك كود شيميايي اختصاصي نياز دارد.اما "بن آيليف" از گروه صلح سبز به كارامد بودن فناوري در پاكسازي مين خوشبين نيست. وي توضيح ميدهد: "روشهاي موثرتري براي پاكسازي ميدانهاي مين وجود دارد. مشكل اينجاست كه اراده سياسي براي حل اين مشكل وجود ندارد. راه حل نهايي اين مشكل اين است كه از ابتدا جلوي كارگذاري اين مين ها گرفته شود."
منبع: نيچر
|+| نوشته شده توسط حسن در سه شنبه یکم اسفند 1385  |
 
 
بالا